با هر نوع بیماری و بیمارستان مشکل و استرس فراوان دارم؟
سلام هفت سال پیش خواهرم سه روز در بیمارستان در شرایط سخت فوت شد. از اون موقع اسم بیمارستان و پزشک و ازمایش و لباس سفید و رادیولوژی که میاد و نیازه خودم یا خانواده بریم . به شدت زیاد استرسی افسرده غمگین و نا امید میشم. از اون سال چندبار مادرم عمل و ازمایش داشته و یکبار نتونستم ببرمش و پدرم می بره. روانپزشک چندسال بهم ازیپم و دوکسپین دادن چند سال خوردم و خواب الودگی زیاد داشت و به ولبان تغیر دادن
4 مهر 1403
پاسخ پزشکان
1
سلام و نور. شما یه ترومای دردناکی رو تجربه کردین و درمانش فقط با روانشناس میسر هستش. دارو برای تسکین شما خوبه، ولی دارو نمیتونه ترس شما رو کم کنه، باور شما رو تعدیل کنه، شناخت شما رو تغییر بده. لطفا به روانشناس مراجعه فرمائید و مدتی پیگیرانه و مستمر روان درمانی دریافت کنید
با سلام تجربه سختی رو پشت سر گذاشتید، وقتی حجم اتفاقی که برای ما رخ میده از نظر روانشناختی بسیار دردناک باشه، ما سعی میکنیم هر عاملی که بویی از اون حادثه رو داره از خودمون دور کنیم چون بسیار برامون دردناکه برای همین نمیتونید بیمارستان برید، ذهنتون داره این جوری ازتون محافظت میکنه اما این دوری کردن کوتاه مدت جواب میده و در طولانی مدت باعث افزایش مشکلاتتون میشه، رها شدن از این مسائل فقط در اتاق درمان ممکنه، کم کم و با آرامش بهشون پرداخته بشه و از بار روانی اونها کم بشه.
با سلام خدمت شما. متاسفم بخاطر اتفاق تلخی که تجربه کردید. حتما با درمانگر در مورد تجربه ای که داشتید صحبت کنید اجازه بدید احساساتی که مخفی شده اند و تا الان مجالی برای دیده شدن نداشته اند، در اتاق درمان برون ریزی بشوند. گاهی اتفاقاتی در زندگی ما میافتد که ذهن ما از معنا دهی به ان عاجز میشود و نمیخواهد ان اتفاقات دوباره تجربه شوند در نتیجه از نزدیک شدن به ان اتفاق مانع میشود. اگر با ادم امن از تجربیات و اتفاق گذشته صحبت کنید باری که روی دوش شماست زمین گذاشته خواهد شدو پذیرش ان اتفاق راحت تر خواهد بود.
با سلام به دلیل ترومایی که تجربه کردید و احتمالا زمینه آسیب پذیری داشتید این مسئله برای شما ایجاد شده است. باتوجه به اختلالی که در عملکرد مناسب شما ایجاد شده حتما نیاز به رواندرمانی دارید. طی جلسات مشاوره با روانشناس می توانید کارکرد موثرتری داشته باشید.
با درود این حالت بعد از این استرس وارده امری طبیعی است و تا مدتی ادامه خواهد داشت. گذر زمان و البته گرفتن حمایت اجتماعی از طرف دوستان و متخصصان از آلام شما کم خواهد کرد. شرایطی را برای شما پیش آمده شرطی شدن است و اجتناب میتوان وضع را بدتر مند
سلام. دوست عزیز تجربه تروما فرد را دچار PTSD می کند. درمان PTSD علاوه بر دارو به روان روان درمانی هم نیاز دارد. دارو می تواند علائم را کاهش دهد و مطلقا درمان کننده قطعی نیست. به همین دلیل است که بعد از گذشت این همه سال از مصرف دارو، تقریبا اثر آن نامحسوس شود. و پزشک دستور به مصرف داروی قوی تر می دهد. درمان PTSD بدون روان درمانی، تقریبا غیر ممکن است. زیرا این درمان نیاز به تغییرات شناختی و رفتاری دارد.
