آیا میل به دوست نداشتن از چه چیزی نشات میگیرد؟

چندین سال است که همیشه ترجیح میدهم پیش پام رو ببینم نمیتوانم کاری را شروع کنم چون مجبور به زنده ماندن و پذیرش مسئولیت آن میشوم اینکه استخدام شدم و آیندهم تا سی سال مشخص است عذابم میدهد به تازگی وارد رابطه سالم شدم و بهترین اوقات را با پارتنرم دارم اما دائما ناراحتم که او مرا دوست دارد و من نیز و مقصر علاقه او منم، که چرا مرا به زندگی وصل میکند و میخواهم ادامه بدهم.
0
سلام
به و ضوح تعارض دو بخش از وجودتون نمایان شده و نیاز به بررسی دقیق برای کمک دارید
مواردی که گفتید ظاهر مساله هست اما ریشه اصلی در احساسات عمیق شما نهفته است
پیشنهاد می‌کنم حتما از مشاور متخصص کمک بگیرید
0
وقت بخیر، اینکه با وجود موفقیت‌هایی که به دست آوردهاید میل به ادامه زندگی ندارید و از اینکه در یک زندگی وابسته شوید و بخواهید ادامه بدهید احساس خوبی ندارید ریشه در افکار و احساساتی در روان شما دارد که شما نسبت به آن آگاه نیستید.
بهتر است در یک محیط امن درمانی به کمک یک درمانگر از احساسات و افکارتان صحبت کنید تا ریشه این «نخواستن» مشخص گردد.
0
سلام
عزیزم احتمالا ترس از صمیمیت دارید و گاهی هم ممکن هست به دلیل خلق پایین، ملال، یا افسردگی باشه در هر صورت باید در جلسات مشاوره مفصل راجع بهش صحبت کنید تا ارزیابی و تراپی بشین
0
ترس‌هایی که امده سراغت چه ترس‌هایی است؟ و معمولن خودت را چقدر مسئول حال خوب یا بد دیگران میدانی؟ ایا علاقه دیگران ازادی و انتخاب‌های تو را محدود می‌کند؟ پیشنهادم اینه برای اینکه با احساسات و طرحواره‌هایی که داری اشنا بشی با روانشناس در ارتباط باشی این مسیر میتونه برات ارام بخش باشه.
0
وقت شما بخیر عزیزم، احتمالا دچار تناقض شدی و بهتره برای شناخت بیشتر خودت با روانشناس صحبت داشته باشی
0
سلام و عرض ادب.
اجتناب از شروع فعالیت‌ها، ناامیدی از آینده، عدم لذت از رابطه می تونه به دلیل وجود اضطراب و افسردگی باشه.
بهتره برای بررسی بیشتر به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید
0
سلام
به نظر میرسه از زندگی چیز دیگری رو انتظار داشتید و به دنبال هدف دیگه ای بودید و الان هم هدفتون تغییر کرده و هم انتظارتان برآورده نشده، اینکه به پارتنرتون علاقه دارید و شما رو به زندگی وصل کرده خیلی خوبه و نشون میده درون شما هنوز زندگی رو دوست داره اما چرا داری برای زندگی کردن مقاومت میکنی دلایلی داره که باید بررسی بشه و به همراهی روانشناس بهش بپردازی، نکته مهم اینه که احساس گمگشتگی میکنی انگار خودت رو هنوز درست پیدا نکردی، حتما با روانشناس در ارتباط باش تا ضمن بررسی دقیق تر بهت کمک کنه بتونی از رابطه عاطفی سالمی که شروع کردی لذت ببری و از این آشفتگی خارج بشی
0
سلام
دوست عزیز؛
احساسی که توصیف می کنی نشان دهنده یک تعارض درونی عمیق است؛ از یک طرف میل به پیشرفت و داشتن رابطه سالم داری و از طرف دیگر، مسئولیت‌ها و پیوند‌های زندگی برایت سنگین و حتی اضطراب آور شده اند.
این دوگانگی می‌تواند ریشه در تجربه‌های گذشته، ترس از و ابستگی یا حتی نگرانی از محدود شدن آزادی شخصی داشته باشد.
توصیه اکید مین به شما، و رود به روان درمانی است تا بتوانی این تعارضات درونی را بررسی و حل کنی، منبع این ترس‌ها را بشناسی و یاد بگیری با احساس مسئولیت و تعهد به شکلی سالم کنار بیایی.
رواندرمانی به تو کمک می کند هم از رابطه ات لذت ببری و هم از فشار ذهنی رها شوی.
0
سلام
و نور.
آره افسردگی اساسی این علائم رو داره.
اگه دوست داشتی با روانشناس کانکت شو و باهاش صحبت کن، تنها راه مطمئن همینه
0
عزیزم طرحواره درمانی میتونه بهت کمک کنه ریشه افکارتو پیدا کنی
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
تجربیات و احساسات شما می‌توانند نشان‌دهنده وضعیتی باشند که در روانشناسی به عنوان 'انفعالی-تهاجمی' یا 'ترس از نزدیکی' شناخته می‌شود.
این احساسات ممکن است ناشی از ترس از دست دادن استقلال، ترس از پذیرش مسئولیت‌ها، یا اضطراب ناشی از پیش‌بینی زندگی طولانی‌مدت باشند.
مهم است که با یک متخصص روانشناسی در این باره صحبت کنید، زیرا درمان‌هایی مانند مشاوره فردی یا زوج درمانی می‌توانند بسیار مؤثر باشند.
علاوه بر این، کار بر روی خودآگاهی و تقویت روابط می‌تواند به شما کمک کند تا بهتر با این احساسات کنار بیایید و زندگی معنادارتر و رضایت‌بخش‌تری داشته باشید.