تو رو خدا کمکم کنین؟
با سلام.
حدود ۲ ماه از جداییم از آقایی که رابطه بسیار صمیمی و با قصد ازدواج داشتیم میگذره. ایشون بخاطر اینکه شرایط ازدواج رو تو ۱ سال رابطه مون پیدا نکرد و پیش بینی کرد به این زودی ها شرایطش جور نمیشه ازم جدا شد یعنی هم بخاطر من رفت هم بخاطر اینکه میگفت بخاطر شرایط نامطلوبش و وجود من احساس مسئولیتش بیشتر و نگرانیش بیشتر شده. ولی من نمیتونم فراموشش کنم یه لحظه از ذهنم نه خودش نه خاطراتم پاک نمیشه یا همیشه تو فکروخیالم یا غرق گریه. من دوستش دارم و نمیتونم از فکرش دربیام.کمکم کنین بگین چه کنم؟
حدود ۲ ماه از جداییم از آقایی که رابطه بسیار صمیمی و با قصد ازدواج داشتیم میگذره. ایشون بخاطر اینکه شرایط ازدواج رو تو ۱ سال رابطه مون پیدا نکرد و پیش بینی کرد به این زودی ها شرایطش جور نمیشه ازم جدا شد یعنی هم بخاطر من رفت هم بخاطر اینکه میگفت بخاطر شرایط نامطلوبش و وجود من احساس مسئولیتش بیشتر و نگرانیش بیشتر شده. ولی من نمیتونم فراموشش کنم یه لحظه از ذهنم نه خودش نه خاطراتم پاک نمیشه یا همیشه تو فکروخیالم یا غرق گریه. من دوستش دارم و نمیتونم از فکرش دربیام.کمکم کنین بگین چه کنم؟