علت افسردگی و افکار منفی زیاد چیه؟

با سلام، بنده خانمی ۴۲ساله دوپسر ۲۳و ۱۵دارم. همسرم چندسالی میشه فوت کرده(خودکشی) و خودمم درگیر بیماری nmo ک باعث نابینایی چشمم شدو تیروییدم دارم.،من افکار منفی زیادی در مورد پسرام دارم ک خدای نکرده اتفاقی بیفته براشون در حدیه ک حس میکنم ب قلبم و مغزم میاد.پسرم بخاطر کار زیاد افسرده شده.خیلی نگرانم چون باباشم افسردگی داشت. خیلی خستم دارم از پا درمیام با این همه سختی و استرس و فکر و خیال.
1
سلام بر شما،
اول از همه باید بگویم که عمیقا درک می‌کنم که چه دوران سختی را پشت سر میگذارید.
تحمل این حجم از درد و نگرانی به تن‌هایی، واقعا سخت و طاقتفرساست.
از اینکه احساسات و ترس‌های خود را به اشتراک گذاشتید، از شما سپاسگزارم.
این شجاعت زیادی می‌خواهد.
با توجه به آنچه توصیف کردید، شما با چندین عامل بسیار سنگین به طور همزمان دست و پنجه نرم می‌کنید:
1 از دست دادن همسر: فوت همسر، به ویژه به روشی traumatic مانند خودکشی، یکی از عمیق‌ترین و دردناک‌ترین فقدانهاست.
این اتفاق به خودی خود می‌تواند باعث افسردگی شدید، احساس گناه و افکار منفی مداوم شود.
2 بیماری جسمی سخت: بیماری NMO و از دست دادن بینایی یک چشم، بار عظیمی بر دوش جسم و روان شماست.
کنار آمدن با یک بیماری مزمن و تغییرات بدنی ناشی از آن، به شدت استرسزا است.
3 نگرانی مادرانه: طبیعی است که به عنوان یک مادر، تمام وجودتان برای محافظت از فرزندانتان باشد.
ترس از اینکه مبادا اتفاقی برای آنان بیفتد، به ویژه با سابق‌های که از همسرتان دارید، این نگرانی را به یک کابوس همیشگی تبدیل کرده است.
این افکار می‌تواند نشان‌های از اضطراب فراگیر باشد.
4 بار مسئولیت: شما همزمان با غم از دست دادن همسر، بیماری خود و بزرگ کردن سه فرزند به تن‌هایی دست و پنجه نرم می‌کنید.
این حجم از مسئولیت، هر کسی را خسته و فرسوده می‌کند.
این احساسات و افکار شما کاملا واقعی و قابل درک هستند.
این نشانه ضعف شما نیست، بلکه نشانه زیر بار سنگینی رفتهاید که از عهده هر انسانی خارج است.
مهم‌ترین و فوری‌ترین درخواست من از شما این است:
لطفا با یک روانپزشک یا روانشناس بالینی به صورت حضوری یا تلفنی تماس بگیرید.
شما به یک متخصص نیاز دارید که بتواند:
· به شما در مدیریت افکار منفی و نگرانی‌های فلجکننده کمک کند.
· اگر نیاز به داروی ضد افسردگی یا ضد اضطراب باشد، آن را برای شما تجویز کند.
· به شما تکنیک‌های عملی برای مقابله با استرس و غم آموزش دهد.
0
درود بر شما.
از اتفاقاتی که براتون رخ داده، متاسفم. افسردگی به مسائل مختلفی ربط پیدا میکنه، از ژنتیک گرفته تا شرایط اقتصادی، بیماری‌ها، ارتباطات و . شما حق دارین نگران باشین اما راهکاره هم دارین . روانشناس برای ارتقا سطح زندگی، مهارت‌های ارتباطی و مدیریت افسردگی میتونه با مشاوره هاش کمکتون کنه.
حتی به پسرتون.
سلامت بمونین
0
افسردگی و افکار منفی شما بهدلیل استرس طولانی، غم از دست دادن همسر و بیماری‌های جسمی است و باید با روانپزشک یا رواندرمانگر برای درمان دارویی و حمایتی مشورت کنید.
