دارم تبدیل به یک ادم حسود میشم؟
با عرص ادب و سلام.
با همه ی اطرافیانم بد شدم. از دیدن خوشی های دیگران خشمگین میشم. همیشه خودم رو سرزنش میکنم. خودم رو توی خونه حبس کردم . از ۱۸ سالگی کار کردم. درس خوندم. ولی به هیچ جا نرسیدم. به شدت حسود شدم. وقتی زندگی دوستام رو میبینم که ازدواح کردن. صاحب خانواده و شعل و فرزند هستند از خودم بیشتر متنفر میشم و با همشون قطع رابطه کردم. توی هیچ جشنی شرکت نمیکنم. بهانه جو و گوشه گیر شدم. توی خونه حرف نمیزنم. الکی خودم رو با جدول کلمات یا سریال سرگرم نشون میدم. همه فکر میکنن علامه دهر هستن و من هیچی حالیم نیست . فقط دلم میخواد زود شب بشه . من برم توی اتاق و تا صبح بیدارم و گریه میکنم. من خیلی شاد بودم . ولی الان داعونم. نمیدونم چکار کنم . از خانم های زیبا و خوش تیپ بدم میاد. خیلی بد اخلاق شدم. من چرا اینجوری شدم. دارم از خودم میترسم. از پدر و مادرم متنفر شدم. اصلا دلم نمیخواد باهاشون حرف بزنم. به خودم میگم سنت داره میره بالا. زندگیتو باختی . با خودم خیلی حرف میزنم. به خودم توهین میکنم. هیچی خوشحالم نمیکنه. حتی حوصله ندارم توی آینه خودم رو نگاه کنم .
با همه ی اطرافیانم بد شدم. از دیدن خوشی های دیگران خشمگین میشم. همیشه خودم رو سرزنش میکنم. خودم رو توی خونه حبس کردم . از ۱۸ سالگی کار کردم. درس خوندم. ولی به هیچ جا نرسیدم. به شدت حسود شدم. وقتی زندگی دوستام رو میبینم که ازدواح کردن. صاحب خانواده و شعل و فرزند هستند از خودم بیشتر متنفر میشم و با همشون قطع رابطه کردم. توی هیچ جشنی شرکت نمیکنم. بهانه جو و گوشه گیر شدم. توی خونه حرف نمیزنم. الکی خودم رو با جدول کلمات یا سریال سرگرم نشون میدم. همه فکر میکنن علامه دهر هستن و من هیچی حالیم نیست . فقط دلم میخواد زود شب بشه . من برم توی اتاق و تا صبح بیدارم و گریه میکنم. من خیلی شاد بودم . ولی الان داعونم. نمیدونم چکار کنم . از خانم های زیبا و خوش تیپ بدم میاد. خیلی بد اخلاق شدم. من چرا اینجوری شدم. دارم از خودم میترسم. از پدر و مادرم متنفر شدم. اصلا دلم نمیخواد باهاشون حرف بزنم. به خودم میگم سنت داره میره بالا. زندگیتو باختی . با خودم خیلی حرف میزنم. به خودم توهین میکنم. هیچی خوشحالم نمیکنه. حتی حوصله ندارم توی آینه خودم رو نگاه کنم .