کنار آمدن با درد ناشی از رفتار آزارگر پدر
بابام هیچوقت دوسم نداشت.بهم محبت نکرد، بغلم نکرد، نگفت دوستت دارم، بهم اهمیت نداد، اعتمادبنفسمو کشت، ذوقمو کور کرد، همیشه تخریبم کرد تحقیرم کرد، نادیدم گرفت، یه خودشیفته ی سادیسمی بود.بااینکه سال هاست ندیدمش خیلی عذاب میکشم اون هیولا بود.نمیتونم فرارکنم ازش.روانشناس رفتم اثر نداشت چکار کنم من دلم بابا میخواد اعتمادبنفسم صفره
31 مرداد 1405 آخرین بروزرسانی: 3 شهریور 1405