درود بر شما ابتدا باید بگویم که بسیار متاسفم که چنین تجربه دردناکی داشتهاید. از دست دادن یک عزیز، به ویژه در شرایط دشوار و استرسزا، میتواند به طور عمیقی بر روان انسان تاثیر بگذارد. واکنشهای عاطفی شما نسبت به محیطهای مرتبط با بیمارستان یا درمانهای پزشکی، کاملا طبیعی و قابلفهم است. این نوع واکنش میتواند به عنوان پاسخ تروماتیک (یا تروما) دستهبندی شود. به نظر میرسد تجربه شما به نوعی از تروما یا تروما پیچیده مربوط باشد. وقتی شخصی با یک تجربه استرسزا و ناراحتکننده مواجه میشود، مغز و سیستم عصبی به گونهای واکنش نشان میدهند که این تجربه را به عنوان یک تهدید واقعی به یاد میآورند. بنابراین، در موقعیتهای مشابه یا حتی با شنیدن کلمات یا دیدن اشیایی که به نحوی با آن تجربه ارتباط دارند (مثل بیمارستان، لباس سفید، آزمایش)، مغز واکنشهای مشابهی به تهدید نشان میدهد. این واکنشها میتواند شامل اضطراب شدید، افسردگی، ناامیدی و حتی حملات پانیک باشد. دلایل زیربنایی واکنشهای شما: 1 پدیده تروما و پاسخ استرس: زمانی که مغز شما با تجربیات سختی مواجه میشود، سیستم لیمبیک مغز (که مسئولیت احساسات و پاسخ به استرس را بر عهده دارد) ممکن است این تجربیات را به گونهای در حافظه ذخیره کند که هرگونه یادآوری مستقیم یا غیرمستقیم آن تجربه (مثلا بیمارستان) باعث فعال شدن مجدد واکنشهای استرسی شود. 2 پیشبینی خطر: مغز ما به دنبال پیشبینی و اجتناب از خطرات بالقوه است. وقتی شما در محیطهای مرتبط با بیمارستان قرار میگیرید، مغز شما ممکن است این فضاها را به عنوان نشانههایی از تهدید یا درد دوباره تعبیر کند. 3 افسردگی و اضطراب ناشی از فقدان: پس از از دست دادن خواهر خود، شما وارد یک دوره طولانی از سوگ شدهاید که ممکن است به افسردگی و اضطراب دامن بزند. این افسردگی میتواند احساسات ناامیدی و غم عمیق را در موقعیتهایی که شما را به یاد آن حادثه میاندازد، تشدید کند. نکات درمانی و راهکارها: 1 درمانهای روانپویشی (تحلیل روانکاوانه): با توجه به سابقه طولانی شما از اضطراب و افسردگی، روانکاوی یا تحلیل روانپویشی میتواند به شما کمک کند تا ریشههای ناخودآگاه این اضطراب و ترس را درک کنید. این نوع درمان به شما کمک میکند تا بهتر بفهمید که چگونه این تجربهها به زندگی شما نفوذ کردهاند و چگونه میتوانید الگوهای جدید و سازندهتری ایجاد کنید. 2 حساسیتزدایی از طریق مواجهه (Exposure Therapy): یکی از تکنیکهای مؤثر برای کاهش اضطراب مرتبط با تروما، حساسیتزدایی از طریق مواجهه است. در این روش، شما به تدریج و به شکلی کنترلشده با موقعیتهای استرسزا (مثل محیط بیمارستان یا حتی فکر کردن به آن) مواجه میشوید تا به مرور مغز شما بتواند به گونهای دیگر واکنش نشان دهد. 3 درمان شناختی-رفتاری (CBT): درمانهای شناختی-رفتاری نیز میتوانند بسیار مؤثر باشند. در این نوع درمان، شما یاد میگیرید که افکار و باورهای مرتبط با تجربیات تروماتیک خود را شناسایی کنید و به تدریج الگوهای فکری منفی و مخرب را به چالش بکشید و تغییر دهید. 