آیا من افسردگی دارم؟

سلام همیشه دلشور دارم یا فکر میکنم که به خودم یک اتفاق میفته یا به بستگانم . یک مدت هست که با کوچکترین مثله عصبی میشم .۳۴سالم هست و متاهل هستم.این استرس و دلشور بعداز خبر فوت یکی از عزیزانم به من افتاد.؟؟
0
باسلام و احترام
علائمی که فرمودید اختلال اضطرابی و علائمخلقی افسردگی مشهود می‌باشد توصیه می‌شود برای ارزیابی به روان پزشک و روان شناس مراجعه شود متاسفانه فوت بستگان علائم رو شعله ور کرده
0
درود بر شما.
اضطراب بوضوح مشاهده می شود
دلشوره از علائم اضطراب است و ممکن است درمانگر پس از مصاحبه بالینی علائم سوگ را تشخیص دهد .
مرگ عزیزان برای افراد دردناک است از آنجایی که گاهی فرد بدلیل عدم پذیرش مرگ عزیز خود، مراحل سوگ را بخوبی طی نمی کند بسیار آسیب می بیند
در هر صورت به روانشناس مراجعه بفرمائید
0
اضطراب از 5 مراحل سوگ نیست ولی بعضی از متخصصان اضطراب را نیز اضافه نموده اند . بعضی از مردم اغلب احساس می کنند که احساس امنیت و کنترل در زندگی خود را از دست داده اند، و گاه حالات پانیک و یا نگرانی بیش از حد در مورد اتفاقات آینده در فرد رخ می دهد.
ممکن است مشکلاتی در خواب یا مراقبت از خود داشته باشید که می تواند شما را در معرض خطر اضطراب قرار دهد.
اگر پس از گذشت 6 ماه از مرگ عزیزتان، هنوز این وضعیت ادامه دارد دچار اختلال اضطراب شده اید و می بایست به روانشناس مراجعه نمایید .
0
با سلام
این چیزی که شما می فرمایید بیشتر علایم اختلال اضطرابیست و اگر 6 ماه از زمان فوت فامیلتون میگذره و هنوز این علایم رو دارید به روانشناس مراجعه کنید بعضی از افراد بعد از فوت عزیزان دچار سوگ میشوند که معمولا 6 ماه طول می‌کشد.
مراحل سوگ:
1-انکار و دوری گزینی: فرد در ابتدا ممکن است و قوع چنین فاجعه ای را انکار کند.
این مرحله ممکن است بسیار کوتاه یا طولانی باشد.
در این مرحله، فرد اغلب گوشه گیر گشته و خود را از روابط اجتماعی کنار می کشد.(مثلا وقتی به شخص خبر می‌رسد که یکی از اعضای فامیل فوت کرده، برایش بسیار مشکل است که این موضوع را باور کند)
2 خشم: در این مرحله فرد مصیبت دیده نسبت به خود، فرد از دست رفته، یا همه ی جهان احساس خشم و عصبانیت می کند (چرا همچو کاری شد؟چرا من باید عضو خانواده خود را از دست بدهم؟چرا خدا جگر گوشه ام را از من گرفت؟)
3 چانه زنی: و میل به دیدار یا جستجوی فرد از دست رفته، از دیدگاه جان بالبی این مرحله با اشتغال ذهنی درباره فرد از دست رفته و جستجو و یادآوری خاطرات وی همراه است.(اگر پدر/ برادرم/ زنم/دوستم زنده بماند، از او بهتر نگهداری می‌کنم، دوست بهتری میشوم، از او معذرت خواهی می‌کنم.
خدایا یک شانس دیگر برایم بده!)
4 افسردگی: در این مرحله اندوه و مصیبت ممکن است به صورت احساس افسردگی، بی تفاوتی، و بی حسی (کرختی) در فرد ظاهر شود.(زندگی بی حاصل است.
کاش زنده نمی بودم و این روز را نمی دیدم.)
5 پذیرش/قبول: زمانی است که از ماتم، خشم، و اندوه فرد بتدریج کاسته می شود و او شروع به پذیرش واقعیت موجود می کند.(همه ی ما می میریم.
مرگ جزیی از زندگی ماست.
عزیز ما از دست رفت، ولی امیدوارم در دنیای دیگر آرام باشد.)
سوگواری و استرس
تجربه احساسات پیچیده نظیر خشم، غم، تن‌هایی، رنج، شر، و گناه نزد افراد سوگواری امری شایع است، که می تواند فشار روانی فراوانی را موجب شود.
نکته اینجاست که انکار این احساسات و اجتناب از دیدن آنها به مراتب استرس بیشتری را نسبت به رویارویی با آنها به جسم و ذهن تحمیل می کند.
توصیه مثبت اندیشی و فراموش کردن یا نادیده گرفتن احساسات منفی به فرد مصیبت دیده ممکن است به تلاش وی برای پنهان کردن یا انکار این عواطف منجر شود و فرآیند طبیعی التیام را به تعویق بیاندازد. (به عبارت دیگر، نیازی نیست که برای فرد سوگوار بسیار تاکید کنیم که مثبت بیاندیشد و غم و ناراحتی خود را پنهان کند، چون این خود می تواند دوران سوگواری را طولانی تر کند)
تفاوت سوگ و افسردگی
0
با سلام
این چیزی که شما می فرمایید بیشتر علایم اختلال اضطرابیست و اگر 6 ماه از زمان فوت فامیلتون میگذره و هنوز این علایم رو دارید به روانشناس مراجعه کنید بعضی از افراد بعد از فوت عزیزان دچار سوگ میشوند که معمولا 6 ماه طول می‌کشد.
