شخصیت عجیب من و حس بد نسبت به چیزای عادی؟

سلام ارادت.شاید سوالم بجا نباشه و معذرت بابتش.
من از اینکه آدما میرن دستشویی و باد معده دارن یا بدنشون پر موئه یا ظاهرای متفاوت دارن و اینا بدم میاد.
به شخصه از خودمم بدم میاد.
یا مثلا فوتبال میبینم میگم خب به من چه پولشو اینا میگیرن من غصشو بخورم.؟در حالیکه بقیه به کل درگیر این موضوعاتن
ممنونم
1
سلام
و ارادت.
سوالتان نه تنها «بیجا» نیست، بلکه بسیار مهم و عمیق است و جای تشکر دارد که با چنین صداقتی آن را مطرح کردید.
این احساسات نشاندهندهی نوعی حساسیت بالا و احتمالا کمالگرایی در نگاه شما به خود و دیگران است که می‌تواند ریشه در تجربیات گذشته، تربیت یا حتی و یژگی‌های ذهنی شما داشته باشد.
نکاتی برای درک بهتر این حالت:
1 طبیعت بشر و پذیرش آن
بدن انسان، با تمام فرآیند‌های فیزیکی و ظاهری آن (مانند دفع، مو، بو، تفاوت‌های آناتومیک)، بخشی از واقعیت زیستی همهی ماست.
ناخوشایند دانستن این امور ممکن است نشانهی نوعی اجتناب از پذیرش جنبه‌های حیوانی یا غیرایدهآل انسان باشد.
شاید در ذهن شما تصوری از یک انسان پاک یا بینقص وجود دارد که با واقعیت بدن در تضاد است.
2 کمالگرایی و قضاوت سختگیرانه
اگر از خودتان نیز به خاطر این و یژگی‌های طبیعی بدتان می‌آید، احتمالا معیار‌های بسیار سختگیران‌های برای خود دارید.
این حس ممکن است به دیگران هم تعمیم یابد.
این کمالگرایی می‌تواند منجر به انتظارات غیرواقعبینانه از خود و اطرافیان شود.
3 تفاوت در سطح درگیری با موضوعات اجتماعی (مثل فوتبال)
اینکه شما درگیر موضوعاتی مثل فوتبال نمی‌شوید، لزوما نشانهی بیتفاوتی نیست؛ بلکه می‌تواند نشاندهندهی اولویتبندی متفاوت شما در زندگی باشد.
برای بسیاری، ورزش یا سرگرمی‌های جمعی راهی برای اتصال به دیگران، تخلیه هیجان یا فرار از روزمرگی است.
اگر شما این نیاز را در خود احساس نمی‌کنید، طبیعی است که درگیر نشوید.
این تفاوت سلیقه است، نه یک مشکل.
پیشنهاد‌هایی برای سازگاری بهتر:
1 خودآگاهی و کشف ریشه‌ها
- از خود بپرسید: اولین باری که از این امور طبیعی بدن احساس بیزاری کردید، چه زمانی بود؟ آیا در کودکی پیام‌های مستقیم یا غیرمستقیمی دریافت کردید که این فرآیند‌ها را زشت یا ناجور جلوه میداد؟
- آیا این حساسیت بیشازحد، راهی برای حفظ فاصلهی عاطفی از دیگران است؟
2 تمرین پذیرش و ذهنآگاهی
- سعی کنید بهتدریج و بدون قضاوت، این واقعیت‌های جسمانی را به عنوان بخش طبیعی و غیرقابلحذف بودن انسان بپذیرید.
مثلا وقتی احساس بیزاری دارید، به خود یادآوری کنید: این نیز بخشی از کارکرد بدن است، مانند نفس کشیدن.
- تمرینات ذهنآگاهی (Mindfulness) می‌تواند به شما کمک کند تا بدون قضاوت، مشاهدات خود (از خود و دیگران) را ببینید و بپذیرید.
3 توجه به پیامد‌های ارتباطی
- اگر این احساسات به حدی قوی است که در روابط شما اختلال ایجاد می‌کند (مثل اجتناب از نزدیکی با دیگران یا قضاوت مداومشان)، بهتر است با یک مشاور یا روانشناس گفتوگو کنید.
آنها می‌توانند به شما در کشف ریشه‌ها و مدیریت این حس کمک کنند.
4 احترام به ترجیحات شخصی خود
- در مورد موضوعاتی مثل فوتبال: لازم نیست خود را مجبور به علاقهمند شدن کنید.
شما حق دارید اولویت‌های متفاوتی داشته باشید.
مهم این است که این تفاوت، باعث انزوا یا تحقیر دیگران نشود.
می‌توانید بگویید: من شخصا دنبالش نیستم، ولی برای شما خوشحالم که از آن لذت میبرید.
در نهایت:
احساس شما ممکن است نشان‌های از ذهنی دقیق، انتقادی و احتمالا ایدهگرا باشد.
