لیتیم کربنات برای افسردگی موثرع؟

سلام۲۲ سالمه و از بچگی دارو اعصاب میخورم وسواس افسردگی ۵ ساله آسنترا ۲۰۰ریسپردن دکتر اینبار بهم لیتیم داده الان دوماهه میخورم ولی تاثیرافسردگیم ووسواسم ندارم یه مشکل هم که دارم شبا بیحوصلگی و افسردگی میادسراغم با اینکه شام خوردم ولی نمیدونم چمه میرم سراغ شیرینی و پرخوری و فقط میگم صبح بشه صبح که شد یادم میاد پرخوری کردم عذاب وجدان میگیرم امکان رفتن به روانشناس ندارم مشکل من چیه و راه حل لطفا بگید
1
سلام.
از متن گفتار شما می‌توان افسردگی، وسواس و پرخوری و احساس درماندگی در کنترل علائم را استنباط کرد.
افکار و سواسی یکنوع فکر، تکانه یا تصورات مزاحم است که اکثریت افراد تجربه می کند ولی عد‌های دچار شدت و تکرار افکار و سواسی می شوند.
سوال شما چه نوع تفکر و سواسی را تجربه می کنید؟برای کاهش تفکر و سواسی چه رفتار‌هایی را انجام می دهید؟آیا رفتار‌هایی که برای کاهش افکار و سواسی انجام می دهید در کاهش اضطراب شما موثر بوده است؟ آیا افسردگی شما ناشی از ناامیدی از درمان افکار و سواسی می باشد؟ در طول روز چه فعالیت‌هایی انجام می دهید؟ هنگام فعالیت یا انجام کار‌ها افکار و سواسی و افسردگی کاهش یا افزایش می یابد؟
آیا مصرف قرص ریسپریدون در اواخر شب در پرخوری و افزایش وزن شما تاثیر گذار بوده است؟ پاسخ سوالات ارسال شود تا تکنیک‌های موثر در کاهش افکار و سواسی و افسردگی ارائه شود؟
0
سلام
آنچه تو توصیف میکنی بیشتر شبیه یک «چرخهی شبانهی افسردگی ـ اضطراب ـ پرخوری» است که روی زمینهی و سواس و مصرف دارو شکل گرفته، نه یک ضعف اراده یا بینظمی شخصی.
وقتی شب می‌شود، سطح برانگیختگی بدن پایین می‌آید، تن‌هایی و افکار منفی پررنگتر می‌شود و اگر خلق هنوز پایدار نشده باشد، مغز برای تسکین سریع به شیرینی و پرخوری پناه میبرد؛ صبح که هوشیاری برمیگردد، عذاب و جدان می‌آید و همین عذاب و جدان چرخه را برای شب بعد تقویت می‌کند.
از طرف دیگر لیتیم اگر دوزش دقیق تنظیم نشده باشد یا بهتن‌هایی کافی نباشد، می‌تواند روی انرژی، اشت‌ها و نوسان خلق اثر بگذارد و شبها بیحوصلگی را بدتر کند.
راهحل عملی این است که اولا شبها را «زمان پرخطر» فرض کنی و از قبل برنامه جایگزین بچینی؛ مثلا بعد از شام بلافاصله یک فعالیت ثابت و کوتاه داشته باشی مثل پیادهروی آرام، دوش گرم یا چای گیاهی، و شیرینی را از دسترس شبانهات خارج کنی.
ثانیا یک «وقفهی دهدقیق‌های» بگذاری؛ وقتی میل به شیرینی آمد، ده دقیقه صبر کنی و نفس‌های آهسته بکشی، اغلب موج میل فروکش می‌کند.
ثالثا خواب منظم را جدی بگیری و زمان خواب را جلوتر بیاوری تا فاصلهی شام تا خواب طولانی نشود.
با این حال ریشهی مسئله دارویی و خلقی است، نه فقط اراده؛ بنابراین لازم است با روانپزشکت درباره بیاثر بودن لیتیم، پرخوری شبانه و بیحوصلگی شب حرف بزنی تا دوز یا ترکیب دارو‌ها بازبینی شود.
اگر امکان رواندرمانی نداری، حداقل همین تنظیم‌های رفتاری را شروع کن، اما بهترین نتیجه زمانی می‌آید که درمان داروییات هم دقیقتر تنظیم شود.
0
سلام
چیزی که گفتی، بیحوصلگی شب، میل به شیرینی، بعد عذاب و جدان خیلی شایع هست در افسردگی مقاوم به درمان و و سواس فکری.
توصیه می‌کنم با روانپزشک مشورت کنید.
0
سلام
.اگه احساس می‌کنید دارو‌های جدید برای شما موثر نیست، یا دچار پرخورب عصبی شدید حتما این مساله رو با پزشکتون مطرح کنید تا با توجه به شرایط شما داروهارو تنظیم کنند .
0
سلام
رواندرمانی، ورزش، مطالعه کتاب، کار‌های گروهی بهتون کمک خواهدکرد.
0
سلام
. دوست عزیز؛
علائمی که گفتید می تواند ترکیبی از و سواس افسردگی مزمن و الگوی تنظیم هیجان با غذا باشد و دارو به تن‌هایی کافی نیست . به خصوص وقتی پرخوری شبانه و عذاب و جدان اضافه شده است
حتی اگر الان امکان مراجعه حضوری ندارید توصیه می شود در اولین فرصت به روانشناس مراجعه کنید یا از مراکز خدمات مشاوره کم هزینه و یا آنلاین استفاده کنید و روان درمانی شناختی رفتاری همراه با درمان مبتنی بر تنظیم هیجان را شروع کنید چون این نوع درمان به و سواس افسردگی و پرخوری هیجانی همزمان می پردازد و کمک می کند و ابستگی صرف به دارو کمتر شود
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
لیتیم کربنات، درمانی معمول برای اختلال دو قطبی است و گاهی اوقات برای درمان شدید افسردگی نیز تجویز می‌شود.
اثربخشی لیتیم در کاهش و سواس و افسردگی ممکن است متفاوت باشد و بستگی به و یژگی‌های فردی و دیگر شرایط موجود دارد.
با توجه به تجربه‌ای که شرح دادید، ممکن است لیتیم کربنات برای شما به اندازه‌ی کافی موثر نباشد یا نیاز به تنظیم دوز داشته باشید.
علاوه بر این، رفتار شبانه‌ی شما نظیر پرخوری و احساس افسردگی بیشتر می‌تواند ناشی از استرس، اضطراب یا مشکلات دیگر روانی باشد که با روش‌های درمانی دیگر از جمله مشاوره یا درمان‌های رفتاری معنوی ممکن است بهبود یابد.
توصیه می‌کنم حتما با پزشک خود در مورد این موارد صحبت کنید و در صورت امکان، مشاوره روانی دریافت نمایید.