سلام من به همه و خانوادم بدبینم،میترسم تو آب و غذام چیزی ریخته باشن،شبها وقتی خوابم خفم کنن، حتی بریم پیش روانشناس جوری در موردم حرف بزنن که بستریم کنن یا از قبل با هم هماهنگ کرده باشن واسه این کار.علتش چیه؟
15 بهمن 1404 آخرین بروزرسانی: 20 بهمن 1404
پاسخ پزشکان
خلاصه پاسخ پزشکبازبینیشده توسط پزشک تأییدشده
با سلام ، دلایل مختلفی هست ، شما در سن نوجوانی هستید وممکن است1_ ناشی از تغییرات هورمونی ویا خلق وخو باشدکه در این سن طبیعی است 2 _ این احساسات از قبل هم در شما وجود داشته والان بدتر شده 3 _ شاهد چنین اتفاقاتی در اطرافیان بوده اید ویا در روزنامه و رسانه ها خوانده وشنیده اید 4 _ ا…
با سلام ، دلایل مختلفی هست ، شما در سن نوجوانی هستید وممکن است1_ ناشی از تغییرات هورمونی ویا خلق وخو باشدکه در این سن طبیعی است 2 _ این احساسات از قبل هم در شما وجود داشته والان بدتر شده 3 _ شاهد چنین اتفاقاتی در اطرافیان بوده اید ویا در روزنامه و رسانه ها خوانده وشنیده اید 4 _ اضطراب وافسردگی ، احساس عدم امنیت در خانه 5 _ اختلاف نظر وسلیقه یا مشکل با خانواده در این سن طبیعی است و.اما چه مدت است این علائم را دارید ؟ ویژگی های شخصیتی ورفتاری شما چگونه است ؟سابقه اختلال روان شناختی در خانواده هست یانه ؟ علائم شما بیانگر (( اختلال پارا نوئید )) است اگر ادامه کند مزمن میشود به روان شناس وروان پزشک مراجعه کنید وچون زیر 18 سال بوده وکودک محسوب میشوید باید با یکی از والدین باشید نگران نباشیدفورا بستری نمیشوید اول روان درمانی ودرصورت نیاز دارو درمانی است واگر به انها جواب ندهید بستری شدن را دارید روان شناس وروان پزشک بی طرف است وبر اساس ارزیابی روانی که از شما دارد عمل میکند نه حرف سایرین اگر مراجعه نکنید شرایطتان بدتر میشود
سلام عزیزم روزی یکساعت ورزش کنید،پیاده روی ،کوه،استخر،دوچرخه سواری رودر برنامه قرار دهید،افکار منفی رابنویسید، با دوستان مثبت اندیش بیشتر معاشرت کنید ، به کارهاوهنرهای مورد علاقه بپردازید،اخبار گوش نکنید،به آهنگهای آرامش بخش وشاد گوش کنید،آزمایش تیروئید دهید،تغذیه سالم وپر فیبر داشته باشید،از ویتامینهای (آهن ،منیزیوم ویتامین دی وب 1زیر نظر پزشک استفاده کنیدحتما به روانشناس نوجوان مراجعه کنید.
سلام وقت بخیر این خیلی خوبه که شما متوجه غیر عادی بودن افکارتون شدین با توجه به موارد ذکر شده شما باید انتخاب کنید که یا به روانپزشک یا روانشناسمراجعه کنید تفاوت بین روانشناس با روان پزشک این هست که روانپزشک در صورت لزوم درمان شمارو با دارو ادامه میدن و روانشناس داروی برای شما تجویز نمیکنن از طریق رواندرمانی یا صحبت کرد در صدد حل مشکل شما اقدام میکنن. حال تصمیم با خود شماست که انتخاب کنید مشکلتون چگونه مورد رسیدگی قرار بگیرد
سلام. دوست عزیز؛ توصیفی که می دهید نشان دهنده بدبینی و افکار سو ظن شدید است که معمولا ریشه در اضطراب بالا، فشار روانی طولانی مدت یا اختلالات فکری دارد؛ این افکار می توانند قضاوت را مختل کنند و آرامش را بگیرند. حتمالازم استهرچه زودتر به روان شناس (و در صورت تشخیص ، روانپزشک) مراجعه کنید و درمان را شروع کنید ، چون این نوع افکار بدون کمک تخصصی معمولا تشدید می شوند، اما با روان درمانی و در صورت نیاز دارودرمانی قابل کنترل و بهبود جدی هستند و مراجعه به درمانگر به معنای بستری شدن نیست، بلکه برای حفظ امنیت و آرامش شماست.
