علت ترجیح دادن دوستان به خانواده چیست؟

من وقتی حالم بده یا مشکلی دارم فقط دوس دارم به دوستای نزدیکم اون مشکلم رو بگم دلم میخاد اونا حالم رو بپرسم و بهم اهمیت بدن
اصلن دوس ندارم مشکلم رو به خونوادم بگم یا اگه مریض بشم و اونا حالمو بپرسم بشدت بدم میاد و حس بدی پیدا میکنم
دلم میخاد دوستای صمیمیم بهم اهمیت بدن،براشون مهم باشم نه خونواده

از وقتی یادمه همینجوری بودم
1
سلام
چرا دوست ندارید خانوادتون در هنگام نیاز کنارتون باشن؟ چرا در کنار خانواده احساس بدی دارید؟ برای ارزیابی دقیق و تشخیص درست و ارائه راهکار‌های مناسب به روانشناس مراجعه کنید
1
با سلام
اگر فکر می کنید که این موردی که مطرح کردید به عنوان مشکل است، نیاز به بررسی بیشتر وجود دارد
1
سلام
الان مشکلتون چیه ؟ آیا این مساله شمارو اذییت میکنه؟
1
باسلام . نیاز به بررسی و شرح حال کاملتری هست . به روانشناس مراجعه کنید .موفق باشید
0
سلام
احتمالا رابطه خوبی با خانواده نداریدواحساس امنیت و اعتماد در نزد آنان نمی کنیدبهتر است تراپی شوید، علت این بی اعتمادی و ناامنی روانی توسط روانشناس بررسی و مشخص می‌شود.
-1
دوستان اغلب نمی‌توانند جای خانواده شما رو بگیرند حتما با مشاور صحبت کنید
-1
سلام،
در تایید بیانات همکاران، چنانچه با این موضوع مشکل دارید، می‌توانید جهت بررسی و ریشه یابی آن، به روانشناس مراجعه کنید
-1
سلام
عزیزم برای حل شدن این موضوع و این که این مسئله برای خودتان و خانواده تبدیل به آسیب نشود به روانشناس مراجعه کنید بسیار موثر هست .در پناه خدا
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
ابتدا باید بگویم اینکه گاهی افراد در مشکلاتِ احساسی سراغ دوستان نزدیک می‌روند و از گفتن آن به خانواده طفره می‌روند، کاملاً شایع است و لزوماً نشانهٔ «خرابی» نیست. با این حال، اگر این الگو برای شما آزاردهنده است یا باعث تن‌هایی یا مانع دریافت حمایت لازم می‌شود، بررسی علمی و عملی دارد.
دلایل شایع (روان‌شناختی و اجتماعی):
- سبک دلبستگی دوران کودکی: تجربهٔ امنیت یا ناایمنی در رابطه با والدین در کودکی (مثل عدم پاسخگویی، سردی، یا عدم ثبات عاطفی) می‌تواند باعث شود بزرگسالان به جای خانواده به دوستان اعتماد کنند.
افراد با دلبستگی ایمن معمولاً تعادل بین خانواده و دوستان برقرار می‌کنند؛ دلبستگی اجتنابی یا نگران می‌تواند ترجیح به دیگری را بیشتر کند.
- تجربهٔ قبلی از خانواده: اگر در گذشته وقتی مشکل را با خانواده مطرح کرده‌اید، تحقیر، کم‌اهمیت شمرده شدن، واکنش هیجانی شدید یا افشای اطلاعات رخ داده باشد، منطقی است که ترجیح دهید با کسانی صحبت کنید که امن‌تر و بی‌طرف‌تر به نظر می‌رسند.
- محرمانگی و قضاوت کمتر بین دوستان: دوستان نزدیک معمولاً محیطی غیرقضاوتی‌تر و محرمانه‌تر فراهم می‌کنند؛ این احساس «امنیت» باعث ترجیح آن‌ها می‌شود.
- هویت اجتماعی و هم‌دلی: در بزرگسالی ممکن است احساس کنید با دوستانتان ارزش‌ها، علایق و زبان عاطفی مشترک‌تری دارید؛ بنابراین از آن‌ها انتظار درک بیشتری دارید.