مراحل سوگ:
1-انکار و دوری گزینی: فرد در ابتدا ممکن است و قوع چنین فاجعه ای را انکار کند.
این مرحله ممکن است بسیار کوتاه یا طولانی باشد.
در این مرحله، فرد اغلب گوشه گیر گشته و خود را از روابط اجتماعی کنار می کشد.(مثلا وقتی به شخص خبر می‌رسد که یکی از اعضای فامیل فوت کرده، برایش بسیار مشکل است که این موضوع را باور کند)
2 خشم: در این مرحله فرد مصیبت دیده نسبت به خود، فرد از دست رفته، یا همه ی جهان احساس خشم و عصبانیت می کند (چرا همچو کاری شد؟چرا من باید عضو خانواده خود را از دست بدهم؟چرا خدا جگر گوشه ام را از من گرفت؟)
3 چانه زنی: و میل به دیدار یا جستجوی فرد از دست رفته، از دیدگاه جان بالبی این مرحله با اشتغال ذهنی درباره فرد از دست رفته و جستجو و یادآوری خاطرات وی همراه است.(اگر پدر/ برادرم/ زنم/دوستم زنده بماند، از او بهتر نگهداری می‌کنم، دوست بهتری میشوم، از او معذرت خواهی می‌کنم.
خدایا یک شانس دیگر برایم بده!)
4 افسردگی: در این مرحله اندوه و مصیبت ممکن است به صورت احساس افسردگی، بی تفاوتی، و بی حسی (کرختی) در فرد ظاهر شود.(زندگی بی حاصل است.
کاش زنده نمی بودم و این روز را نمی دیدم.)
5 پذیرش/قبول: زمانی است که از ماتم، خشم، و اندوه فرد بتدریج کاسته می شود و او شروع به پذیرش واقعیت موجود می کند.(همه ی ما می میریم.
مرگ جزیی از زندگی ماست.
عزیز ما از دست رفت، ولی امیدوارم در دنیای دیگر آرام باشد.)
سوگواری و استرس
تجربه احساسات پیچیده نظیر خشم، غم، تن‌هایی، رنج، شر، و گناه نزد افراد سوگواری امری شایع است، که می تواند فشار روانی فراوانی را موجب شود.
نکته اینجاست که انکار این احساسات و اجتناب از دیدن آنها به مراتب استرس بیشتری را نسبت به رویارویی با آنها به جسم و ذهن تحمیل می کند.
توصیه مثبت اندیشی و فراموش کردن یا نادیده گرفتن احساسات منفی به فرد مصیبت دیده ممکن است به تلاش وی برای پنهان کردن یا انکار این عواطف منجر شود و فرآیند طبیعی التیام را به تعویق بیاندازد. (به عبارت دیگر، نیازی نیست که برای فرد سوگوار بسیار تاکید کنیم که مثبت بیاندیشد و غم و ناراحتی خود را پنهان کند، چون این خود می تواند دوران سوگواری را طولانی تر کند)
0
با سلام،
علائمی که ذکر فرمودید بیشتر در حوزه اختلالات اضطرابی است و بسته به اینکه فوت فامیلتون کی اتفاق افتاده و شما چه مدته درگیر این مشکل هستید می توانید با مراجعه به روانپزشک از درمان‌های دارویی و غیردارویی مناسب بهره مند شوید،
0
با سلام
دوست عزیز همانطور که همکاران عزیز فرمودند این علائمی که می فرمایید بیشتر علائم اضطراب است اما قطعا باید علائم افسردگی هم در شما بررسی شود جون این دو اختلالی هستند که درصد زیادی همایندی دارند
0
سلام.
علائمی که مطرح نمودید نشان دهنده اضطراب جدایی است . که ریشه در کودکی شما دارد.
اضطراب در شما خشم را ایجاد می کند و می توان گفت که خشم شما در نتیجه اضطراب است.
خشم و اضطراب شما به دنبال از دست دادن یکی از عزیزانتان افزایش یافته و عملکرد شما را تحت تاثیر قرار داده است.
پیشنهاد می کنم حتما از یک روانشناس با رویکرد روانپویشی یا شناختی رفتاری کمک بگیرید.
0
سلام
به شما.
علائم شما عمدتا نشان دهنده ابتلا به اضطراب است و لازم است مراجعه به روانپزشک و اقدامات درمانی مربوطه را مد نظر قرار دهید.
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
بنظر می‌رسد که شما احتمالا از علائم افسردگی رنج می‌برید.
از آنجا که این احساسات پس از واقعه ناراحت‌کننده زیاد شده است، ممکن است نیاز به کمک حرفه‌ای داشته باشید.
برای مقابله با افسردگی، مهم است که با مشاور یا روانشناس مشورت کنید و از روش‌های درمانی مانند مداخله روان‌شناختی رفتاری (CBT)، مصاحبه روانشناسی یا دارو‌های ضد افسردگی استفاده کنید.
همچنین، حفظ فعالیت‌های روزانه، ورزش، تغذیه سالم و مراقبت از بهداشت روانی نیز می‌تواند بهبود شرایط شما کمک کند.
با شروع به درمان، می‌توانید از افسردگی بهتر بشوید و به زندگی سالم‌تر و خوشبخت‌تری دست یابید.