مشکلات خانواده ، بشدت از پدرم تنفر دارم و میترسم؟

سلام خسته نباشید
بشدت از پدرم عین بچگی هام میترسم وقتی بچه بودم دائم منو کتک میزد مادرمو اذیت میکرد بشدت مرد عصبیه با اینکه چیزی تو دلش نیست و خوبه درکل
ولی من الان با یه مشکلی رو به رو شدم بشدت از پدرم متنفرم مثلا دارم کار میکنم یهو محکم سرمو به دیوار میکوبم چون یه خاطره ای واسم زنده شده یا پوست دستمو میکنم وقتی به نگاهش وقتی عصبیه فکر میکنم تروخدا بگید چیکار کنم
0
احساسی که داری کاملا قابل درکه و تجرب‌های که در کودکی داشتی، اثری عمیق روی ذهن و روانت گذاشته.
اینکه الان با وجود گذشت زمان هنوز واکنش‌های جسمی شدیدی مثل کوبیدن سرت به دیوار یا کندن پوست دستت نشون میدی، نشونهی آسیب جدی روانیه و نیاز به مراقبت فوری داره.
این حالت‌ها معمولا در دستهی «واکنش‌های پس از سانحه» (مثل PTSD یا اختلالات مرتبط با ترومای دوران کودکی) قرار میگیرن.
چند قدم ضروری:
1 مراجعه به رواندرمانگر
کاملا جدی پیگیر رواندرمانی فردی باش.
رواندرمانگر‌هایی که در زمینه «ترومای دوران کودکی» یا «روابط والد-فرزند ناسالم» تخصص دارن، میتونن کمکت کنن خاطرات رو پردازش کنی، از شر احساس گناه و خشم شدید خلاص بشی و روش‌های کنترل رفتار‌های آسیبزننده به خودت رو یاد بگیری.
2 نوشتن و خالیکردن ذهن
خاطرات و احساساتت رو بنویس.
لازم نیست منطقی باشن.
فقط بنویس.
این کار باعث می‌شه ذهن از فشار تخلیه بشه.
میتونی متن‌ها رو دور بریزی یا نگه داری، مهم خود نوشتنه.
3 مراقبت فوری از خودت
اگه حس میکنی کنترل رفتار‌هایی مثل آسیبزدن به خودت از دستت خارجه، سریع به روانپزشک مراجعه کن.
شاید لازم باشه برای مدتی داروی آرامبخش یا ضد اضطراب تجویز بشه تا ذهنت آروم بشه و بتونی وارد مرحلهی درمان عمیقتر بشی.
4 مرزبندی ذهنی با پدر
الزامی نیست که او رو ببخشی یا باهاش آشتی کنی.
فقط مرز مشخصی در ذهنت بساز که او دیگه اون قدرت سابق رو روی روانت نداشته باشه.
این کار از طریق تمرین‌های درمانی مثل CBT یا EMDR شدنیه.
تو تنها نیستی.
خیلی‌ها با همین درد‌ها روبهرو شدن و به کمک متخصص، تونستن به آرامش واقعی برسن.
تو هم میتونی.
الان فقط اولین قدم رو برداشتی، و این یعنی شروع تغییر واقعی.
0
سلام،
ترس و تنفرت از پدرت نتیجه آسیب‌های دوران کودکیه.
مغزت هنوز از اون خاطرات رها نشده و با هر محرک، مثل نگاه یا عصبانیتش، دوباره وارد حالت هشدار میشی.
این احساسات طبیعیه، اما برای رها شدن ازش نیاز به درمان داری.
فعلا سعی کن احساساتت رو سرکوب نکنی، بلکه بشناسیشون و روش‌های آرامسازی مثل تنفس عمیق یا نوشتن رو استفاده کن.
کمک گرفتن از رواندرمانگر خیلی مؤثره، چون این درد‌ها با زمان، خودبهخود حل نمی‌شن.
