درمان افسردگی بدون دارو ممکن است؟

با سلام و احترام .ایا بدون درمان دارویی میتوان افسردگی را معالجه کرد؟دکتر دیوید برنز در کتاب خود به درمان افسردگی بدون دارو اشاره کرده و اینکه گفته میشود داروهای افسردگی مثل سروتونین فقط علایم افسردگی را مخفی میکنند.ممکن است رفع ابهام بفرمایید؟
4
با سلام،
دوست عزیز دارو‌های ضد افسردگی باتنظیم بالانس هورمون‌های شیمیایی مغزی همچون سروتونین و نوراپی نفرین و.و اکتیو نمودن مناطقی از مغز که در جریان افسردگی فعالیتش کم شده و همچنین کم کردن فعالیت مناطقی از مغز که در جریان افسردگی به شکل بیمارگونه ای فعالیت آن زیاد شده به درمان این اختلال می پردازند، مثل زمانیکه فرد دیابت دارد و برای کمبود انسولین بدنش نیاز به استفاده از دارو دارد.
موارد خفیف افسردگی را می‌توان صرفا با روش‌های غیردارویی درمان کرد اما برای موارد متوسط و شدید به جهت پیشبرد سریعتر و راحت تر کار حتما دارو توصیه می‌شود.
چرا که در غیر اینصورت جلسات طولانی رواندرمانی ممکن است خارج از صبر و حوصله بیمار افسرده باشد و به تن‌هایی برایش کافی نباشد، توصیه می‌کنم در کنار درمان غیر دارویی حتما با روانپزشک در مورد دارو و دغدغه هاتون حرف بزنید، مطمئنا کمک زیادی به شما خواهد شد.
3
سلام
افسردگی به دو شیوه قابل درمان هست، دارو درمانی و روان درمانی
توی افسردگی‌های شدید حتما نیاز به دارو هست، اما در افسردگی‌های خفیف روان درمانی کفایت میکنه
بهترین شیوه توی روان درمانی و دارو درمانی در کنار هم هست .
دارو مثل مسکن عمل میکنه، درد رو کم میکنه اما سبب شناسی نمی‌شه و به صورت ریشه ایی درمان نمی‌شه، چرا که همچنان علت پابرجاست
به همین خاطر هست که در افسردگی‌های شدید ما میگیم اول دارو استفاده بشه تا فرد متعادل بشه و بعد ار اون تحت روان درمانی قرار بگیره تا آسیب شناسی بشه و درمان به شکل ریشه ایی صورت بگیره .
2
درمان افسردگی را جدی بگیرید زیرا خطر خودکشی در آن پنهان است . بسته به شدت و مدت بیماری نوع درمان مشخص می شود و مسلما گاه اولین گام دارودرمانی است.
درمان افسردگی، مانند بسیاری از اختلالات روانی، اغلب به روان درمانی و دارو احتیاج دارد .
درمان افسردگی طول می کشد و نیاز به صبر دارد.
اثرات دارو‌ها معمولا در طی 6 تا 8 هفته پس از مصرف دارو‌های ضد افسردگی احساس می شود، اما پس از مصرف دارو‌های تجویزی که اولین بار تجویز می شود، هیچ کس بهتر نمی شود.
ممکن است مجبور شوید 2 یا 3 داروی مختلف را امحتان کنید تا موثر‌ترین دارو برای شما مشخص شود.
همین امر ممکن است برای روان درمانی هم اتفاق بیفتد، رواندرمانی برای افسردگی 6 تا 12 ماه طول می کشد . روش رفتار درمانی شناختی CBTموثر‌ترین و رایج‌ترین روش مدرن در رواندرمانی است .
1
با سلام
خط اول درمان در بسیاری از انواع افسردگی‌ها درمان‌های غیر داروئی و البته درمان شناختی رفتاری است که طبق شواهد تاپیرات آن به اثبات رسیده است.
با این حال اگر شدت افسردگی بالا باشد و فرد مبتلا به برخی از افسردگی‌ها مانند دو قطبی باشد و یا افکار خودکشی در میان باشد ابتدا دارو درمانی و سپس رواندرمانی می توانند کمک کننده باشند.
1
سلام
بستگی به شدت افسردگی دارد اگر فرد افسرده عملکرد روزانه داشته باشد و احساس افسردگی کنند.
علائم بیولوژیک مثل کم خوابی و بی اشت‌هایی نداشته باشد . می توانید با رواندرمانی شروع کنید ولی اگر مسائل عنوان شده وجود دارد توصیه می کنم اول یک دوره درمان دارویی و بعد رواندرمانی داشته باشید.
1
باسلام
در موارد خفیف افسردگی انتخاب اول هیچ وقت دارو نیست و از روان درمانی استفاده می‌شود
در موارد مترسط تا شدید از دارو استفاده می‌شود تا درمان تسریع شود
1
سلام
به شما.
