اعصبانی زیاد و ترس و حس افسردگی شدید؟
۱۶سالم بود ازدواج کردمو جدا شدمهمسرسابقم کتکم میزدخیانتمیکردازدواج مجددکردم اخلاقش خوبه عصبی شدم روکاراش حساسم هیچ کارخطایی نداره مقایسه میکنم با زندگی قبلیم انگار تو مغز من دو نفرآدمن یکیش خودمم اون برای من تصمیم میگیره وفکرمیکنه انقدعصبی واسترسی شدم تلفن زنگ میخوره تپشقلب دارم جایی بحث میشه گوشامو میگیرم همسرجدیدم خودش خوبه خوانوادش اذیتم میکنن نکته مثبتش اینه که همسرم پشتمه و حمایتم میکنه