0
با سلام
اینکه از یکی از نزدیک‌ترین افرادی که باید نماینده امنیت و محبت برای تو می بودند اذیت و آزار دیدی نه تنها در حافظه بلکه در احساس و خاطراتت هم زنده است، هرچند الان رفتار متفاوتی داشته باشد.
این موارد با طرحواره درمانی و کمک گرفتن از درمانگر متخصص قابل درمان است.
حتما مراجعه به روانشناس داشته باش.
0
سلام
خیلی دردناک بود خوندن حرفهات و واقعا متاسفم که این همه سال با این زخم و ترس زندگی کردی.
اینکه الان هنوز اون خاطرات روی حالت، بدنت و ذهنت اثر میذاره، کاملا طبیعیه و نشون میده چقدر اون تجربه‌ها عمیق و آسیبزا بودن.
اما واقعا نمی‌خوام تنها با این درد‌ها بمونی و فقط تحملشون کنی.
کاملا و اضحه که این مسائل ریشهدار هستن و برای اینکه بتونی واقعا آرومتر و رهاتر زندگی کنی، لازمه که حتما با یک مشاور یا رواندرمانگر حرف‌های و متخصص در زمینه آسیب‌های کودکی (trauma) صحبت کنی و کمک بگیری.
کمک خواستن ضعف نیست، شجاعته.
تو لیاقتش رو داری که زندگی امنتر، سبکتر و آرامتری داشته باشی.
0
سلام
بهتره اول به روانپزشک مراجعه کنی و دارو بگیری تا اروم بشی بعد از مشاور و درمانگر کمک بگیر تا بتونی مسایل تون ریشه ای حل کنی و در اینده زندگی و روابط سالم تری داشته باشی.
0
وقت شما بخیر عزیزم، اکثر افراد در دوران کودکی احتمال داره از سمت والدین دچار آسیب شده باشند، مهم این هست که از این افکار و آسیب عبور کنی، وقتی شدت آسیب زیاد باشه ممکنه به تن‌هایی قادر به عبور از این مرحله نباشی، پس بهتره از روانشناس کمک حرفه ای بگیری
0
سلام و عرض ادب.
آسیب‌های دوران کودکی می تونه به بزرگسالی و حتی روابط شما در آینده و زندگی و تاهل شما تاثیر گذار باشه.
می تونید با مراجعه به یک روانشناس تحلیلی و یا طرحواره درمانگر درمورد این خاطرات و ترس‌ها صحبت کنید تا اصلاحاتی درمورد آنها انجام بشه و بتونید زندگی بهتری تجربه کنید
0
باسلام.تلاش کنید جنبه‌های مثبت و سالم شخصیت پدرتون ببینید.
گاهی یه خاطره ناخوشایندگذشته باعث منفی نگری و برداشت‌های نادرست کلی، همیشگی نسبت به اطرافیان می شوندتصورات منفی باعث مشکلاتی در تفکیک واقعیت از تصورات و و نادیده گرفتن جنبه‌های مثبت شخصیت پدر می شود.
گاهی فرد بخاطر تکرار الگو‌های منفی گذشتگان در ارتباط با دیگران دچار مشکلاتی می شود و م ارفتار نادرست فرد را که فراگرفته از والدین می باشد به کل شخصیت فرد تعمیم می دهیم.
مثال چون سرم داد زد پس پدر خوبی نیست.
نکته مهم دیگه شاید تضعیف شدن مرز‌های والدینی از فرزندان و درگیر شدن فرزند در مشکلات والدین و قرارگرفتن در سنگر مادر باعث نگاه بدبینانه فراگیر نسبت به پدر شده است.
توصیه می شود برای اصلاح و بازسازی نگرش و باور‌های منفی و ترمیم تعاملات به روانشناس مراجعه شود
0
با سلام،
تحمل این حجم از هیجان‌های منفی حتما برای بدنت سخته، وقتی از نظر روانشناختی در فشار باشیم بدن به صدا درمیاد و این حجم واکنش میتونه از آسیبی حرف بزنه که حتما باید دربارش حرف بزنی و زخمی که خوردی رو التیام بدی، انقدر این خاطره‌ها مرور بشه تا حجم اون هیجان‌ها کم بشه و در انت‌ها یاد بگیری که بعد این باید چیکار کنی که آسیب نبینی، اول به روانشناس مراجعه کن ارزیابی صورت بگیره و در صورت نیاز دارو درمانی هم برای تنظیم هیجان شروع کنید.
