درمان تخیل ناسازگار: راه‌حل‌های موثر برای بهبود

چندین ساله درگیرشم ، تنها تایمی که تخیل نمیکنم ، خوابه .
ریتالین خوردم، ویاس خوردم ولی بعدا بدنم مقاوم شده.وقتی که اولین بار ویاس خوردم فهمیدم زندگی کردن یعنی چی .ولی الان که مقاوم شده و فهمیدم یه نوع اختلاله ، بیشتر اعصابم خورد میشه و عذاب وجدان میگیرم .
12 بهمن 1404 آخرین بروزرسانی: 18 بهمن 1404

پاسخ پزشکان

خلاصه پاسخ پزشک بازبینی‌شده توسط پزشک تأییدشده
سلام درگیر بودن طولانی با تخیلات مزاحم میتواند بخشی از یک اختلال قابلدرمان باشد و تقصیر یا ضعف شخصی محسوب نمیشود. مقاوم شدن به داروها شایع است و معمولا با تنظیم درمان یا رواندرمانی هدفمند قابل کنترلتر میشود؛ احساس عذاب وجدان کمکی به بهبود نمیکند.
— دکتر زهرا سپهری، متخصص بیماریهای داخلی مشاهده پاسخ کامل
0
سلام
درگیر بودن طولانی با تخیلات مزاحم میتواند بخشی از یک اختلال قابلدرمان باشد و تقصیر یا ضعف شخصی محسوب نمیشود.
مقاوم شدن به داروها شایع است و معمولا با تنظیم درمان یا رواندرمانی هدفمند قابل کنترلتر میشود؛ احساس عذاب وجدان کمکی به بهبود نمیکند.
0
سلام
دوست عزیز باید این مساله تخیل را برای روانپزشک بیشتر توضیح دهید.
ممکن است اصلا شما اختلال نقص توجه بیش فعالی نداشته باشید و مصرف ریتالین و ویاس مناسب شما نباشد.
برای بررسی بهتر به روانپزشک مراجعه کنید.
0
با سلام
، تخیل همیشه بد نیست وبیشتر پیشرفتهای بشر مدیون تخیل افرادی مانند ادیسون واست اما وقتی که این تخیل باعث ناراحتی فرد شود مضر است . به نظر میرسد که علت فکر وخیال های زیاد شما اضطراب است که گاه با علائمی از افسردگی هم همراه است وشما به خاطر محتوای فکرتان یعنی انچه به ذهنتان میاید وگاه فکر اسیب زدن به خودتان ودیگران است احساس شرموگناه میکنید.
شرایط زندگی شما چگونه است ؟ چه تصمیمی برای اینده تان دارید ؟ فرزند چندمید ؟ رابطه تان با والدین یا سایر خواهران وبرادرانتان چگونه است ؟ پاسخ این سئوالات وسئوالاتی از این دست میتواند علت اصلی اضطراب شما را شناسایی کند به روان شناس مراجعه کنید احتمالا شما یکی از انواع اختلالات اضطرابی را دارید بایستی روان درمانی را شروع کنید
0
سلام
چیزی که تو توصیف میکنی خیلی فرساینده است و مهم است بدانی تنها نیستی و این تجربه لزوما نشانه ضعف اخلاقی یا تنبلی نیست.
اینکه میگویی تنها زمانی که ذهنت آرام میشود خواب است و بقیه وقت درگیر تخیل مداوم هستی بیشتر شبیه یک الگوی ذهنی مزمن است که بعضیها آن را به عنوان تخیل افراطی یا شکلهایی از حواسپرتی وسواسی تجربه میکنند.
ریتالین و ویاس برای بعضی افراد در شروع واقعا مثل روشن شدن چراغ زندگی عمل میکنند چون تمرکز و حضور ذهن را بالا میبرند اما متاسفانه بدن میتواند به آنها عادت کند و اثرشان کمتر شود و همین افت اثر بعدا احساس ناامیدی و عصبانیت را بیشتر میکند
نکته مهم این است که این تخیلها معمولا راه فرار ذهن از اضطراب خستگی یا فشارهای عاطفی طولانیمدت هستند و وقتی خودت فهمیدهای که با یک اختلال طرف هستی طبیعی است که عذاب وجدان بگیری اما این عذاب وجدان فقط فشار را بیشتر میکند و تخیل را قویتر نگه میدارد.
این مسئله انتخاب آگاهانه تو نبوده و قرار نیست خودت را بابتش سرزنش کنی