0
سلام
عزیزم امیدوارم که هر چه زودتر سلامت شاداب بشین، افسردگی درمان دارویی و روانشناسی نیاز داره حتما پیگیری کنید
0
دوست عزیز درک می‌کنم تحمل چنین تجربه‌هایی واقعا دشوار است از دست دادن همسر با آن شرایط، بیماری جسمی و مسئولیت دو فرزند می‌تواند ذهن و بدن را فرسوده کند نگرانی‌های شما ریشه در ترس از تکرار فقدان دارد و نه ضعف شخصی این حالت نشان می‌دهد ذهن شما نیاز به ترمیم دارد پیشنهاد می‌کنم با روان شناس کار کنید تا بتوانید آرامش و اعتماد به زندگی را دوباره تجربه کنید
0
سلام
حتما با شماره 123 یا 4030 تماس بگیرید.
اگر پسرتون شغل نسبتا مناسبی داره باید ریشه نگرانی شما رو چک کنیم.
0
سلام
حداقل برای یه جلسه هم که شده با روانشناس صحبت کنین
0
سلام.
با توجه به سابقه ای که از خودتون فرمودین به نظر درگیر مشکلات زیادی بوده و هستید که فشار روانی زیادی را برای شما ایجاد کرده است بهتر زیر نظر روانشناس راهکار‌های مربوط به افکار منفی خودتان و راهکار‌های مربوط به پیشگیری از آسیب به پسرتان را دریافت کنید .پیروز باشید
0
افکار منفی و افسردگی شما احتمالا نتیجهی سوگ حلنشده، فشار روانی مزمن و تغییرات هورمونی ناشی از تیروئید و NMO است.
درمان ترکیبی شامل دارودرمانی، رواندرمانی و حمایت عاطفی خانوادگی توصیه می‌شود.
اینستاگرام: rastak.brainclinic
0
سلام و عرض ادب.
علائم خودتون مربوط به اضطراب و افسردگی هست و نیازه که تحت درمان قرار بگیرید.
درمورد پسرتون با توجه به نوع فوت پدر حتما به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید
0
سلام.
دوست عزبز شرایط دشواری را تحمل می کنید و نگرانی‌های شما قابل درک است.
لیکن حمایت و همراهی فردی که شما را درک و حمایت کند، لازم است.
درصورت امکان از حمایت بستگان و مشاوره استفاده کنید*.باور سرسخت شما مم می‌توانم و باید بخاطر فرزندانم تحمل کنم، شما را آسیب پذیر و شکننده می کند.
یه جایی بایستی استاپ زد و از عزیزان کمک گرفت.
فرزند شما نیز با مشاهده بیماری و طاقت فرسایی شما مایوس و دلسرد شده است.
برای سلامت روان خود و فرزندان از حمایت اطرافیان، خدمات مشاوره و اجتماعی استفاده کنید.
0
با سلام،
شرایطی که پشت سر گذاشتی سخت بوده، مرحبا به شما که دووم آوردی و گذر کردی، برای مسائلی که ذکر کردی و حق داری نگران باشی بهتر کمک تخصصی دریافت کنی، بهت کمک می‌شه احساساتت پردازش بشه افکارت رو بشناسی و در زمینه فرزندانت برخورد مفید تری داشته باشی.
0
شما با چندین تروما (خودکشی همسر، بیماری سخت، نابینایی و مشکلات فرزندتان) روبرو هستید که مقابله با آنها را برای شما سخت و طاقت فرسا کرده است . لازمه که از کمک‌های تخصصی استفاده کنید مراجعه به روانشناس بسیار کمک کننده است .
0
سلام
عزیزم.
با شرایطی، که تجربه کردید طبیعیه که نگران باشید.
این به این معنا نیست که شرایط فرزندانتون قطعا نگرانکنندهست.
عزیزم با توحه به فوت همسرتون، اللن شما تنها دارایی و تکیهگاه عاطفی فرزندانتون هستید و برای مراقب از اونا اولین قدم اینه که از خودتون مراقبت کنید.
