روانشناسی: علت احساس کلافهگی و بیشوقی
با سلام و خسته نباشید،به دلایل استرسهای زندگی واقعا خیته شدم حال روحیم خرابه ،میخام سعی کنم خوب باشم اما دیگه نمیکشم همسرم که دچار بیماری خفیف پانیک هست و دارو میخوره تو خونه اصلا باهام حرف نمیزنه و توحهی بهم نداره انگار اصلا قدرمو نمیدونه که من چقدر نگرانشم ،از دیده نشدن ،از بیتوجهی خسته ام ،لطفا بگید چکار کنم ???خیلی بیتفاوت بهم شده اگه بگم سردرد شدم اهمیت نداره تا دقیقه ای که زنده ام بیتفاوته .افکار خودکشی به ذهنم میاد اما بخاطر بچم و ترس از اون دنیا و گناهش انجام نمیدم .لطفا راهنمایی کنین
11 مهر 1398 آخرین بروزرسانی: 29 آبان 1398