روانشناسان عزیز؟
سلام خسته نباشید. من همیشه مشکلاتم رو به شما عزیزان میگم و ممنون از کمک هاتون. من وسواس فکری شدید دارم و چند دوره دارو مصرف کردم. الان سوالم این هس ک من همسرم رو خودم انتخاب کردم و دوسش داشتم البته شرایط بسیار بد خانوادم باعث شد ک سریع ازدواج کنم و فرار کنم و بهترین کیسی بود ک خواستگاریم اومد. الان همه اطرافیانم خانوادم دوستام آشناهام زیاد تعریفشو میدن. ولی خودمون خیلی لج و اختلافهای ریز داریم. فرزندی ندارم. من به دوست داشتنم شک میکنم. مثلا این اواخر بحثمون شد سر یه موضوعی بعد ایشون به من میگن تو اصن من رو دوس داری یانه؟ ولی من واقعا نمیدونم دوسش دارم یانه؟ مثلا وقتی قهریم خیلی راحتم آسودم. چیکار کنم ک نمیدونم دوسش دارم یانه واقعا نمیدونم بدون ایشون میتونم یا واقعا نمیدونم دوسش دارم یا نه حس میکنم بیشتر شرایطش باعث شده ک باش بمونم نه خودش حس میکنم اونطور ک باید دوسش ندارم. آیا این از وسواسم هستش که نمیدونم دوسش دارم یانه؟