از سرکوب مادرم دیگر خسته شدم من باید چه کار کنم؟
باسلام لطفا ر اهنماییم کنید از سرکوب های مادرم دیگر خسته شدم عامل هر اتفاقی رو به گردن من میندازه کار هایی مثل دعوا قهر کردن برادرم یاتصادف کردن برادرزادم رو کارهایی نظیر اینهارو ایا عامل این اتفاق ها منم من فرزند کوچیک خانواده ام هرفشاری رو دوش من خالی میکنه وقتی حوصله نداره هی سر من داد میزنه بدون هیچ دلیلی به ماه هم میشه گوشمو عمل کردم به خاطر کم شنوایی وقتی به حرف برادرم توجه یا گوش نمیدم یه حرفایی مثل کر نمیشنوی یا مسخرم میکنه دیگه بریدم از دسته خانواده فشار وترس ازنتیجه عمل هم ازیه طرف