با سلام و وقت بخیر.در جلسات درمانی برای غلبه بر این افکار از دو طریق اقدام میکنند.
1.از طریق به چالش کشیدن محتوای افکار پیش بینی کننده و نگران کننده
2.از طریق دستکاری فرآیند فکر کردن که به درمانهای فراشناختی معروف است.
اما
مرگ یک اضطراب بنیادین و همگانی و مبتنی بر واقعیت عینی و پیش بینی ناپذیر و کنترل ناپذیر است پس
بهتر است به جای چالش با محتوا با فرآیند فکر کردن درگیر شویم!!!
مثلا در مورد دوم:باید در جلسات درمانی یاد بگیرید که افکار شما فقط افکار شماست و هیچ قدرت و معنای بیرونی ندارد!!!
به مثال زیر دقت بفرمایید:ذهن ما کارکردهای زیادی داره مثل؛ قضاوت، ارزیابی، استدلال، حل مساله، تفکر، تفکیک و. و یژگی تمام این فعالیتها فکر کردن است!
روزانه هزاران فکر به ذهن انسان می آید که در حالتهای نگرانی و افسردگی این تعداد افزایش هم پیدا میکنه.
یعنی محتوای افکار چندان مهم نیست این فرآیند فکر کردن است که آن را بیمارگون میسازد!!!
حالا فرض کنید ذهن شما یک مامور چک کردن پاسپورت فرودگاهه و افکار شما هم مسافران این فرودگاه هستند.
اگر مامور گیت فرودگاه (یا همان ذهن شما) بیش از حد و سواس برای تطبیق مشخصات مسافران باشه.
تمام موارد را بخواهد چک کنه.
هم مسافران عصبی خواهند شد و هم اینکه قطعا تعداد زیادی از مسافران از پرواز جا خواهند ماند.
گاهی ذهن ما نقش آن مامور و سواسی و نگران را بازی میکنند.
پس ما باید مامور فرودگاه را عوض کنیم یا به ذهن یاد بدهیم که فقط افکاری را چک کند که واقعا میتونه مهم یا مشکوک باشند!!!
تمارین ذهن آگاهی مربوطه را از لینک زیر دنبال کنید: drpournikdast.com/cbt-ex/