کمکم کنید؟

سلام خسته نباشید،من ۲۳ سالمه و زمانی که دانشجو بودم (۵سال پیش)به یکی از همکلاسیام که یک سال از من بزرگتر بود خیلی علاقه داشتم،من بین همکلاسیام خوب بودم و ایشونم پسر مطرحی بودرابطه ما کاملا دوستانه بود و من ادمی نبودم که بخوام پا پیش بزارم ولی عاشقانه دوسشون داشتم ،علاقه من زمانی بیشتر شد که حس کردم رفتار متفاوت تری نسبت به بقیه با من دارن،جوری که گاهی میگفت دوستم داره و ادمی نبود که این حرفارو به هرکسی بزنه،میگفت دوستم داره ولی هیچوقت به من پیشنهاد رابطه ندادمن دختری بودم که کلی خط قرمز و محدودیت داشتم و ایشون این خط قرمزارو تحسین میکرد.ولی خودشون خوشیا و ازادیایی کاملا متفاوت با من داشتن.الان ۵سال میگذره درسمون تموم شده و من هنوز عاشقانه این اقارو دوست دارم و ارتباط خیلییی کمی باهم داریم چندروز پیشم که واسم خواستگار اومده بود و ایشون متوجه شده بود به من پیام داد و گفت منو دوست داره فقط همینو گفت و چیز دیگه ای نگفتن،اینم بگم ایشون انقدر که دخترا بهش پیشنهاد رابطه میدن خیلی مغرور شده و اصلا ادمی نیست که خودش سمت کسی بره و حتی توجهی به کسی داشته باشه.
نمیدونم چه مشکلی دارم همه فکرم این اقاست هیچکسو نمیتونم دوست داشته باشم همه کار کردم عکساشو پاک کردم سعی کردم بهش فکر نکنم ولی نمیتونم جوری شدم که حق انتخابو از خودم گرفتم به هیچکس نمیتونم فرصت بدم به امید اینکه یه روزی این اقا توی زندگیم باشم واقعا افسرده شدم باید چیکار کنم؟
0
با سلام
و وقت بخیر.
بله عجیب به نظر می‌رسد؛ اما ما گاها درگیر الگو‌هایی از روابط میشویم که در ظاهر خالی از منطق است اما برخی نیاز‌های پنهان ما را تامین می‌کنند.
مثل بدست آوردن بهترین‌ها؛ یا فردی که طرد می‌کند و در دسترس نیست!
فراموش نکنید روابط برای اینکه بعد از و صال هم پایدار باقی بمانند به چیزی بیش از هیجانات تند دوست داشتن نیاز دارند البته به شدت موافقم که خودتان را از گفتن احساستان به ایشان محروم نکنید اما اینکار نه برای خوب یا خاص بودن ایشان بلکه صرفا برای پاسخ به نیاز درونی خود انجام دهید و فراموش نکنید پاسخ به خواسته‌ها دیگر از کنترل ما خارج است و پذیرش این عدم کنترل؛ مهم‌ترین نشانه ی بلوغ ماست!
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
عشق یک‌طرفه می‌تواند منجر به افسردگی و اضطراب شود و برای روان و روابط اجتماعی افراد آسیب‌های جدی ایجاد کند.
برای مدیریت این احساسات، ابتدا باید با خود رو به رو شوید و وضعیت را واقع‌گرایانه ارزیابی کنید.
در نظر داشته باشید که احساسات شما ممکن است توسط حقیقت‌های واقعی زندگی ناشی از اولویت‌ها و ارزش‌های شخصی تان تحت تأثیر قرار گرفته باشد.
همچنین، به خود زمان دهید تا از این احساسات عبور کنید و فرصتی برای بهبود و روانه شدن فراهم کنید.
در نهایت، اگر احساسات منفی شما ادامه داشت و به دلایلی نظیر افسردگی و اضطراب منجر شد، حتماً به مشاوره روانشناسی متخصص مراجعه کنید تا درمان مناسب را تجربه کنید.