دلم برای خودم میسوزه حس میکنم مثل گذشته قدرتمند نیستم جدیدا خیلی ضعیف شدم جواب حرفایی ک بدم میاد نمیدم و دیگران از سکوتم سواستفاده میکنن دلم میخواد گریه کنم حس شکنندگی دارم با مسائل جزئی بهم میریزم. همیشه وقتی میخواستم حرف جدی و غمگین کننده بزنم اشکام ناخودآگاه میریزه و از بچگی این مشکل داشتم اصلا کنترلش نمیشه کرد دیگران میگن گریه ندارع بس کن و حس بدی بهم میده واقعا دست خودم نیست
13 خرداد 1404
پاسخ پزشکان
1
سلام. با روانشناس. مشورت. کنین. موردی ندارد نگران نباشین
سلام. دوست عزیز کاهش عزت نفس، حساسیت و زودرنجی و کاهش امید به زندگی، عدم تحرک و کاهش انرژی، کم حرفی و کاهش علاقه و سایر موارد میتوان تغییرات خلقی توام بااختلال کارکرد فرد ذر نظر گرفت. چه بسا شخصیت شما نیز به خاطر خلق ملول و غمگین تحت تاثیر قرار گرفته است بصورت شخصیت اجتنابی و بازداری عواطف مسجم شده است. وضعیت روان و شخصیت شما نیاز به ارزیابی بالینی و سنجش دارد. توصیه می شود به روانشناس بالینی مراجعه شود و درصورت لزوم به روانپزشک ارجاع می شوید.
گریه کردن واکنش طبیعی بدن است وقتی که احساسات عمیق و دردناکی در روانت هست که به ان اجازه دیده شدن داده نشده. اگر در کودکی احساسات سرکوب شوند در بزرگسالی بصورت اشک سرازیر میشوند و بدن بصورت اشک درد ان کودک را نشان میدهد. و اگر افراد در کودکی تجربه انتقاد و سرزنشگری را داشته باشند در بزرگسالی احتمال اینکه در برابر سو استفاده سکوت کنند وجود دارد. با کمک روانشناس میتونی سفری به گذشته داشته باشی و باهم بررسی کنید چه تاثیراتی روی روان شما گذاشته و برای بهبود ان چه کارهایی میتوانید انجام بدید.
سلام دوست عزیز؛ احساساتی که تجربه میکنید، نشونه ی خستگی روانیه، نه ضعف. گریه ی ناخودآگاه، حساسیت بالا و احساس شکنندگی همگی می تونن نشونه ی فشارهای درونی، اضطراب یا حتی تجربههای عاطفی گذشته باشن که هنوز درمان نشدن. مراجعه به روانشناس و آغاز روان درمانی برای شما بسیار ضروریه، چون روان درمانی به شما کمک میکنه ریشه این احساسات رو درک کنید، به خودتون قدرت ابراز سالم بدید و عزت نفستون رو بازسازی کنید. درمان باعث میشه دوباره اون حس کنترل و قدرت گذشته رو درون خودتون پیدا کنید، بدون اینکه بخواید احساساتتون رو سرکوب کنید.
سلام و عرض ادب. احساس ضعف و شکنندگی، سکوت، گریه کردن، دلسوزی برای خودت همه اینها می تونه نشانههای یک اختلال خلقی مانند افسردگی باشه و بهتره قبل از اینکه نشانهها فراگیر بشه و همه موقعیتها و عملکردهاتون رو فرابگیره برای درمانش اقدام کنید
سلام عزیزم احساس شنیده نشدن و درک نشدن در این سالها باعث شده شکننده و حساس به نظر برسی، اینکه دلت برای خودت میسوزه خوبه چون اینطوری سعی میکنی به خودت کمک کنی، با روانشناس در ارتباط باشید تا با همدلی و بدون قضاوت شما رو بشنویم و کمکتون کنیم از این شرایط خارج بشید
عزیزم تو نیاز داری یک نفر بفهمتت به جای اینکه بگه بس کن این شدت گریه از یک سکوت، ناراحتی غمهای فروخورده میاد اما ما نمیتونیم از اطرافیان انتظار داشته باشیم به بهترین شکل احساس ما را بفهمند و درک کنند و پاسخ بدن، حتماپیشنهاد میکنم مراجعه به روانشناس داشته باش تا همه ناراحتیها بیرون بیان و جاشون رو با چیزای خیلی قشنگتر بتونی پر کنی و با قدرت به زندگیت ادامه بدی و همین روزهای ناراحت کننده تو بشه شروع جرقههای قشنگ زندگیت
احتمالاً این حالت بازتابی از حساسیت عاطفی بالا یا افسردگی خفیف است. در بیشتر موارد چنین واکنشهایی ناشی از الگوهای احساسی طولانیمدتاند و قابلبهبود و مدیریت هستند؛ تقصیر شما نیست و با پشتیبانی قابل کنترل میشود. راهکارهای عملی: - هنگام شروع اشک: نفس عمیق شکمِ آرام (۳-۴ نفس عمیق) و آب سرد به صورت بزنید تا واکنش جسمی کاهش یابد. - روزانه ۵ دقیقه احساسات را در دفترچه بنویسید؛ اسم دادن به احساسات کمککننده است. - یک نفر مورداعتماد را انتخاب و کوتاه به او بگویید که گاهی گریهات کنترلپذیر نیست تا حمایت بگیری. - مرزگذاری ساده: جملات کوتاه و مشخص برای «نه» یا «الان نمیتونم» تمرین کنید. علائم هشدار: - افکار یا نقشه خودآسیب یا خودکشی - ناتوانی شدید در انجام کارهای روزمره یا افت محسوس عملکرد - بیخوابی یا بیاشتهایی بسیار شدید و کاهش وزن ناگهانی تخصص پیشنهادی: روانپزشکی
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.
پاسخهای این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید.