راهنمایی برای ترس و خجالت از خواستگار؟
تو ۱۷ سالگی اولین بار آقایی اومدن گفتن من رو برای کسی برای امر خیر میخوان قبلا هم شک کرده بودم و راجع بهش فکر کرده بودم اما تو این موقعیت رنگ پریدن از چهره ام رو حس کردم و چنان استرس گرفتم و فشارم افتاد که محیط رو ترک کردم و تا یه ساعت بعدش داشتم می لرزیدم هنوزم خیلی اوقات به ازدواج و خواستگاری فکر می کنم اما وقتی موقعیت واقعیش پیش میاد استرس و تپش قلب میگیرم البته تا به حال خواستگار نیومده خونمون