چگونه از عذاب وجدان مرگ فرزندم کنار بیایم؟

بیست روز پیش بچم رو در ۳۷هفتگی بارداری به علت دفع مدفوع از دست دادم عذاب وجدان رهام نمیکنه همش گریه میکنم که چرا متوجه این امر نشدم با اینکه روز قبل به پزشکم مراجعه کرده بودم و همه چیز خوب بود نمیدونم چطور با این قضیه کنار بیام ۴۰سال دارم و بعد از۱۱سال ناباروری باردار شده بودم همش خودم رو مقصر میدونم.
1
سلام
شما دارید از ازدست دادن عزیزی صحبت می کنید که حتی اون را نتونستید ببینید بعد از یازده سال انتظار لحظه شماری برای دیدنش داشتید که نشد خیلی باید لحظات سختی را پشت سر گذاشته باشید می فهمم چی دارید می کشید و الان انگار دوتا درد دارید یکی درد از دست دادن بچه و یکی درد عذاب و جدان و تحمل هر دو این‌ها واقعا سخته می خوام چند لحظه به درون خودت بری و ببینی این عذاب و جدان چی می خواد بهت بگه و تو را کجا می بره.
برای حل این مشکل بهتره به یک روانشناس با رویکرد تراماتراپی یا EFT مراجعه کنید تا به شما کمک بشه این تراما درمان بشه.
0
عزیزم این موضوع دفع مدفوع به شما ربطی ندارد تا حدودی غیر معمول هست که جنینی 37 هفته مدفوع کرده و شما هم که مراجعه داشتید یعنی پروسه خیلی سریع اتفاق افتاده حق با شماست درد سنگینی هست اما به کمک روانشناس از این مرحله عبور کنید
0
سلام.
دوست عزیز درک می کنم که تجربه دردناکی را پشت سر گذاشته اید . ولی باید تلاش کنید تا بتوانید با این سوگ کنار بیایید . بنابراین توصیه می کنم حتما به روانشناس مراجعه کنید.
0
سلام
در ک می‌کنم شرایط سختی رو تجربه می‌کنید حتما به روانشناس فردی مراجعه کنید تا این شرایط رو راحت تر سپری کنید.
0
سلام و احترام
غم داری و حق داری عزاداری کنی اما برای عبور از این شرایط سخت باید کمک بگیری، دفع مدفوع جنین در 37 هفتگی در کنترل شما بوده ؟ بهتر هست روی مواردی که بر آن کنترل دارین متمرکز بشین
0
سلام
خیلی شرایط بدی رو پشت سر میزاری واقعا خیلی سخته اما باید بپذیری که زندگی پر از چالش است.
و این مسله اصلا تفصیر شما نبوده که احساس گناه کنی برای بهتر شدن حالت به زمان نیاز داری و کمک روانشناس
0
با سلام
مرگ فرزند یکی از دردناک‌ترین رویداد‌های استرس زای زندگی است.
بخشی از سرزنش خود شاید به خاطر نپذیرفتن این واقعیت است که نمی خواهید مرگ فرزندتان را قبول کنید.
حتما با روانشناس در ارتباط باشید.
0
سلام
. اتفاق سخت و ناگواری هست که عبور از این مرحله نیاز به زمان داره . شما تمام تلاش خود را در مراقبت از جنین انجام دادید و تحت نظر پزشک بودید چنین اتفاقی از حیطه اختیار و توان شما خارج بوده و شما نقشی در آن نداشتید . جهت مشاوره بهتره به روانشناس مراجعه کنید.
0
با سلام
خیلی متاسفم بخاطر غمی که بخاطر از دست دادن فرزندتان تحمل می‌کنید.
بهتر است حتما با توجه به شرایطتان توسط روانپزشک و روانشناس ویزیت شوید تا شما راهنمایی و درمان کنند
0
این اتفاق واقعا به شمامربوط نیست و شمادرآن دخیل نیستید توصیه می‌کنم برای رهایی ازاین افکاربیهوده به مشاوره بروید
0
سلام و درود
موقعیت تلخ و دردناکی رو تجربه کردید اما واقعیت این هست که شما سهل انگاری نکردید و همه کاری رو که باید انجام دادید.
ازیک روانشناس کمک بگیرید
0
قطعا روز‌های سختی رو میگذرانید، و فکر می‌کنم با اینکه منطق شما قبول داره که هیچ تقصیری متوجه شما نیست ولی باز احساس شما مسیر متفاوتی رو میره.
در صورت ادامه دار شدن از یک روانشناس کمک بگیرید
0
با درود و تاسف بسیار بابت سوگ فرزندتان،
همکاران گرامی همدلی خوبی با شما داشتند، چیزی که شما در این شرایط به آن نیاز دارید،
همچنین نیاز دارید سوگ خود را بطور کامل تجربه کنید تا باز هم قادر به فرزند آوری باشید،
با خودتان مهربان باشید شما تقصیر ندارید هیچ مادری در مرگ فرزند خودمقصر نیست این قانون جهانی است.
