تست‌های روان‌شناسی و روان‌پزشکی — رایگان

استاندارد جهانی · نتیجه همان لحظه

پیش از هر تصمیمی، دانستنِ عدد و اندازه‌ی حالت کمک می‌کند — همان ابزارهایی که روان‌پزشک و روان‌شناس در مطب استفاده می‌کنند، بدون ثبت‌نام و در چند دقیقه. غربالگری است، نه تشخیص.

دیدن همه‌ی تست‌ها ←

اضطراب بعد از آگاهی از روابط متعدد مادر

چند ساله پدر مادرم طلاق گرفتن، تازگی متوجه شدم که مادرم با هر مردی که میبینه نگاه جنسی بهش داره و رابطه داره باهاش. قبلا هم وقتی کوچیکتر بودم حدود ۱۳ سالم بود چتش رو با یه مرد ناشناس دیگه خونده بودم هنوز طلاق نگرفته بودن، ولی این موضوع بشدت اذیتم میکنه، توی چشم من مادرم همیشه زن قوی،پاک،و از خودگذشته ای بود، دو هفته ای که از این موضوع با خبر شدم نگاهم عوض شده، درک میکنم نیاز داره ولی با هرر کسی؟؟؟
18 مرداد 1405

پاسخ پزشکان

خلاصه پاسخ پزشک بازبینی‌شده توسط پزشک تأییدشده
سلام میفهمم متوجه شدن این موضوع چقد میتونه ازاردهنده و سردرگم کننده باشه. قطعا هیجانات متناقضی رو همزمان تجربه میکنید چون این اتفاق کنونی دومینووار اون واقعه 13سالگی رو هم فعال کرده.
— دکتر مریم یوسفی طبس، روانشناس مشاهده پاسخ کامل
1
سلام
عزیزم همه ما تصویر مقدسی از خانواده داریم و وقتی اون تصویر خراب بشه انگار کل دنیای ما خراب شده، چطور این داستان رو فهمیدی؟ چقدر مطمئنی ک درست قضیه رو فهمیدی و دچار سوتفاهم نشدی؟ چقدر با مادرت راحتی ک باهاش در این مورد صحبت کنی؟ و صحبت کردن با ایشان آیا آرومت میکنه؟ اگر اره بنظرم صحبت کردن میتونه آرومت کنه و نه با دعوا بلکه با همدلی و با در نظر گرفتن حق ایشان . و همچنین حق شما
0
با سلام و درود
میشه فهمید چرا این موضوع اینقدر برات سنگینه.
چیزی که الان تجربه میکنی فقط ناراحتی از رفتار مادرت نیست؛ بخشی از چیزی که دردناک شده، فرو ریختن تصویریه که سالها از مادرت در ذهنت داشتی.
تو سالها مادرت رو «زن قوی، پاک و ازخودگذشته» میدیدی و حالا با اطلاعاتی مواجه شدی که با این تصویر قبلی تناقض داره.
در روانشناسی، وقتی تصویر ذهنی ما از یک فرد مهم ناگهان با اطلاعات جدید تضاد پیدا میکنه، ممکنه دچار شوک، خشم، سردرگمی و حتی احساس خیانت بشیم.
بنابراین احساس فعلی تو قابل درکه.
اما یک نکته مهم وجود داره: مادرت فقط «مادر تو» نیست؛ یک انسان بالغ با زندگی، نیازها، انتخابها و اشتباهات خودشه.
اینکه بعد از طلاق وارد رابطه عاطفی یا جنسی شده، بهخودیخود به این معنا نیست که آدم بد یا بیارزشی است.
از طرف دیگه، اینکه تو با «با هر کسی بودن» مشکل داری هم قابل فهمه.
لازم نیست برای اینکه مادرت رو دوست داشته باشی، همه انتخابهای او رو تایید کنی.
بهتره بین سه چیز تفاوت بذاری:
1 انتخابهای مادرت
این بخش تا حد زیادی متعلق به خودشه و تو نمیتونی کنترلش کنی.
2 ارزشها و مرزهای خودت
تو حق داری بگی «این سبک رابطه با ارزشها و تصور من از یک رابطه سالم سازگار نیست.»
3 رابطه تو با مادرت
لازم نیست به خاطر رفتارهایی که قبولشون نداری، کل شخصیت مادرت رو در ذهنت نابود کنی.
و یک نکته خیلی مهم: اتفاقی که وقتی 13 سالت بوده و چت او را دیدی، احتمالا خیلی زودتر از زمانی که از نظر روانی آمادگی داشتی تو را وارد دنیای مسائل جنسی و رابطهای بزرگسالان کرده.
ممکنه بخشی از ناراحتی امروزت به همان تجربه قدیمی هم وصل شده باشه.
فعلا توصیه نمیکنم عجولانه با مادرت وارد بحث، بازخواست یا سرزنش بشی.
اول سعی کن بفهمی دقیقا از چه چیزی ناراحتی: از تعداد رابطهها؟ از انتخاب آدمها؟ از اینکه تصویر قبلیت از مادرت تغییر کرده؟ یا از اینکه احساس میکنی ارزشهایی که به تو یاد داده با رفتار خودش تناقض داشته؟
