اعصبانی زیاد و ترس و حس افسردگی شدید؟

۱۶سالم بود ازدواج کردمو جدا شدمهمسرسابقم کتکم میزدخیانتمیکردازدواج مجددکردم اخلاقش خوبه عصبی شدم روکاراش حساسم هیچ کارخطایی نداره مقایسه میکنم با زندگی قبلیم انگار تو مغز من دو نفرآدمن یکیش خودمم اون برای من تصمیم میگیره وفکرمیکنه انقدعصبی واسترسی شدم تلفن زنگ میخوره تپشقلب دارم جایی بحث میشه گوشامو میگیرم همسرجدیدم خودش خوبه خوانوادش اذیتم میکنن نکته مثبتش اینه که همسرم پشتمه و حمایتم میکنه
0
چیزی که تجربه کردی خیلی سنگین بوده… کتک، خیانت، جدایی تو سن کم.
طبیعیه که بدنت و ذهنت هنوز تو حالت هشدار باشه.
اون تپش قلب، حساسیت زیاد، مقایسه کردن، حتی حس اینکه انگار یه صدای دیگه تو ذهنت تصمیم میگیره، بیشتر شبیه اثرات همون آسیب قبلیه، نه اینکه تو آدم عصبی یا بدی باشی.
اینکه همسر فعلیت هواتو داره یه نقطه قوت بزرگه.
ولی برای اینکه گذشته رو از حال جدا کنی و این استرس‌ها کمتر بشه، خیلی کمک میکنه با یه درمانگر (مخصوصا تو حوزه تروما) کار کنی.
این حالت‌ها قابل درمانه.
تو مقصر نیستی، فقط زخمی شدی و اون زخم نیاز به رسیدگی داره
0
با سلام
اینکه همسرتان از شما حمایت می‌کند، همانطوریکه شما نیز خودتان به درستی در سوالتان ذکر کردید، نکته بسیار مثبتی هست.
تجارب قبلی رفتار همسر سابقتان در سن پایینی که داشتید در ازدواج قبلی موجب این علایم اضطراب و مواردیکه ذکر کردید شده است.
بهتر است برای درمان و ارزیابی بیشتر به روانپزشک و روانشناس مراجعه نایید تا خدای نکرده ازدوج قبلی موجب تاثیر مخرب روی ازدواج تان نشود
0
سلام
بهتر تحت نظر روانشناس باشین برای بررسی
0
آنچه توصیف می‌کنید شبیه ضعف اخلاق یا ناسپاسی نیست؛ بیشتر شبیه بدن و ذهنی است که هنوز در حالت هشدار ماندهاند.
وقتی سال‌های اول زندگی با خشونت، خیانت و ناامنی گذشته، مغز یاد می‌گیرد همیشه آمادهی خطر باشد.
بعد حتی در یک رابطهی سالم هم با کوچک‌ترین نشانه، مثل زنگ تلفن یا بالا رفتن صدای بحث، سیستم هشدار فعال می‌شود؛ تپش قلب، عصبانیت، حساسیت زیاد و مقایسهی مداوم با گذشته از همین جا می‌آید.
حسی که میگویید «انگار دو نفر در مغزم هستند» معمولا نشانهی کشمکش درونی بین بخش آسیبدیده و بخش منطقی شماست، نه دیوانگی یا دو شخصیتی بودن.
بخشی از شما هنوز میترسد دوباره همان اتفاق‌ها تکرار شود و می‌خواهد با کنترل، حساسیت یا پیشدستی از خودش محافظت کند.
مقایسهی مداوم هم طبیعی است وقتی زخم قبلی کامل ترمیم نشده.
خانوادهی همسر جدید اگر رفتار‌های آزاردهنده داشته باشند، آن حس ناامنی را تشدید می‌کنند، حتی اگر خود همسرتان حامی باشد.
خوب است همین حمایت را حفظ کنید و با او آرام و بدون اتهام دربارهی اضطراب‌هایتان حرف بزنید، نه از موضع حمله بلکه از موضع «من هنوز میترسم».
اما چون علائمی مثل تپش قلب با زنگ تلفن، حساسیت شدید، گوش گرفتن هنگام بحث و تنش مداوم دارید، این می‌تواند نشانهی باقی ماندن آثار ضربهی روانی گذشته باشد و نیاز به درمان جدیتری دارد.
