روانشناسان محترم لطفا کمکمون کنید؟
سلام
پدر من خیلی آدم شکاک و بدهنیه به همه اطرافیانش شک میکنه به ما که خیلی.حتی به مامانم یه تهمتایی میزنه که خجالت میکشم بگم.من رو کرده تو یه اتاق در روم قفل کرده فقط برا ناهار میزاره بیام بیرون با اینکه هیچ گناهی ندارم.هر روز دارم گریه میکنم از اینکه به هیجا نرسیدم قید همه چی رو زدم ولی قید کسی که دوسش دارم و نمیتونم بزنم.میخواست منو مجبوری شوهر بده ولی نتونستم قبول کنم. فقط آرزو مرگمو میکنه از وقتی کوچیک بودم تا الان یادمه فقط بهم میگفت دوس دارم دخترامو زنده به گور کنم.
پدر من خیلی آدم شکاک و بدهنیه به همه اطرافیانش شک میکنه به ما که خیلی.حتی به مامانم یه تهمتایی میزنه که خجالت میکشم بگم.من رو کرده تو یه اتاق در روم قفل کرده فقط برا ناهار میزاره بیام بیرون با اینکه هیچ گناهی ندارم.هر روز دارم گریه میکنم از اینکه به هیجا نرسیدم قید همه چی رو زدم ولی قید کسی که دوسش دارم و نمیتونم بزنم.میخواست منو مجبوری شوهر بده ولی نتونستم قبول کنم. فقط آرزو مرگمو میکنه از وقتی کوچیک بودم تا الان یادمه فقط بهم میگفت دوس دارم دخترامو زنده به گور کنم.