و مهمتر از همه:
لازم نیست همین الان تصمیم بگیری مادرت را ببخشی، تاییدش کنی یا حتی درباره رفتارش نظر قطعی بدی.
اول اجازه بده هیجانها فروکش کنن و بعد درباره رابطه خودت با مادرت تصمیم بگیر.
هدف درمان هم این نیست که به تو بگه «مادرت درست میگه» یا «مادرت اشتباه میکنه». هدف اینه که کمک کنیم بدون اینکه انتخابهای مادرت هویت و آرامش تو رو به هم بریزه، بتونی هم واقعیت رو بپذیری و هم مرزها و ارزشهای خودت رو حفظ کنی.
0
درود
میفهمم این شرایط برای شما آزاردهنده بوده و قاعدتا هم در 13 سالگی و هم حالا با چیزهایی که متوجه شدید دچار تروما شدید ، پس طبیعی که عصبانی ،غمگین یاددلخور باشید ، ابتدای امر خودتون رو بابت احساساتی که تجربه میکنید سرزنش نکنید، دوم اینکه آرامش خودتون رو حفظ کنید ،سوم اینکه اگر میتونید در این مورد با مادرتون صحبت کنید منطقی و با احترام عواقب روابط اینچنین که حدومرزی نداره رو به مادر بگید و یادآور بشید که قاعدتا متوجه نیازهای ایشون هستید و از اینکه آدم مناسبی وارد زندگیشون بشه مشکلی ندارید و در نهایت برای تجربه رابطه بهتر با مادر و بهبود ترومایی که پشت سر گذاشتید با روانشناس در ارتباط باشید
0
سلام و احترام
چیزی که بیشتر از رفتار مادرتون شما رو اذیت کرده شاید فرو ریختن تصویری باشه که سالها ازش داشتید.
شما مادرتون رو «زن پاک و ازخودگذشته» میدیدید و حالا با بخشی از زندگی خصوصی ایشون روبهرو شدید که با اون تصویر تضاد داره و طبیعی هست که دچار شوک و سردرگمی بشید.
از نظر روانشناختی مهمه بین مادر بودن مادرتون و زندگی عاطفی و جنسی ایشون مرز بذارید.
اینکه ایشون چه انتخابهایی در روابطش داره لزوما چیزی درباره ارزش شما یا رابطه مادریتون نمیگه.
در عین حال لازم نیست خودتو مجبور کنی که این رفتارها رو تایید یا دوست داشته باشی.
ولی اگر این موضوع مدام ذهنتون رو درگیر میکنه یا احساس خشم زیادی دارید صحبت با روانشناس بالینی میتونه کمک کنه تا رابطهت رو باهاش از نو تعریف کنی.
0
سلام
میفهمم متوجه شدن این موضوع چقد میتونه ازاردهنده و سردرگم کننده باشه.
قطعا هیجانات متناقضی رو همزمان تجربه میکنید چون این اتفاق کنونی دومینووار اون واقعه 13سالگی رو هم فعال کرده.
به نظرم به بر حسب هیجانتتون تصمیم نگیرید اجازه بدین فروکش کنن
صحبت کردن با مادرتون ممکنه ایشون رو گارد و شوکه کنه و در موضع دفاع از خودشون قرار بگیرند
هویت ایشون جدا از شماست و قطعا انتخابای متفاوتی دارن که شما ممکنه تایید نکنیدـ
پس شما هیجاناتتون رو سرکوب نکنید با یه روانشناس صحبت کنید و به خودتون کمک کنید این مرجله رو پشت سر بزارید و روی هدف ها و ارزش های خودتون تمرکز کنید
0
با سلام
متاسفانه با شرایط،بدی مواجه شدید واینکه نباید خودتان سرزنش کنید و شما هیچ تقصیری ندارید فکر کردن به اینکه مادر تکیه گاه و و نقطه امن من بوده ایجاد اضطراب می کند بهتر است به روان شناس مراجعه نمایید و این شرایط،میتواند علتهای مختلفی داشته باشد میتوانید از روان شناس کمک بگیرید که چگونه این موضوع بیان نمایید بدون هیچ قضاوت و سو گیری و
0
سلام
وقت بخیر
مشخصا اینکه رفتار مادر باعث شده وجهه قهرمان زندگی شما در هم بشکنه و موجب خشم های فرو خورده در شما و برهم خوردن جایگاه والای مادر در ذهن شما شده که حاصل عدم تعادل در رفتار مادر است چرا که اگر مادر این نیاز طبیعی رو به طریق صحیح و با رعایت ارزشها و شئون انجام میداد ذهنیت شما اینگونه دچار بهم ریختگی نمیشد در عین حال توصیه می کنم خود شما حتما از درمان فردی بهره ببرید تا با ارائه راهکارهای تخصصی سطح آسیب شما به حداقل برسه

پاسخ هوش مصنوعی دکترهَست

احتمالاً آشفتگی شما ناشی از برخورد دو تصویر متناقض از مادر (تصویر ایده‌آل گذشته و واقعیت حاضر) و واکنش طبیعی به شوک عاطفی است.
در بیشتر موارد این احساس‌ها گذرا و قابل مدیریت‌اند، اما جدی گرفته شوند.
راهکارهای عملی:
- نفس‌های عمیق و تمرین آرام‌سازی ساده (۵-۱۰ دقیقه) برای کاهش اضطراب فوری.
- مرزبندی اطلاعات: از بررسی مکرر چت‌ها یا جست‌وجوی جزئیات خودداری کنید تا شدت ناراحتی کم شود.
- با یک دوست مطمئن یا عضو خانواده که به او اعتماد دارید حرف بزنید یا احساسات را روی کاغذ بنویسید.
- فعالیت بدنی کوتاه مثل پیاده‌روی یا ورزش سبک برای تخلیه هیجان.
علائم هشدار:
- افکار خودآسیب‌رسان یا تمایل به خودکشی.
- ناتوانی شدید در خواب، خوردن یا انجام کارهای روزمره بیش از دو هفته.
- حملات پانیک مکرر یا افزایش اضطراب که کنترل‌ناپذیر است.
تخصص پیشنهادی: روانشناس بالینی

این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.

پاسخ‌های این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید. هویت و پروانه طبابت پزشکان پاسخ‌دهنده از سازمان نظام پزشکی استعلام شده است — فرآیند تأیید هویت پزشکان.