درمان‌های تخصصی برای آسیب‌های ناشی از خشونت وجود دارد و بسیار مؤثر است.
توصیه می‌کنم حتما به یک روانپزشک مراجعه کنید تا ارزیابی دقیق انجام شود و کمک بگیرید این حالت هشدار از بدنتان خارج شود و بتوانید در رابطهی سالم فعلیتان با آرامش زندگی کنید.
0
با توجه به تجربه سختی که در ازدواج قبلی داشتی، طبیعی است که ذهن و بدنت هنوز در حالت هشدار باشند.
مغز ما وقتی آسیب می بیند، حتی بعد از و رود به یک رابطه امن هم مدتی طول می کشد تا باور کند خطر تمام شده است.
نکته مهم اینه که الان همسرت از شما حمایت میکنه که کمک میکنه احساس امنیت ترمیم پیدا کنه.
زخم‌های قدیمی خود به خود خوب نمی‌شه و نیاز هست کار درمانی انجام بدید تا ذهنت یاد بگیره گذشته تمام شده و در شرایط متفاوتی فعلن قرار داری.
0
سلام
برای بهبود رابطه تون به روانشناس مراجعه کنید.
و برای کنترل خشم و عصبانیت و اضطراب به روانپزشک مراجعه کنید
0
سلام.
دوست عزیز؛
تجربه خشونت، خیانت و ازدواج در سن پایین می تواند اثرات عمیق روانی برجا بگذارد و حساسیت، اضطراب، مقایسه مداوم و واکنش‌های بدنی مثل تپش قلب کاملا قابل فهم است؛ ذهن شما هنوز در حال واکنش به زخم‌های درمان نشده گذشته است، نه لزوما شرایط فعلی.
توصیه می کنم حتما روان درمانی تخصصی را با روانشناس متخصص در حوزه درمان شناختی رفتاری شروع کنید تا آسیب‌های رابطه قبلی، اضطراب و دوگانگی ذهنی پردازش شود و بتوانید با آرامش بیشتری در رابطه فعلی زندگی کنید و از حمایت همسرتان هم بهتر بهره ببرید.
0
سلام
عزیزم نیاز به درمان روانشناسی داری تا ذهن و بدنت رو آروم کنی
0
سلام.
معمولا بعد از یک رابطه شکست خورده هرچند بسیار با آسیب و تنش ذهن ما در حالت مقایسه قرار می گیره و یاد جنبه‌های خوب رابطه هرچند کم میوفته که الان ممکنه در رابطتتون وجود نداشته باشه و این موضوع آزار دهنده می‌شه، بعلاوه گوش به زنگی مداوم شما نشون میده آسیب‌های رابطه قبلی روی روابط فعلیتون اثر گذاشته و نگران تجربه مجدد اون هستید دقیقا حالتی که بعد از تروما اتفاق می افتد.
درمان‌های شناختی و رفتاری می تونه در تنظیم خلق و هیجاناتات به شما کمک کنه و دید واقع بینانه تری را نسبت به رابطه پیدا کنید.
پیروز باشید
0
لام عزیزم نیاز به درمان روانشناسی داری تا ذهن و بدنت رو آروم کنی
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
تجربیات شدید ناخوشایند و آسیب‌زایی که شما پشت سر گذاشته‌اید می‌توانند منجر به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اضطراب و افسردگی شوند.
از آنجایی که شما تجربیات خشونت خانگی و خیانت در زندگی قبلی‌تان داشته‌اید، حساسیت شما به محرک‌های استرس‌زا بالا رفته است.
تپش قلب هنگام برخورد با محرک‌ها و حس دوگانگی در تفکراتتان نشانه‌هایی هستند که نیاز به توجه و مراقبت فوری دارند.
نخستین قدم، مراجعه به یک روانشناس یا مشاور تخصصی است تا بتوان با استفاده از روش‌های درمانی مناسب مانند رفتار درمانی شناختی یا EMDR (درمان با حرکت چشم)، به شما کمک کرد.
همچنین، حمایت اجتماعی و عاطفی محکم، مانند حمایتی که از همسر فعلی‌تان دریافت می‌کنید، می‌تواند به شما در بهبود و بازسازی احساس امنیت در زندگی‌تان کمک شایانی کند.
بهداشت خواب، تغذیه مناسب و فعالیت بدنی مداوم نیز در بهبود کلی سلامت روان تأثیر بزرگی دارند.