ترس از شروع کار و چیزی دارم و خوشحالی رو حق خودم نمیدونم؟
سلام ارادت.یه اشتباهی داشتم و طی اون درگیر دکتر و اچ ای وی و اینا شدم که خداروشکر همه منفی شد.ولی تو روز یا تو جمع تو خودمم.و حس میکنم این بیماری رو دارم و حق خوشحالی ندارم.
یا از شروع کار ها ترس دارم مثلا صبح تا غروب خونم.ولی نه دیگه درس دانشگاهمو میخونم و یه کارم جور شده برام ولی هیچوقت شروع نمیکنم!دوس دارم برم ولی یه ترس پنهان میگه نه نرو!
یا از شروع کار ها ترس دارم مثلا صبح تا غروب خونم.ولی نه دیگه درس دانشگاهمو میخونم و یه کارم جور شده برام ولی هیچوقت شروع نمیکنم!دوس دارم برم ولی یه ترس پنهان میگه نه نرو!