چرا فرزندم افسرده است؟

سلام دکتر
من پسری دارم حدود ۲۶ ساله
از کودکی بنظرو کم حوصله میامد و رابطه خوبی با ما نداشت
اما با دوستانش بسیار خوب است.
دو سالی است که قرص سرتونین مصرف میکند.
در کنار ما بسیار کم حرف و تودار هست.
من بیشتر از این رنج میبرم که او را اغلب در فکر میبینم
او الان در زندگی شرایط بدی ندارد.دانشجوی ارشد علم و صنعت است.
اما باز هم با وجودی که به خواسته اش رسیده غمگین و افسرده بنظر میاید؟

------
لطفا در این خصوص راهنمایی بفرمایید.
سپاس
1
کاربر گرامی:
با توجه به نوشته شما از آنجایی که فرزندتان رابطه رضایت بخش و صمیمی با دوستانش دارد ولی تلاشی برای بهبود شرایط عاطفی با والدینش انجام نمی‌دهد، بنظر می‌رسد کم حرفی اش با شما ناشی از این هست که احساس صمیمیت مدتهاست بین شما کمرنگ شده او موضوعاتی در ذهن دارد که با افراد نزدیک زندگیش که والدینش می باشد درمیان نمی گذارد در اینجا دو موضوع مطرح هست اول اینکه ممکن است شما بعنوان والدین مهارت کافی برای ایجاد صمیمیت با او با توجه به سن 26 سالگی اش ندارید مهارتی مثل (درک کردن
- ایجاد اعتماد -شنیدن او بدون قضاوت) موضوع دوم مربوط به این هست که اعضا خانواده برنامه و گفتگوی شاد و دلگرم کننده کمتر وجود دارد بنابراین ایشان ترجیح می‌دهد تمرکزش را بر روی رابطه عاطفی با دوستانش بگذارد .
تاکید من این هست که برای جلوگیری از ادامه سردی رابطه و بهبود شرایط عاطفی شما و پدرش به همراه هم به روانشناس مراجعه بفرمایید و تغییرات را از خودتان شروع کنید مسلما در ادامه فرزند شما هم در جلسات حضور خواهند داشت.
موفق باشید
0
باسلام،،
باتوجه به شرح کوچکی که دادید،،، به نظر می رسد رابطه فرزندشماباوالدین، کم است.
بسیارخوب است که خودشما برای دادن شرح حال و گرفتن راهنمایی لازم مراجعه کنید.
اگر با دوستانش بسیارخوب است، به نظر می‌رسد بهترشدن رابطه شما و او کمک کننده است.
درهرحال، ارزیابی و شرح حال کامل برای نظر و درمان لازم است.
0
با عرض سلام
و وقت بخیر و در تکمیل فرمایشات خانم دکتر.
گاهی در زندگی تا حدودی به اهداف پیش بینی شده دست یافته ایم؛ اما باز هم احساس شادکامی و رضایت در ما جایگاه مشخصی ندارد!!!
گاهی علایق و و یژگی‌های شخصی را در انتخاب و تعقیب اهداف، مدنظر قرار نداده ایم.
گاهی پروژه ای ارزشمند (کوتاه و بلند مدت) برای انگیزش روزانه خود تعریف نکرده ایم و صرفا اتوماتیک و ار انجام وظیفه میکنیم.
و گاهی روابط ما با افراد مهم ضعیف و یا مختل است.
پیشنهاد می‌کنم وقت انحصاری برای افزایش گفتمان با فرزندتان در نظر بگیرید، در آن زمان در مقابل و سوسه نصیحت و ارائه راهکار مقاومت کنید و به مرور ایشان را برای یک ملاقات با روانشناس ترغیب کنید.
0
کاربر گرامی:
با توجه به نوشته شما از آنجایی که فرزندتان رابطه رضایت بخش و صمیمی با دوستانش دارد ولی تلاشی برای بهبود شرایط عاطفی با والدینش انجام نمی‌دهد، بنظر می‌رسد کم حرفی اش با شما ناشی از این هست که احساس صمیمیت مدتهاست بین شما کمرنگ شده او موضوعاتی در ذهن دارد که با افراد نزدیک زندگیش که والدینش می باشد درمیان نمی گذارد در اینجا دو موضوع مطرح هست اول اینکه ممکن است شما بعنوان والدین مهارت کافی برای ایجاد صمیمیت با او با توجه به سن 26 سالگی اش ندارید مهارتی مثل (درک کردن
- ایجاد اعتماد -شنیدن او بدون قضاوت) موضوع دوم مربوط به این هست که اعضا خانواده برنامه و گفتگوی شاد و دلگرم کننده کمتر وجود دارد بنابراین ایشان ترجیح می‌دهد تمرکزش را بر روی رابطه عاطفی با دوستانش بگذارد .
تاکید من این هست که برای جلوگیری از ادامه سردی رابطه و بهبود شرایط عاطفی شما و پدرش به همراه هم به روانشناس مراجعه بفرمایید و تغییرات را از خودتان شروع کنید مسلما در ادامه فرزند شما هم در جلسات حضور خواهند داشت.
موفق باشید
0
سلام
به شما.
در درجه اول باید مشخص شود که حس درونی خود ایشان چیست.
آیا ایشان نیز حس غمگینی و بی حوصلگی دارد؟ در این صورت نیاز به بررسی دقیقتری است که البته با توجه به اینکه دارو مصرف می کند احتمالا در این خصوص بررسی و تشخیص صورت گرفته.
اما نکته ای که باید در نظر داشت ازمان و عمق این مساله در فرزندتان است و بنظر می رسد این حالت در واقع بیش از آنکه بیماری افسردگی باشد، شخصیت افسرده و یا افسرده خویی باشد.
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
احتمالاً فرزند شما از افسردگی رنج می‌برد.
علائمی مانند کم‌حوصلگی، انزوا، ناراحتی، و عدم علاقه به ارتباط با دیگران معمولاً از علائم افسردگی هستند.
مصرف دارو‌های ضدافسردگی نیز نشانه‌ای از این مشکل است.
بهتر است با یک متخصص روانپزشک مشورت کنید تا بهترین راه حل برای کمک به فرزندتان پیدا کنید.
همچنین، او را تشویق کنید تا به مشکلات و احساساتش بیشتر رسیدگی کند و از مشاوره روانشناختی بهره ببرد.
این مسائل را به آرامی و با پشتیبانی خود به او بیان کنید تا احساس حمایت و شناخت شدن کند.
اگر شما به عنوان والد از افسردگی فرزندتان مطمئن هستید، مسئله را جدی بگیرید و به دنبال درمان مناسب بگردید.