روانکاوی درمورد علل آشفتگی؟

سلام بنده یک مرد۵۶ ساله هستم وبارها وبارها این احساس من رواذیت کرده که نسبت به ناسپاسی اطرافیانم آزرده شدم وخیلی خسته ام وتوقع دارم خانواده ام نسبت به من مهربان تر و سپاسگذارتر باشند ولی هیچوقت این اتفاق نیفتاده وتمام خوبیهای بنده به حساب انجام وظیفه گزاشته شده لطفا راهنمایی بفرمایید برای رهایی ازاین حال چه کنم؟
0
سلام و احترام
قطعا همیشه وقتی خلاف انتظار و توقع انسان پیش بره، بسیار ناراحتی و آزردگی خاطر برای انسان به همراه میاره.
شما به امید اینکه خانواده و اطرافیانتان از شما قدردانی کنند همیشه خوبی می‌کنید و این اتفاق نمی‌فتاد دفعه بعد از خودتان حتی ممکن است بیشتر بگذرید و خوبی خودتان را بیشتر می‌کنید که این قدردانی بالاخره صورت گیرد و باز اتفاق نمی‌فتاد و شما در یک چرخه معیوب گیر می‌کنید و فقط از دست خودتان عصبانی تر و ناراضی تر می‌شوید.
بهتر نیست از این چرخه خارج بشوید؟تا تلاش کنید دیگران را تغییر دهید تا افراد سپاسگزارتری باشند؟
برای کمک به اینکه از این چرخه خارج بشوید به مشاور مراجعه کنید.
0
با سلام
منظورتان این است که شما در خانواده دیده نمی شوید و دیگران متوجه احساسات شما نیستند؟ اگر چنین است چه کار‌هایی برای این کار انجام داده اید؟ انتظاراتتان را چگونه بیان کرده اید؟ در خانه کودکی تان چگونه بوده اید؟ برای راهنمایی بهتر نیاز به شرح حال دقیق و روش درمانی مناسب است.
لطفا به روانشناس مراجعه نمایید.
0
درود بر شما،
امیدوارم همیشه حال دلتان خوب باشد
شما به این موضوع توجه کنید که زندگی کردن هم نیاز به آگاهی و شناخت دارد، زمانی که بتوانید شناخت خوب و منطقی از خودتان پیدا کنید، دقت کنید 3 دسته شخصیت در انسان‌ها وجود دارند، گروه اول شخصیت فداکار هستند که بدون اینکه به خواسته‌ها و نیاز‌های خودشان اهمیت بدهند، خودشان را وقف دیگران می‌کنند و رضایت آنها و تایید انها براشون اهمیت دارد، گروه دوم آدم مهربان هستند که اهمیت و اولویت در زندگی خودشان هستند و اول برای خودشان ارزش و احترام فایل هستند و به نیاز‌ها و زندگی خودشان اهمیت می دهند ولی بعد از خودشان به دیگران هم اهمیت می دهند و به آنها هم در صورتی که به خودشان لطمه وارد نشود اهمیت می دهند و این ارزش و احترام را متقابلا دریافت می‌کنند، دسته سوم افراد خودخواه هستند که فقط اولویت و ارزش را برای خودشان قایل هستند و به دیگران اهمیت نمی دهند و خواست و نیاز دیگران براشون مهم نیست، شما سعی کنید جزو دسته دوم یعنی افراد مهربان باشید.
البته به نظرم حتما جلسات مشاوره شرکت کنید تا بیشتر به شما کمک بشود.
0
سلام
چرا بیش از حد به دیگران محبت می‌کنید؟ آیا در روابطتون سعی کردید همیشه سازگاری کنید؟ آیا اگر خلاف میل دیگران کاری انجام بدید یا چیزی بگید رفتار اون‌ها با شما عوض می‌شه؟ آیا توجه دیگران رو به هر شکلی نیاز دارید؟ چقدر خودتون رو به خاطر آسایش دیگران آزار دادید؟ پیشنهاد می‌کنم مشاوره فردی از روانشناس دریافت کنید، بهتون کمک می‌کنن از این شرایط خارج بشید
0
لطفی راداوطلبانه انجام ندهید صبرکنیدازشماخواهش کنند و ازشمابخواهند و بعدانجام دهید اگردرتوانتان بود اینجوری یادشون میمونه
0
سلام
و نور.
اطرافیان را رها کنید و فقط و فقط با خانم تان به روانشناس مراجعه فرمائید.
دلبستگی شما آسیب دیده و شنا را به یک فرد گریزان عاطفی تبدیل کرده است و با حضور عاطفی خانم تان مشکل حل می شود.
0
خانواده مرکز حمایت و بروز هیجانات همیشه بوده است
باید سبک دلبستگی شما در روابط و خانواده بررسی شود
اینکه در همه روابط شما شخصیت مهر طلبی هستید ؟ نیاز به گرفتن بررسی عمیق و گرفتن شرح حال دارد
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
با سلام.
احساس آشفتگی و ناراحتی به دلیل ناسپاسی اطرافیان ممکن است به عوامل روانی و اجتماعی مربوط باشد.
برای رفع این وضعیت، می‌توانید با افراد مورد نظر صحبت کرده و احساسات خود را به آن‌ها ابراز کنید.
همچنین، مشاوره روان‌شناسی می‌تواند به شما کمک کند تا با این مسائل برخورد کرده و راه‌حل‌های مناسبی پیدا کنید.
از فعالیت‌های ورزشی، مدیتیشن و تغییر در نگرش خود نیز می‌توان به عنوان راهکار‌های کمک‌کننده اشاره کرد.
اگر احساس خستگی و آشفتگی به طور مداوم ادامه دارد و به تداوم مشکلات خانوادگی منجر شده است، حتماً به متخصص روان‌شناس یا مشاور مراجعه کنید تا کمک حرفه‌ای برای بهبود وضعیت شما دریافت کنید.
امیدوارم با اعمال تغییرات مثبت، وضعیت خود را بهبود بخشیده و روابط سالم‌تری با خانواده خود ایجاد کنید.