میل به اعتراف به گناهان چه دلیلی دارد؟
فکری یا احساسی هست که انگار منو وادار میکنه گناهای خیلی بزرگموبه پدر و مادر یاهمسرم بگم
خودم نمیخام اما اگه نگم یه احساس فشارو اضطرابی می کنم بااینکه میدونم اگه بگم کارخوبی نیست.این فکر تا میاد ناراحتم میکنه و دلهره و اضطراب میده و به پانیک نزدیکم میکنه و باعث میشه احساس غم بکنم جالبه فقط هم این احساس فشارو فکر میخاد من جلوی بابام اعتراف کنم.نه افراد دیگه ای.آیا این حالت جزو افکاروسواسی است؟؟؟
خودم نمیخام اما اگه نگم یه احساس فشارو اضطرابی می کنم بااینکه میدونم اگه بگم کارخوبی نیست.این فکر تا میاد ناراحتم میکنه و دلهره و اضطراب میده و به پانیک نزدیکم میکنه و باعث میشه احساس غم بکنم جالبه فقط هم این احساس فشارو فکر میخاد من جلوی بابام اعتراف کنم.نه افراد دیگه ای.آیا این حالت جزو افکاروسواسی است؟؟؟