بهترین پیشنهاد برای مهربانی با خودتان این است که درمانگر به همه حرف‌های شما گوش دهد،
برای کودک از دست رفته خود اسم تعیین کنید و در مورد فرزندتان و از دست دان دردناکی که داشتید با دیگران صحبت کنید
از گفتن در مورد اتفاق پیش آمده بخصوص با همسرتان امتناع نکنید، میدانم سخت است اما حرف زدن در مورد کسی که سوگوار او هستیم باعث می شود مراحل سوگ را راحت تر طی کنید،
کمی که گذشت به خودتان اجازه دهید در مورد او بیشتر فکر کنید حتی با فرزندتان از دردی که دارید صحبت کنید، از اینکه دلتان برای او تنگ شده و دوست داشتید در کنار شما بود حرف بزنید.
بنظر بنده شما از جمله افرادی هستید که در مورد اتفاقات صحبت نمی کنید و بیشتر با صدای درونی باخودتان گفتگو می کنید ؛ اگر این فرض بنده درست باشد، این راه حال درونی شما را بد می کند لطفا بخودتان کمک کنید.
0
سلام
عزیزم متاسفم از این اتفاقی که افتاده، قاعدتا شرایط سختی رو میگذرونید، این اتفاق طوری نمی‌فته که مادر متوجه بشه، شما تمام سعیتون ر و در مراقبت از جنینتون انجام دادید، اما بعضی اوقات اتفاقاتی میفته که ما در اون‌ها نقشی نداریم و عوامل دیگری در این اتفاق نقش دارند.
برای گذر از این سوگ نیاز به همراهی روانشناس دارید لطفا مراجعه کنید
0
با سلام،
چه سخت که این اتفاق براتون رخ داده، و شما سوگوار شدید، سوگتون رو ارزش بزارید و به خودتون حق بدید که سوگوار باشید، اولین قدم پذیرش این سوگ و همراه شدن با احساساتتون هست، اما مقصر دونستن خودتون وقتی تمام تلاش خودتون رو انجام دادید و مراقب بودید، فقط باعث می‌شه این فرآیند سوگ دیرتر طی بشه.
پس حتما درباره این سوگ با فردی امن صحبت کنید اجازه بدید به خودتون که این هیجانات در بدنتون بار‌ها و بار‌ها پردازش بشن تا از شدت اون‌ها کم بشه، امیدوارم زودتر این فرآیند برای شما طی بشه.
0
سلام
و نور.
چیزی رو که اصلا به شما ارتباطی نداشته و دخیل نبودین، چرا باید گردن بگیرین؟
0
درود.
بعضی رنج‌ها حتی همدردی کردن هم باهاش سخته و دردی هست که فقط صاحب درد می فهمه چقدر جانکاه و سوزاننده است.
شما فرزندتان را بعد از 11 سال باردار شدید و مطمانا احساسات شما لحظه به لحظه دوران بارداری شما عمیق تر شده و در روز‌هایی که برای دیدنش لحظه شماری می کردید او را از دست دادید.
شما خالی شدنی را تجربه می کنید که چیزی آن را پر نمی کنه.
شما سوگوارید پس به بهترین شکلی که دوست دارید سوگواری کنید گریه کنید و درد دل کنید و و ای خودتان را متهم نکنید.
شاید تصور کنید شما مقصرید چون باید مراقبت می کردید و حتی روی دفع مزاج خودتان کنترل می داشتید که این‌ها درست نیست و گاهی نمی توان روی همه چیز کنترل داشت و در ثانی اگر هم کنترلی نتوانستید بکنید عدم کنترل شما عمدی نبوده و هیچ کس به اندازه شما نه فرزندتان را دوست داشته و نه چشم انتظارش بوده.
سعی کنید حتما له یک روان شناس مراجعه کنید تا دوران سوگ را به خوبی پشت سر بگذارید و در سوگ نمانید.
زندگی با همه اندوه و درد‌هایش ادامه داره
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
احتمالاً شما دچار سوگ شدید همراه با احساس گناه و خودسرزنش هستید.
در بیشتر موارد این واکنش طبیعی به یک فقدان غیرمنتظره است و لزوماً تقصیر شما نبوده؛ آرامش پیدا کردن ممکن است زمان‌بر باشد.
راهکار‌های عملی:
- اجازه دهید گریه و بیان احساسات داشته باشید؛ نوشتن نامه‌ای به فرزند می‌تواند تخلیه هیجانی ایجاد کند.
- هر روز حداقل یک پیاده‌روی کوتاه، تغذیه منظم و خواب تا حد ممکن برقرار کنید.
- یک نفر مورداعتماد را برای صحبت انتخاب کنید یا به گروه حمایتی از دست دادن نوزاد ملحق شوید.
- یادداشت کردن افکار سرزنش‌گر و تلاش برای بازنگری واقعی آن‌ها (مثلاً چه چیز‌هایی خارج از کنترل شما بوده‌اند).
علائم هشدار:
- افکار یا برنامه‌ریزی برای خودکشی یا آسیب‌رساندن به خود.
- ناتوانی شدید در انجام کار‌های روزمره، غذا نخوردن یا بی‌خوابی مداوم بیش از دو هفته.
- شروع یا افزایش مصرف الکل/دارو‌ها یا کناره‌گیری اجتماعی کامل.
تخصص پیشنهادی: روانپزشکی