- تمایل به استقلال و اجتناب از بار عاطفی خانواده: برخی افراد نمی‌خواهند خانواده را نگران کنند یا بار اضافی روی آن‌ها بگذارند.
در بعضی فرهنگ‌ها بیان مشکلات به خانواده ممکن است خجالت‌آور باشد.
- و یژگی‌های شخصیتی: افراد درون‌گرا یا کسانی که به شدت به حریم خصوصی اهمیت می‌دهند، ممکن است فقط با کسانی که انتخاب کرده‌اند صحبت کنند.
چه زمانی این موضوع نیاز به توجه حرفه‌ای دارد؟
- اگر این ترجیح باعث انزوای اجتماعی می‌شود یا ناتوانی در دریافت حمایت در شرایط اضطراری پدید می‌آید.
- اگر از تنها شدن، افسردگی، اضطراب شدید، یا افکار خودآسیب‌رسان رنج می‌برید.
- اگر این الگو مانع حل مسائل مهم پزشکی یا خانوادگی می‌شود.
در این موارد مشاوره با روانشناس یا روان‌درمانگر توصیه می‌شود.
راهکار‌های عملی (اگر بخواهید وضع را تغییر دهید یا آن را بهتر بفهمید):
1 خودآگاهی و یادداشت: بنویسید در چه موقعیت‌هایی سراغ دوستان می‌روید و چه واکنش‌هایی از خانواده گرفتید.
این کمک می‌کند الگو‌ها روشن شوند.
2 بررسی گذشته بدون قضاوت: به‌صورت کنجکاوانه به تجربه‌های کودکی و واکنش والدین فکر کنید—آیا وقتی ناراحت بودید، کسی بود که با شما همدلی کند؟
3 تمرین گفتگوی ایمن: قبل از مطرح کردن موضوع بزرگ با خانواده، از یک دوستِ قابل‌اعتماد یا درمانگر تمرین کنید.
از جملاتی مثل «وقتی این اتفاق افتاد من احساس... کردم» یا «نمی‌خواهم شما نگران شوید اما دوست دارم بدانید» استفاده کنید.
4 مرزبندی و انتخاب میزان اطلاعات: لازم نیست همهٔ جزئیات را بگویید.
می‌توانید بخش‌هایی را که احساس تهدید یا قضاوت ایجاد می‌کند نگه دارید و فقط نیاز خود (مثلاً «پشتیبانی عاطفی» یا «کمک پزشکی») را بگویید.
5 مشاوره فردی یا گروهی: درمان‌های شناختی-رفتاری (CBT)، درمان مبتنی بر ذهنیت (MBT) یا درمان‌های متمرکز بر دلبستگی می‌توانند درک شما از روابط و الگو‌ها را بهبود دهند.
6 اگر خانواده نقش مهمی در زندگی شما دارد و می‌خواهید رابطه را بهتر کنید، خانواده‌درمانی می‌تواند مفید باشد؛ اما فقط زمانی که همه اعضا مایل باشند.
7 حفظ حمایت دوستان: داشتن دوستانی که به شما اهمیت می‌دهند خوب است؛ اما مراقب باشید که به یک نفر یا یک گروه تنها وابسته نشوید تا اگر آن رابطه تغییر کرد، دچار آسیب نشوید.
درمان دارویی؟ خودِ ترجیح گفتن مشکل به دوستان به تن‌هایی نیاز به دارو ندارد.
اما اگر همراه با افسردگی، اضطراب یا علائم شدید دیگری باشد، متخصص روان‌پزشک ممکن است دارو و درمان ترکیبی پیشنهاد کند.
خلاصه و توصیه نهایی: ترجیح دادن دوستان برای اشتراک‌گذاری مشکلات یک پاسخ طبیعی به تجربه‌ها و احساس امنیت است و لزوماً مشکل‌ساز نیست.
اگر این الگو موجب رنج یا مانع زندگیِ روزمره می‌شود یا شما را از حمایت لازم محروم می‌سازد، مشاوره با روان‌شناس یا روان‌درمانگر مفید است.
اگر دوست دارید، می‌توانم چند جملهٔ پیشنهادی برای شروع گفتگو با خانواده بنویسم یا راهکار‌های تماس با یک درمانگر در ایران را توضیح دهم.