روانشناسی خانواده؟
باسلام وخسته نباشید.من حدودده سال است بامردی ازدواج کردم که خودش وخانواده اش هنوزموردتاییدآشنایان هستند.ولی بعدازمدت کوتاهی متوجه اعتیادخودش وظلم وناحقی های خانواده اش شدم.دوسال است خدابه من یک فرزندپسرعطاکرده.اعتیادخط قرمزمن بودوالان نگران آینده فرزندم هستم چون طایفتا گرفتارند،خودم احساسی وشکننده بامشکلات خانه پدری وارد زندگی شدم الان نای نفس کشیدن ندارم.تورابه خداراهنماییم کنیدکه چه کنم