دوستی با یک مرد؟
سلام.من به مدت ۶ ماهه که با مردی آشنا شدم من ۲۱ ساله و اون آقا ۳۰ ساله هستند از هر نوع محبت واسه من کم نمیزاره از گل گرفتن گاه و بیگاهش هرچی که بخوام برام فراهم میکنه اما من هیچ وقت توقع نداشتم که واسه من توی زحمت بیفته خودش با میل خودش برام همه چی می خره بدون اینکه من بگم وضعیت مالی مناسبی نداره اما دوس نداره من کمبودی داشته باشم به شدت بهش علاقه مند شدم طوری که وقتی قهر کنه یه روز بیشتر تحمل ندارم و به گریه می افتم میدونم اونم دوسم داره و بهم علاقه داره گاهی از رویا بافی هاش میگه و دم از بچه میزنه در اینده.من هیچ وقت به روی خودم نمیارم که میل به ازدواج به اون دارم اونم هیچ وقت به زبون نیاورده با حرفهایی احساس میکنم همچین قصدی داره بهم میگفت آرزو داره که واسه همیشه پیش من بمونه .وقتایی که قهر میکنیم حتی اگه مقصر خودش باشه منو مقصر میدونه و میگه یا معذرت میخوای یا جدا میشیم منم مجبور میشم ازش معذرت بخوام چون دوسش دارم اون حالت مغروری داره و دوس داره هر حرفی که میگه من بگم چشم و نق نزنم وقتی گریه ام میگیره میگه گریه نکن دل من واست نرم نمیشه یا میگه من سنگدلم وابسته من نشو به خودت آسیب میزنی .من تحمل همچین حرفایی و ندارم یا بهم میگه هیچی معلوم نیست از رابطه ما از این رابطه انتظاراتتو بالا نبر .من واقعا خیلی دوسش دارم نمیدونم چیکار کنم نگهش دارم میدونم اونم واقعا دوسم داره اما یه چیزو این وسط نمیفهمم چرا میخواد من وابسته اش نشم به نظرتون ادامه بدم این رابطه رو یا نه؟چه چیزی میتونه ذهنشو درگیر کرده باشه .مچکرم ببخشید اگه متنم زیاد شد اما خیلی واسم مهمه