این و یژگی اگر مدیریت شود، می‌تواند به یک نقطه قوت تبدیل شود (مثلا در تحلیل مسائل). اما اگر باعث رنجش شما یا دوری از دیگران شود، ارزش دارد روی آن کار کنید.
اگر این افکار وقت زیادی از شما می‌گیرد یا بر کیفیت زندگیتان تاثیر منفی گذاشته، مشاوره حرف‌های می‌تواند مسیر روشنی پیش پای شما بگذارد.
با آرزوی بهترین‌ها برای شما.
1
سلام
آیا افکار تکراری و مزاحم درمورد این موضوعات دارین؟
0
با سلام،
شما احتمالا1_ فردی هستید که دوست دارید متفاوت باشید و با بقیه فرق داشته باشید 2 _ احساس میکنبد دیگران در حد و اندازه شما نیستند پس نباید با انها همکلام یا همداستان شوید مثلا همه فوتبال نگاه می‌کنند و معمولی است پس شما دنبال ورزشی میگردید که افراد کمی ان را انجام دهند و یا خیلی خاص باشد و اگر پیدا نکنید ورزش نکرده یا مسابقه را نگاه نمی‌کنید 3 _ فردی خود شیفته هستید 4 _ افسردگی یا اضطراب دارید و ان را پشت این افکار پنهان کرده اید 5 _ برای این از خودتان بدتان میاید که می‌بینید مثل بقیه هستید و این برایتان دردناک است و بسیاری موارد دبگر برای ارزیابی بیشتر به روان شناس مراجعه کنید
0
سلام.
بنظر. می‌رسد. و سواس.
فکری. دارین. نیاز به معاینه و بررسی هست به پزشک مراجعه کنین
0
سلام
علتی که این افکار حاصل اون هست باید مشخص بشه، گاهی یک اتفاق، سبک فرزندپروری والدین، نوع روابط خانوادگی و اجتماعی شما، انچه از کودکی تا الان گذروندید، سبک زندگی شما، ویژگی‌های شخصیتی شما، زمینه اضطرابی، کمال گرایی و چیز‌های دیگری که باید بررسی بشن تا ببینیم علل این افکارو بالطبع احساسات حاصل از اون‌ها مشخص بشه، در صورتی که این امر اختلالی در روند طبیعی زندگی شما ایجاد کرده با روانشناس در ارتباط باشید
0
سلام
علائم و سواس فکری مشاهده می شود بهتر است جهت ارزیابی مراجعه به روانپزشک یا روانشناس مراجعه کنید
0
با سلام
علل متعددی می‌تواند در مورد علل این افکار شما دخیل باشد همان طوریکه همکاران روانشناس ذکر کردند.
برای بررسی بیشتر مراجعه به روانپزشک و روانشناس می‌تواند کمک کننده باشد
0
سلام،
برای ارزیابی بیشتر به روانپزشک و روانشناس مراجعه کنید .
0
سلام.
دوست عزیز؛
احساسی که توضیح دادهاید نشانه‌هایی هز و سواس فکری
است که معمولا به خاطر درگیری‌های عمیق تر ذهنی مثل حساسیت افراطی نسبت به بدن انسان، احساس شرم از خود، یا فاصله عاطفی از دیگران ایجاد می شود و این‌ها با نصیحت یا فکر کردن ساده برطرف نمی شوند مراجعه به روانشناس و شروع رواندرمانی تخصصی به ویژه درمان شناختی رفتاری است زیرا کمک می کند ریشه این افکار و احساسات شناخته شود و به تدریج نگاه سالم تر و آرام تری نسبت به خود و دیگران شکل بگیرد چون این الگو‌ها آموخته شده اند و قابل درمان هستند.
0
توصیه می‌شود برای بررسی دقیق به روانشناس مراجعه کنید
0
0
توصیه می‌شود برای بررسی دقیق به روانشناس مراجعه کنید
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
احساسات منفی شما نسبت به پدیده‌های بسیار عادی و کلی می‌تواند ناشی از چندین عامل روانشناختی و اجتماعی باشد.
به نظر می‌رسد شما دچار نوعی "خود زشت‌انگاری" (self-disgust) و "دیگر زشت‌انگاری" (other-disgust) هستید که فراتر از ناراحتی‌های معمولی است.
این مسائل ممکن است با اختلالات اضطرابی، افسردگی یا طیف و سواس فکری
- عملی مرتبط باشند.
بهترین گام برای شما مراجعه به یک مشاور روانشناسی یا روانپزشک است تا با ارزیابی دقیق‌تر، برنامه روان‌درمانی یا درمان‌های دیگری را پیشنهاد دهند.
اغلب، درمان‌ شامل رفتار درمانی شناختی (CBT) است که در آن شما یاد می‌گیرید چگونه با افکار منفی کنار آمده و آن‌ها را بافت و باور‌های مثبت‌تر جایگزین کنید.