هیچی برام مهم نیست، از هیچی لذت نمیبرم، چکار کنم؟

سلام وقت بخیر. من اصلا حتی ۱ درصد هم احساس افسردگی ندارم. کلا آدم شادی هستم تو جمع های خانوادگی و دوستانه بگو بخند دارم اما. اما با اینکه توی زندگیم اهداف زیادی دارم اما هیچکدومشون برام اهمیت زیادی ندارن، خیلی به این به موضوع فکر کردم که چی منو راضی میکنه و هیچوقت به جوابش نرسیدم چون واقعا انگار اون احساسی رو که میخوام توی این دنیا نیست.
1
با سلام،
برای افسرده بودن حتما لازم نیست فرد خلق غمگینی داشته باشه، نگه یا نخنده، ارتباط نداشته باشه، گاهی افسردگی پنهانه، اتفاقا برعکس فرد بسیار فعال و اجتماعی و خوب به نظر میرسه، اما در درون خودش چیزی جریان داره که فقط خودش خبر داره، گاهی هدف‌ها انقدر زیاد و مسیر سخت می‌شه فرد دچار کرختی هیجانی و بی لذتی می‌شه، و از بی معنایی در زندگی شکایت داره، همه این موارد فقط فرضیه است و در هر فردی ممکنه متفاوت باشه، تراپی روشروع کنید با درمیون گذاشتن این افکار و احساسات در اتاق درمان با دیگری که امن باشه، به مرور به کشف بیشتر خودتون کمک میکنه.
1
احساس «بیمعنایی» بدون غم یا افت خلق، معمولا نشانه بیانگیزگی عمیق، فرسودگی ذهنی یا اختلال در سیستم پاداش مغز است؛ نه افسردگی کلاسیک.
بهترین درمان، رواندرمانی معنامحور و فعالسازی تدریجی لذت و هدف است.
اینستاگرام: rastak.brainclinic
0
سلام
وقت بخیر.
من اصلا حتی 1 درصد هم احساس افسردگی ندارم.
کلا آدم شادی هستم تو جمع‌های خانوادگی و دوستانه بگو بخند دارم اما.
اما با اینکه توی زندگیم اهداف زیادی دارم اما هیچکدومشون برام اهمیت زیادی ندارن، خیلی به این به موضوع فکر کردم که چی منو راضی میکنه و هیچوقت به جوابش نرسیدم چون واقعا انگار اون احساسی رو که میخوام توی این دنیا نیست.
0
سلام و عرض ادب.
گاهی لازمه اهداف و مسیر رسیدن به آنها مجددا بررسی بشه، اهداف جدیدی گذاشته بشه و به نوعی یک بازتعریف از رضایت درونی انجام گردد
0
سلام.
دوست عزیز گاهی تغییرلت خلقی به صورت شاد و شنگول بودن، پراکندگی افکار، نداشتن تمرکز و حواسپرتی، عدم سازماندهی اهداف برنامه ریزی شده و اشتیاق شدید برای لذت طلبی و سرگرمی‌ها تجربه می شود و در اوج برانگیختگی خلق فروکش کرده بصورت خلق ملول، کاهش علاقه و لذت مشاهده می شود.
برای ارزیابی دقیق تر نیاز به مصاحبه تشخیصی و ارزیابی سلامت روان و شخصیت می باشد.
نکته مهم رویکرد‌های روان درمانی در تنیظیم هیجانی و فعالسازی رفتاری و مدیریت استرس می‌توانند تاثیرات مفیدی داشته باشد.
0
سلام
.این حس بی معنایی و اینکه چیزی واقعا برات مهم نیست با اینکه ظاهرا افسرده نیستی، معمولا از نشانه‌های بلوغ روانی، سردرگمی هویتی و فشار انتخاب مسیر زندگی در سن توست، نه افسردگی.
توصیه من به تو، شروع روان درمانی هست تا بفهمی چه چیز‌هایی واقعا برات مهمه و چرا هیچی هیجان واقعی ایجاد نمی کنه.
. این وضعیت با مداخله روانشناس و با درمان درست کاملا قابل حله.
0
سلام
جهت ارزیابی و درمان به متخصص اعصاب و روان و روانشناس مراجعه کنید
0
سلام
بهتر است به سایت اینجانب مراجعه کنید.
تست افسردگی و اضطراب و پرخاشگری و و سواس را انجام دهید.
سیستم بر اساس پاسخ‌های شما راهکار مناسبی را پیشنهاد می‌دهد.
بر اساس آن رفتار کنید.
آدرس سایت
www.drmahsahoushdar.com
0
سلام.
جهت بررسی دقیق در مورد افسردگی یا مورد دیگا نیاز هست مصاحبه و پرسشنامه کنار هم توسط روانشناس گرفته بشه، اگه تشخیص افسردگی نگرفتین ممکنه ضعف در مهارت‌ها یا تکنیک‌های انگیزشی باشه که باید در موردش صحبت بشه، مراجعه به روانشناس توصیه می‌شه.
پیروز باشید
0
سلام
به نظر میرسه اهداف مشخص نداری و طبق ارزش‌های واقعیت نیستن چون هر ان چه برای انسان ارزشمتد است جز اولویت‌های زندگیش هست براش ایجاد انگیزه میکنه توصیه می‌کنم برای ایجاد انگیزه هدف هات رو باز نگری کنید
0
سلام
دوست عزیز
انگار من دوتا صدا از درونت شنیدم یک صدا که داره میگه همه چی خوبه لذت می برم شاد و خندان هستم اما یک صدا که ابراز نارضایتی داره حتما دلیلی برای این حالش داره با کمک روانشناس می تونی علت را پیدا و درمان کنی
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
احساس بی‌علاقگی به فعالیت‌ها و اهداف می‌تواند نشانه‌ای از افسردگی انهدامی یا انواع دیگر مشکلات روانی باشد، حتی اگر در ظاهر احساس شادی کنید و در جمع‌ها شوخی‌ کنید.
گاهی اوقات علائم افسردگی بسیار پنهان و نامحسوس است و فرد فکر می‌کند که احساس ناراحتی عمیقی ندارد، ولی در واقع ممکن است از این اختلال رنج ببرد.
بهترین کار این است که با یک متخصص روانشناس یا روانپزشک مشورت کنید تا ارزیابی دقیق‌تری از وضعیت روانی شما داشته باشند.
درمان ممکن است شامل مشاوره، درمان‌های رفتاری شناختی، یا حتی دارو در صورت نیاز باشد.