0
سلام
حتما پدرتون زخم‌های زیادی از دوران کودکی و نوجوانیش داره و در اثر خشونت والدین دچار اختلال شخصیت و بیماری شده و بیمار نیاز به درمان دارد این نگاه کمی می‌تواند التیام بخش باشد، در هر صورت شما و خانواده هم دچار آسیب شده اید و همه نیاز به روان درمانی داریدکه می‌توانید به یک خانواده درمانگر مراجعه کنید.
0
سلام
متاسفم چنین تجربیاتی داشتی .داشتن این تجربه‌ها میتونه تاثیرات عمیقی روی روان بگذارد . لازمه از درمانگر کمک دریافت کنی و از احساساتی که در گذشته تجربه کردی صحبت کنی نیاز‌های ارضا نشده را بشناسی و سعی کنی الان در جهت ارضای ان باشی.(ما وقتی نیازهامون توسط مراقبین اولیه ارضا نمی‌شه نسبت به انها خشم تجربه میکنیم) . با خودت مهربان باش و بجای صدمه از خودت مراقبت کن و از فرد متخصص در حوزه روان کمک دریافت کن.
0
عزیزم حتما حتما مراجعه به روانشناس داشته باش، طرحواره درمانی میتونه خیلی کمکت کنه.
نذار این شرایط ادامه پیدا کنه کمک بگیر
0
سلام
دوست عزیز؛
مواردی که توصیف کردید و نشانه‌هایی که گفتید (مثل کوبیدن سر یا کندن پوست) کاملا بیانگر آسیب روانی شدید و نیاز فوری به روان درمانی است.
مراجعه به روانشناس بسیار ضروری است، چون روان درمانی به شما کمک می کند زخم‌های کودکی را درمان کنید، احساسات سرکوب شده را بشناسید و یاد بگیرید چگونه بدون آسیب به خود، با خاطرات و تنفر کنار بیایید.
شما تنها نیستید و کاملا حق دارید کمک بخواهید.
این درد قابل درمان است، نه سرنوشت.
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
احساس ترس و نفرت شدید نسبت به یکی از والدین می‌تواند ناشی از تجربیات آزاردهنده و ترومای کودکی باشد.
این احساسات نه تنها بر روحیه، بلکه بر رفتار‌های روزمره شما نیز تاثیرگذار است.
اولین قدم در مسیر بهبود، شناسایی و پذیرش احساسات خود به همراه تجربیات گذشته است.
اینکه شما به آن خاطرات واکنش نشان می‌دهید کاملا طبیعی است، اما بسیار مهم است که برای مدیریت بهتر این حالات و پیشگیری از آسیب به خود، به دنبال کمک‌های فردی از متخصصان پزشکی و روانشناسی باشید.
یک روانشناس یا مشاور می‌تواند به شما کمک کند تا احساسات و خاطرات خود را به شیوه‌ای سازنده بررسی و مدیریت نمایید.
آنها می‌توانند به شما کمک کنند ساز و کار‌هایی برای مواجهه با ترس‌ها و خشم خود ارائه دهند و راهکار‌های عملی در زندگی روزمره برای کاهش استرس و اضطراب را فراهم آورند.
همچنین، درمان‌های شناختی رفتاری می‌تواند در تغییر الگو‌های فکری منفی و ایجاد نگرش‌های مثبت‌تر نسبت به خود و دیگران موثر باشد.
علاوه بر حمایت حرفه‌ای، حمایت از خانواده و دوستان نیز اهمیت زیادی دارد.
سعی کنید در محیطی امن و پشتیبان مشکلات خود را در میان بگذارید و از حمایت عاطفی آنها بهره‌مند شوید.