افسردگی در مراحل ابتدایی و درجات خفیف قابلیت درمان توسط روش‌هایی مانند روان درمانی و تغییر سبک زندگی بدون مصرف دارو را دارد.
اما در درجات متوسط یا شدید معمولا تغییرات نروترنسمیتری در سیستم عصبی کاملا بارز است و می بایست با مداخلات دارویی این تغییرات اصلاح شود تا بهبودی در علائم حاصل گردد.
این که دارو‌ها باعث مخفی شدن افسردگی می شوند مانند این است که بگوییم گچ گرفتن باعث مخفی شدن شکستگی استخوان می شود! علاوه بر این سایر روش‌های درمانی مانند رواندرمانی نیز زمانی که موثر واقع می شوند از طریق همین اصلاحات نروترنسمیتری اثر می گذارند.
0
باسلام و احترام جهت تکمیل فرمایشات همکارم
بستگی به شدت افسردگی داشته اگر افسردگی اساسی باعلایم انگیزشی و هیجانی و شناختی و رفتاری و فیزیولوژیک باشد موثر‌ترین درمان -درمان دارو ی و مداخلات روانشناختی بوده دارو‌های ضد افسردگی باعث افزایش و باز جذب سروتونین و نوراپنفرین و دوپامین در سطح مغزی می‌شود باعث می‌شود فرایند فیزیولوژیک و رفتاری بهبود پیدا کند و درمان شناخت رفتاری و آموزش مهارت‌های زندگی و خانواده درمانی پروسه درمان را کامل می‌کند
-1
با سلام
و وقت بخیر و در تکمیل فرمایشات همکاران محترم.
توجه داشته باشید چه تغییرات فیزیولوژیک در اختلالات خلقی.
و چه اسناد‌های منفی و رفتار‌های خودشکن، واقعیاتی هستند که در پژوهش‌های متعدد، گزارش شده اند.
البته همگامی و همزمانی این متغیر‌ها (هم) به معنای وجود رابطه خطی و علی بین آنها نیست!
جدا از این توضیحات مهم نظری و در قالب کاربست‌های بالینی بهترین اثربخشی هجوم تواما به متغیر‌های سبب ساز و تداوم بخش زیستی و روانشناختی خواهد بود.
-1
با سلام
بستگی به شدت افسردگی دارد در افسردگی‌های خیلی شدید دارودرمانی کنار رواندرمانی نیاز است.
-2
درود بر شما.
افسردگی در صورتی که شدید باشد با تجویز دارو به رفع علائم و موانع مزاحم در بینش بیمار کمک می کند.
بطور مثال بیمار با افسردگی بالا علائمی همانند کاهش توانایی جسمی، اختلال خواب اختلال خوردن گریه‌های بی دلیل عدم تمرکز و غیرو همراه است .در اینصورت برای تعدیل بیماری و در جهت رسیدن به اهداف درمانی ابتدا توسط دارو به بیمار کمک می شود تا این علائم کم شود و بیمار توانایی فهم و درک مسائل و تحلیل و ارزیابی رفتار‌های خود، و در نهایت پذیرش سهم خود در و قایع و اتفاقات روابط و غیرو را بدست آورد . در این مرحله است که افسردگی بیمار با بینش نسبت به سهیم بودن خود کاهش می یابد، ظرفیت روانی وی افزایش یافته و برای حل مشکل همکاری لازم با درمانگر را خواهد داشت.
همانطور که می بینیم در افسردگی‌های شدید قاعدتا طول درمان بیشتر است و چون افسردگی مانع تداوم جلسات درمانی می گردد دارو کمک بسیاری در پیشبرد جلسات درمانی دارد.
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
احتمالاً شما علائم افسردگی را تجربه می‌کنید و در بیشتر مواردِ افسردگی خفیف تا متوسط احتمالاً می‌توان بدون دارو با روان‌درمانی و تغییرات سبک زندگی بهبود یافت؛ نگران نباشید، درمان مؤثر وجود دارد.
راهکار‌های عملی:
- شروع درمان شناختی رفتاری یا روان‌درمانی با یک متخصص و ثبت روزانه حالت‌های روحی و فعالیت‌ها.
- فعالیت بدنی منظم؛ حداقل ۳۰ دقیقه پیاده‌روی یا ورزش سبک روزانه.
- تنظیم بهداشت خواب و قرارگیری در نور صبحگاهی، رعایت برنامه منظم خواب و بیداری.
- کاهش مصرف الکل و مواد، برنامه‌ریزی کار‌های کوچک روزانه و تقویت ارتباط اجتماعی.
علائم هشدار:
- افکار یا برنامه خودکشی یا گفتن اینکه «دیگر تحمل ندارم».
- از دست دادن کامل توان انجام کار‌های روزمره یا ناتوانی در مراقبت از خود.
- بروز هذیان، توهم یا رفتار بسیار پرخطر (افزایش مصرف الکل/دارو به شکل خطرناک).
تخصص پیشنهادی: روان‌پزشک