اضافهبار چه روحی و روانی، و چه جسمی، هر کسب رو بعد از مدتی از پا درمیاره.
لطفا اجازه نده این اتفاق بیفته و حتما به یک روانشناس مراجعه کن تا در بررسی وضعیت، مدیریت شرایط و کنترل این حجم بار روانی بهتون کمک کنه.
نگرانی هیچ مشکلی رو حل نمی‌کنه عزیزم، لطفا اقدام کن.
0
سلام.
دوست عزیز؛
کاملا قابل درکه که بعد از تجربه از دست دادن همسر، بیماری جسمی و مسئولیت سنگین مادری، احساس خستگی، ترس و اضطراب شدید داشته باشید.
الان مهم‌ترین قدم برای حفظ سلامت خودتون و حمایت از پسرتون، شروع روان درمانی فردی با یک روانشناس متخصص در حوزه اضطراب و تروما و سوگ هست.
در جلسات درمان، یاد میگیرید چطور افکار فاجعه ساز و اضطراب‌های مداوم رو کنترل کنید و دوباره احساس آرامش و کنترل بر زندگی تون پیدا کنید.
پیشنهاد می‌کنم حتما برای پسرتون، ارزیابی خلقی و روانی انجام بشه، چون سابقه افسردگی در خانواده وجود داشته و پیشگیری زودهنگام اهمیت زیادی داره.
0
شرایطی که پشت سر گذاشتی کاملا قابل درکه.
طبیعیه که بعد از از دست دادن همسرت و بیماری خودت، نگران پسرانت باشی.
با یک روانشناس صحبت کن تا اضطراب و افکار فاجعه سازت مدیریت شود.
سعی کن فضای امن و گفتگو با پسرانت داشته باشی و برای خودت هم وقت‌هایی برای رفع خستگی روانی اختصاص بده.
حضور در جمع دوستان، حمایت اطرافیان و فعالیت‌های لذت بخش می‌تواند بار رنج‌هایی که تحمل میکنی سبک تر کند.
0
سلام
حتما با شماره 123 یا 4030 تماس بگیرید.
اگر پسرتون شغل نسبتا مناسبی داره باید ریشه نگرانی شما رو چک کنیم.
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
افسردگی می‌تواند نتیجه ترکیبی از عوامل ژنتیکی، محیطی و روانشناختی باشد.
تجربیات سخت زندگی مانند از دست دادن عزیزان و بیماری‌های مزمن می‌توانند خطر ابتلا به افسردگی را افزایش دهند.
در مورد شما، از دست دادن همسرتان به شکل تراژیک و تحمل بیماری NMO که به نابینایی شما منجر شده، می‌تواند بر سلامت روانی شما تاثیر زیادی بگذارد.
افکار منفی نیز می‌توانند ناشی از این افسردگی باشند و به نوبه خود، کیفیت زندگی شما را تحت تاثیر قرار دهند.
در مورد درمان، ترکیبی از مشاوره روانشناختی، دارو درمانی و حمایت گروه‌های حمایتی می‌تواند مفید باشد.
مشاوره می‌تواند به شما کمک کند که افکار منفی را شناسایی و با آن‌ها مقابله کنید.
دارو‌های ضد افسردگی نیز می‌توانند در تعدیل تعادل شیمیایی مغز و بهبود حال عمومی شما نقش داشته باشند.
از آنجا که پسر شما نیز دچار افسردگی شده است، توصیه می‌شود او نیز مشاوره را شروع کند.
به یاد داشته باشید که حمایت خانواده و دوستان می‌تواند در این دوران حیاتی و کمک‌کننده باشد.
همچنین، پیگیری منظم وضعیت تیرویید و تنظیم دوز دارو‌ها تحت نظر پزشک ممکن است به بهبود علائم کمک کند.
مراجعه به متخصص چشم برای مدیریت عوارض ناشی از NMO نیز ضروری است.
اطمینان حاصل کنید که برای مراقبت مداوم سلامتی خود و فرزندان‌تان به طور منظم با پزشک یا متخصص خود مشورت کنید.