سلام آنچه تو توصیف میکنی بیشتر از «بدبینی معمولی» است و شباهت زیادی به یک حالت بیاعتمادی شدید همراه با ترسهای گزنده دارد که در روانپزشکی به آن افکار پارانوئید یا سوظن بیمارگونه میگویند. این به معنای «بد بودن تو» نیست؛ بیشتر نشانهی این است که سیستم اضطراب مغزت روی حالت خطر دائمی قفل شده و هر چیز خنثی را تهدید تفسیر میکند. وقتی اضطراب خیلی بالا میرود یا مدت طولانی ادامه پیدا میکند، مغز برای توضیح این احساس ناامن مداوم شروع میکند به ساختن سناریوهایی مثل «در غذا چیزی میریزند» یا «شب ممکن است خفهام کنند». این سناریوها دلیل اضطراب نیستند؛ نتیجهی آن هستند. یعنی اول بدن و ذهن تو در حالت آمادهباش مزمن قرار گرفته، بعد فکرها برای توجیه این حال بد ساخته شدهاند. اینکه حتی از روانشناس هم میترسی و فکر میکنی با خانواده هماهنگ میکنند تا بستریات کنند، دقیقا نشان میدهد اعتماد پایهای تو به دیگران آسیب دیده و ترس کنترلشدن یا آسیبدیدن خیلی پررنگ شده است. این حالت معمولا خودبهخود بهتر نمیشود و اگر تنها با آن بجنگی، اغلب شدیدتر میشود. مهمترین نکته این است که این تجربهها قابل درماناند. ترکیبی از دارو و گفتوگوی تخصصی میتواند شدت این ترسها را کم کند تا دوباره بتوانی واقعیت را آرامتر و منصفانهتر ببینی. هدف درمان این نیست که تو را «ساکت» کنند یا کنترلت کنند؛ هدف این است که مغزت از حالت خطر دائمی خارج شود. اگر بخواهم صادق باشم، با این سطح از سوظن و رنجی که میکشی، بهتر است ارزیابی حضوری روانپزشکی داشته باشی؛ نه برای بستری کردن، بلکه برای اینکه دقیق بفهمند چه اتفاقی در بدنت و ذهنت میافتد و چگونه میشود کمکت کرد. میتوانی از یک فرد مورد اعتماد بخواهی همراهت بیاید تا احساس امنیت بیشتری داشته باشی. یک نکتهی فوری برای همین روزها: وقتی این فکرها میآیند، بهجای تلاش برای اثبات درست یا غلط بودنشان، فقط بگو «این فکر از اضطراب من میآید» و تمرکزت را به یک کار بدنی ساده بده، مثل شستن دستها، قدمزدن آرام یا تنفس آهسته. این کار فکر را از بین نمیبرد، اما شدت ترس را کم میکند. اگر دوست داری، میتوانی کمی بیشتر بگویی که این حالت از چه زمانی شروع شده، آیا خواب و اشتهایت هم تغییر کرده، و آیا قبلا کسی در خانوادهات مشکل مشابهی داشته یا نه. اینها کمک میکند دقیقتر راهنماییات کنم. مهمتر از همه: تو تنها نیستی، و این حالتی که داری بیدلیل یا غیرقابل کمک نیست. کمک تخصصی واقعا میتواند کیفیت زندگیات را برگرداند.
سلام. مشخصه اختلال شخصیت پارانوئید سو ظن و بدبینی است حتی به درمانگری که قصد مراجعه به اون رو دارید، با این آگاهی که سو ظن شما به درمانگر ناشی از مسئله شماست و نه واقعیت میتونید به روانشناسمراجعه کنید و رواندرمانی دریافت کنید. پیروز باشید
بدبینی شدید که شما تجربه میکنید ممکن است ناشی از اختلالات روانی مانند اختلال وسواس فکری یا اختلال پارانوئید شخصیت باشد. در این حالت، فرد تصور میکند که دیگران قصد آسیب رساندن یا فریب دادن او را دارند. این احساسات میتوانند به تدریج با تجربیات منفی یا بدترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی تقویت شوند. مهم است که شما به یک روانپزشک یا روانشناسمراجعه کنید تا از طریق معاینه دقیق، تشخیص داده شود و درمان مناسبی دریافت کنید. درمان میتواند شامل مشاوره، دارودرمانی و تکنیکهای مدیریت استرس باشد. به یاد داشته باشید که درمان و مشاوره در فضایی محترمانه و امن انجام میشود و هدف آن کمک به شما برای رسیدن به زندگی بهتر و سالمتر است.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.
پاسخهای این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید. هویت و پروانه طبابت پزشکان پاسخدهنده از سازمان نظام پزشکی استعلام شده است — فرآیند تأیید هویت پزشکان.