وقتی داروهای محرک دیگر جواب نمیدهند معمولا لازم است نگاه درمانی عوض شود نه اینکه صرفا دوز بالا برود یا داروی مشابه امتحان شود گاهی نیاز است اضطراب زمینهای وسواس یا افسردگی پنهان بررسی شود یا از داروهای غیرمحرک و رویکردهای رواندرمانی هدفمند برای کار روی این چرخه ذهنی استفاده شود این کارها اگر درست تنظیم شوند میتوانند کمک کنند که ذهنت بهتدریج حضور بیشتری در لحظه پیدا کند
با توجه به اینکه سالها درگیر این حالت هستی و تجربه مصرف داروهای مختلف را داشتهای واقعا توصیه میکنم به صورت حضوری به روانپزشک مراجعه کنی تا یک ارزیابی دقیق انجام شود و برنامه درمانی متناسب با شرایط فعلیات تنظیم شود این وضعیت درمانپذیر است اما نیاز به مسیر درست دارد و مهمترین قدم این است که خودت را مقصر ندانی و کمک تخصصی بگیری
0
سلام
در قدم اول مهمه ک محتوای فکرت چیه و آیا مسئله حل نشده ای وجود داره یا نه، بعدش میخوام ک از تکنیک های رواندرمانی هم برای حضور در زمان حال استفاده کنی و صرفا دارو به تنهایی کمک کننده نیست.
0
سلام
اختلال خیال مشخصا نداریم مگر اینکه در اختلالات خلق یا اضطراب یا اختلالات روان پریشی که از واقعیت بریدند خیال قویتر و فرد در خیال زندگی میکند شما که این مطلب نوشتید بع واقعیت آگاه هستید اگر چنانچه با مشکل عشق و این جور چیزها درگیر هستید در ذهنت به روانشناس مراجعه کنی
0
سلام.
دوست عزیز؛ مهمه بدونید این تجربه ضعف اراده نیست و عذاب وجدان کمکی نمیکنه؛ در واقع با یک الگوی پایدار ذهنی طرفیم که نیاز به مداخلهی درمانی داره.
توصیه جدی من مراجعه به روانشناس و شروع رواندرمانیه، چون داروها فقط موقتا علائم رو کم میکنن و با گذر زمان بدن مقاوم میشه، اما درمان می تونه ریشهها رو هدف بگیره: تنظیم توجه، مهار نشخوار و تخیل افراطی، و کار روی هیجان هایی که ذهن رو به فرار میبرن.
رویکردهایی مثل cbt کمک میکنن بدون اتکا به دارو، کیفیت زندگی برگرده.
این مسیر شدنیه و لازم نیست تنهایی ازش رد بشین.
0
باسلام
عوامل مختلفی تاثیر داشته شرایط زمینه ای اضطراب و افسردگی و ADHD و درمان نیز براساس ان میباشد دارو طبق دستور میل نمایید
0
سلام
وقت بخیر
نیاز به بررسی و ارزیابی دقیق تری هست
لطفا به یک روانشناس مجرب مراجعه فرمایید.
موفق باشید
0
سلام
، نیاز به ارزیابی مجدد توسط روانپزشک هست.
0
سلام
زندگی شما نیاز به تحلیل و بررسی دارید . مخصوصا با توجه به سن تان ، دوران کودکی موثر بوده است . شروع به درمان با یک روانشناس کنید حتما کمک خواهد کرد .
0
سلام
، نیاز به ارزیابی مجدد توسط روانپزشک هست.

پاسخ هوش مصنوعی دکترهَست

تخیل ناسازگار که به آن فکرهای خودکار و ناخواسته نیز گفته می‌شود می‌تواند مزاحم و گاهی اوقات ناراحت کننده باشد.
درمان‌های موثر برای این وضعیت شامل روان درمانی همچون درمان شناختی رفتاری (CBT) است که به افراد کمک می‌کند تا الگوهای فکری مزاحم خود را شناسایی و تغییر دهند.
همچنین، تمرینات آگاهی مبتنی بر ذهن آگاهی می‌تواند به بیماران کمک کند تا حضور بیشتری در لحظه داشته باشند و از دامن زدن به تخیلات ناسازگار خودداری کنند.
علاوه بر اینها، مشاوره با یک روانپزشک برای بررسی احتمال تجویز داروهای ضد اضطراب یا ضد افسردگی که می‌تواند در کنار درمان‌های رفتاری مؤثر باشد، توصیه می‌شود.

این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.

پاسخ‌های این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید. هویت و پروانه طبابت پزشکان پاسخ‌دهنده از سازمان نظام پزشکی استعلام شده است — فرآیند تأیید هویت پزشکان.