گاهی اوقاتم به مرگ فکر می کنم دکتر پورنیکدست می شود بفرمایید راه خلاصی چیست؟
دکتر روانپزشک رفتم اما اینا روم تاثیر نداره بی انگیزه بدون امیدم حتی انگیزه حمام رفتم ندارم همش به مریضی فکر میکنم با یه صدا زنگ تپش قلب میگرم از مرگ. عزیزام میترسم عصبیم همه چیزو سخت میگرم حتی عصب های دست و پام حساس شده روی همه ی بدنم حساسم دارو درمانی با دوز ۱۰ فلوکستین داشتم تاثیر نداره الپرازلام بد نبود که دیشب قطع کردم افسرده افسرده بی حال فشار پایین مور مور دست و پا پرش رگ بغض انگیزه ندارم از سر جام حتی بلند شم.گاهی اوقاتم به مرگ فکر میکنم از یه طرفم شرایط جسمیم ترسوندتم