حساسیت بیش از حد همسر به افسردگی چگونه بهتر میشود؟

سلام. من شغلمو از دست دادم. مجبورم حرفه مو عوض کنم. من ۴ سال پیش ناموفق داشتم.به همسرم گفتم باید دفعه قبل تمومش میکردم. خیلی جدی منو برد بیمارستان و برام دارو تجویز شد. الانم کاملا تحت کنترلشم. دارو هامو دونه دونه خودش میده. چاقو و رو جمع کرده و سوئیچم بهم نمیده. من احساس میکنم دارم تحقیر میشم. من نمیخوام قرص بخورم بزور دارم میخورم.میگه اگه همکاری نکنی باید بستری بشی.چیکار کنم؟ این
3
سلام
بجای مقاومت در مقابل درمان بهت هست که روان درمانی روهم درکنار مصرف دارو شروع کنید.
شمابخاطر شرایط روحی نامناسب ممکن هست اشتباهی کنید که راه برگشت نداشته و جبران ناپذیر باشد.
به و اسطه درمان اصولی شما حتما رفتار همسرتون رو درک خواهید کرد.
ازدیت دادن شغل واقعا چیز مهمی نیست باید اعتماد به نفس خودتون رو تقویت کنید و در حرفه ای که استعداد دارید با قدرت ادامه بدید.
یک شکست می‌تواند در کنار نکات منفی، نکات بسیار آموزنده ای هم داشته باشد.
2
باسلام.اینکه همسرشما مسولیت پذیری درقبال شما دارد نکته خوبی است .منت‌ها درمان شما بایدتحت نظرروانپزشک ادامه پیداکند.
2
درود
از دست دادن شغل آنچنان مشکل حادی نیست که شما رو به این روز انداخته شما میتونید به توانایی خودت اعتماد کنی و طبق آنها دنبال کار و شغل دیگه ای باشی درصمن نگرانی همسر شما در مورد درمان و مصرف بموقع دارو‌های شما قابل ستایش است و بخاطر سلامت شما انجام میده دارو‌ها تون رو بموقع مصرف کنید و جلسات تراپی هم داشته باشید
2
با سلام
و وقت بخیر.
از اینکه همسری چنین دلسور دارید جای تبریک دارد.
اما اینکه شما هم ازادی‌ها و خودمختاری نیاز داشته باشید حرف درستی است.
با یک مشاور مشورت 3 تایی کنید تا به توافقاتی در ایجاد حد و مرز‌ها برسید!
هم نگرانی‌های همسرانه ایشان مرتفع شود و هم بلوغ شما به رسمیت شناخته شود.
1
سلام.
اگه پزشک برای شما دارو تجویز کرده، با توجه به روحیات شما اینکارو انجام داده، بهتره دارو‌ها رو مصرف کنید و برای اثربخشی بیشتر، مشاوره‌های روانشناسی هم دریافت کنید تا سریع تر به شرایط بهبود نزدیک بشین
1
سلام.
دوست عزبز همسرتون مراقبت دلسوزانه نسبت به شما دارد و عاشقانه نگرانند مبادا رفتار‌های هیجان زدگی و غیر قابل پیش بینی شما باعث صدمه دیدن عزیزش شود.
دربازیابی سلامت روان و ثبات هیجانی و برگشت به زندگی شما هم بایستی به با همسرتون همکاری متقابل داشته باشید.
حس تحقیر شدن و ضعف را با هیجانات مثبت مانند امیدداشتن، مراقبت ازخود، دوست داشتن و لذت بردن اززندگی،، شوق و اشتیاق داشتن برای شروع جدید تغییر دهید.
تر سها و نگرانی‌های همسرتون را با اهمیت دادن به سلامت روان و بدن، مسئولیت پذیری و پاسخگویی و مشارکت فعال داشتن به اطمینان دهی و اعتبار بخشیدن به هویت و شخصیت خویش تغییر دهید.
شما نقش کودک آسیب پذیر را ایفا می کنید و همسرتون نقش والد مهربان و نگران مراقب شماست که این سبک زندگی متناسب با زندگی زناشویی نیست.
از نقش کودک آسیب پذیر به نقش بزرگسال سالم و پاسخگو تغییر کنید.
اگر شارژ دوست داشتن و مراقبت دلسوزانه ایشان بخاطر مایوس شدن از شما تموم شود.
حس جدایی و طرد شدن بتدریج هم باعث تشدید آسیب پذیری شما و پاره شدن بند‌های دلبستگی و تعلق داشتن می شود.
امتخاب باشماست:
1.کودک آسیب پذیر و رها شده
2.بزرگسال سالم و زوج پاسخگو و مسئولیت پذیر
0
سلام
روانپزشک دارو رو با توجه به نیاز بدن بدن شما تجویز کرده، توصیه می‌کنم حتما دارو رو تحت نظر پزشک ادامه بدین و در کنارش برای تثبیت تغییرات و کنار گذاشتن دارو جلسات روانشناسی رو شروع کنید
0
سلام.
دوست عزیز؛ احساس شما کاملا قابل درک است، اما همسرتان احتمالا از روی نگرانی و برای محافظت از شما این اقدامات را انجام می‌دهد.
از دست دادن شغل و تغییر مسیر حرف‌های می‌تواند استرسزا باشد و روی روحیه تاثیر بگذارد، بهویژه اگر سابقهی مشکلات روحی داشته باشید.
بهتر است به جای تقابل، با یک روانشناس صحبت کنید تا هم احساسات خود را مدیریت کنید و هم درباره مصرف دارو و کنترل شرایط، نظر یک متخصص را داشته باشید.
اگر احساس می‌کنید نیاز به استقلال بیشتری دارید، این موضوع را در فضایی آرام و بدون تنش با همسرتان در میان بگذارید.
کمک گرفتن از یک روانشناس می‌تواند هم به شما کمک کند که احساس بهتری داشته باشید و هم همسرتان را راهنمایی کند که چگونه بهطور مؤثر از شما حمایت کند.
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
موقعیتی که شرح دادید نشان دهنده برخوردی ناسازگارانه و شاید بیش از حد حمایت‌گرا از جانب همسرتان است که می‌تواند احساس سرخوردگی و تحقیر در شما ایجاد کند.
در چنین مواقعی، مهم است که اولاً درک و فهم دقیقی از بیماری و حالت‌های روحی خود داشته باشید و به طور فعال در درمان خود مشارکت کنید.
دوم، مشاوره با یک روانشناس یا روانپزشک به شما کمک می‌کند تا استراتژی‌هایی برای مدیریت بهتر وضعیت خود و برقراری ارتباط مؤثر با همسرتان پیدا کنید.
همچنین، برقراری جلسات مشاوره زوجین می‌تواند به هر دوی شما کمک کند تا نیاز‌ها و انتظارات طرف مقابل را بهتر درک کرده و به راهکار‌های واقع‌بینانه‌تری برای همکاری درمانی دست یابید.