مدتی است که کل اعضای خانواده در گذشته ای بخشیده نشده سر میکنیم؟
سلام وقت بخیر
مدت زیادی از مشکلات خانوادگی گذشته اما هیچکدوم از اثراتش در امان نموندیم دو بزرگتر خانواده به جای حل کردن مدام خودشون رو به رخ میکشن و هیچ کس نمیپذیره مشکل از خودشه اما پدرم مدام میگه من مقصرم اما در عمل قبول نداره و فک میکنه بهش ضلم شده من و دو خواهرم به شدت دچار مشکل هستیم و نسبت به هم سو ظن داریم و حتی جدیدا حرف معمولی هم نمیتونیم بزنیم البته من دختر وسط خانواده ارتباطم با خواهر کوچکترم خیلی خوبه اما خواهر بزرگترم مداوم فک میکنه ما تو کارش سرک میکشیم جاشو گرفتیم و یا نادیده اش گرفتیم در صورتی که وقتی باهاش حرف میزنیم خیلی خودشو با جنبه نشون میده اما بعدا سو استفاده میکنه و همش ما رو مقصر میدونه کلافه شدم و احساس امنیت ازم گرفته شده با اینکه خواهر کوچکترم هست اما احساس کمبود و تنهایی دارم از طرفی احساس گناه برای گذشته و اینکه نتونستم حقمو به عنوان خواهر بزرگ نسبت به کوچکترم ادا کنم از طرفی کس دیگه ای هم ما دو به جز هم نداریم بنظرتون راه حل چیه یه دست صدا نداره اما واقعا مسئولیت من در قبال این همه بی مسئولیتی بقیه چیه چه کمکی از من برای مشکلات بر میاد و چطوری میتونم حال خونمون رو دوباره عوض کنم از طرفی خود منم از مشکل سرکوب شدن احساسات و بیماری و استرس رنج میبرم و خودم نیاز به درک شدن دارم ببخشید طولانی شد این هم اضافه کنم که حاضر نیستند با این هزینه ها و صرف زمان به مشاوره مراجعه کنن به هیچ عنوان چون اختلاف ها تشدید میشن ممنونم
مدت زیادی از مشکلات خانوادگی گذشته اما هیچکدوم از اثراتش در امان نموندیم دو بزرگتر خانواده به جای حل کردن مدام خودشون رو به رخ میکشن و هیچ کس نمیپذیره مشکل از خودشه اما پدرم مدام میگه من مقصرم اما در عمل قبول نداره و فک میکنه بهش ضلم شده من و دو خواهرم به شدت دچار مشکل هستیم و نسبت به هم سو ظن داریم و حتی جدیدا حرف معمولی هم نمیتونیم بزنیم البته من دختر وسط خانواده ارتباطم با خواهر کوچکترم خیلی خوبه اما خواهر بزرگترم مداوم فک میکنه ما تو کارش سرک میکشیم جاشو گرفتیم و یا نادیده اش گرفتیم در صورتی که وقتی باهاش حرف میزنیم خیلی خودشو با جنبه نشون میده اما بعدا سو استفاده میکنه و همش ما رو مقصر میدونه کلافه شدم و احساس امنیت ازم گرفته شده با اینکه خواهر کوچکترم هست اما احساس کمبود و تنهایی دارم از طرفی احساس گناه برای گذشته و اینکه نتونستم حقمو به عنوان خواهر بزرگ نسبت به کوچکترم ادا کنم از طرفی کس دیگه ای هم ما دو به جز هم نداریم بنظرتون راه حل چیه یه دست صدا نداره اما واقعا مسئولیت من در قبال این همه بی مسئولیتی بقیه چیه چه کمکی از من برای مشکلات بر میاد و چطوری میتونم حال خونمون رو دوباره عوض کنم از طرفی خود منم از مشکل سرکوب شدن احساسات و بیماری و استرس رنج میبرم و خودم نیاز به درک شدن دارم ببخشید طولانی شد این هم اضافه کنم که حاضر نیستند با این هزینه ها و صرف زمان به مشاوره مراجعه کنن به هیچ عنوان چون اختلاف ها تشدید میشن ممنونم