4تمرینهای تنفسی و تکنیکهای آرامسازی: استفاده از تمرینهای تنفسی و آرامسازی میتواند به کاهش فوری اضطراب شما کمک کند. وقتی احساس اضطراب میکنید، میتوانید از تکنیکهایی مثل تنفس عمیق یا مدیتیشن استفاده کنید تا سیستم عصبی شما آرام شود. 5 مشاوره با یک روانپزشک: با توجه به اینکه شما داروهای روانپزشکی مانند ازیپم، دوکسپین و و لبان مصرف کردهاید، حتما باید به صورت منظم با روانپزشک خود مشورت کنید تا مطمئن شوید که داروها به درستی تنظیم شدهاند و از عوارض جانبی مانند خوابآلودگی یا مشکلات دیگر جلوگیری شود. توصیه نهایی: به شما توصیه میکنم که علاوه بر مشاوره با روانپزشک خود، از یک روانکاو یا درمانگر متخصص در زمینه تروما کمک بگیرید. این درمانها میتوانند به شما کمک کنند تا به مرور زمان واکنشهای شدید عاطفیتان نسبت به محیطهای پزشکی کاهش یابد و بتوانید به نحوی سالمتر با تجربیات گذشته خود روبرو شوید.
همراه گرامی از تجربه تلخی که داشتین متاسفم اما چاره کار شما این هست که با ترسهاتون مواجه بشید، داروهاتون رو طبق دستور مصرف کنیدو ازین به بعد شما مادرو ببرید دکتر و خودتون هم درصورت نیاز به پزشک مراجعه کنید، کم کم ترسهاتون کمرنگ میشه
با سلام و درود. حال بد شما را کاملا درک میکنم و شما دچار یک تروما و استرس پس از حادثه ای شده آید که درمان آن فقط با مراجعه کردن به روانشناس قابل حل میباشد. هر چقدر از این اوضاع و احوال فرار کنید حال شما بهتر نخواهد شد بلکه شدت آسیب در شما افزایش نیز پیدا خواهد کرد. در رابطه با مصرف دارو هم این را عرض کنم که دارو درمانی به تنهایی درمان قطعی برای شما نخواهد بود و برای اینکه از شر این مشکل خلاصی پیدا کنید حتما با مراجعه حضوری به روانشناس روان درمانی را آغاز کنید تا درمان شما کامل شود و این ترس و یا اضطرابها به صورت کاملا ریشهای درمان شوند.
استرس و اضطراب مرتبط با بیمارستان و بیماریها برای بسیاری از افراد اتفاقی طبیعی است که میتواند تأثیرات منفی زیادی بر روحیه و سلامت عمومی آنها داشته باشد. برای کمک به مدیریت استرس، میتوانید از روشهای مختلفی مانند تمرینات تنفسی، مدیتیشن، ورزش منظم، مشاوره روانشناختی و حتی درمانهای آموزشی و روانپزشکی استفاده کنید. مهمترین قدم، صحبت با یک مشاور یا روانپزشک حرفهای است تا بتوانید به خوبی علت استرس خود را شناسایی کنید و به شما کمک کند طرحی برای مدیریت آن ترسیم کنید. حتی ممکن است نیاز به ترکیبی از موارد فوق با داروهای ضد اضطراب داشته باشید که توسط یک پزشک تجویز شود. اهمیت حمایت خانواده و دوستان نیز در این مسیر بسیار چشمگیر است. با توجه به تجربه ناگوار گذشته، ممکن است نیاز به زمان بیشتری برای بهبود داشته باشید. اما با پیگیریهای منظم، قطع داروها تحت نظر پزشک، و پشتیبانی درست از محیط اطرافتان، میتوانید مراحل درمانی خود را با موفقیت طی کرده و به حالت بهتری دست پیدا کنید.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.
پاسخهای این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید.