در سن پایین تن به ازدواج اجباری دادم راهنماییم می کنید؟
سلام خسته نباشید
من در سن پایین تن به ازدواج اجباری دادم.بعد از نه سال زندگی و وجود فرزند ولی واقعا ادامه این زندگی دیونم میکنه.فکرکردم خوب میشه اوضاع یه سال کامل مشاوره گرفتم.دارو برا اضطرابم خوردم.از قیافه وتیپ همسرم بدم میاد طوری که تو اجتماع هیچ وقت نتونستم به کسی معرفیش کنم.قیافش عادیه ولی چون به خودشم نمیرسه بیشتر من آذیتم.محبت وصمیمیت نداره بهم .بیکاره وبی پوله وهمش میگه چکار کنم .میگم تو بمون بچه رو بگیر من کار کنم قبول نمیکنه. بد اخلاق وپرخاشگره وحاضر به درمان نیست؟از لحاظ فکری هم باهم تفاهم نداریم.تو جامعه مث زنی نیستم که شوهر داره.همش انگار منتظرم یکی بیاد وکنارش آروم باشم.میل جنسی هم اصلا بهش ندارم.دلیلی برا کنار هم بودنمون نیست.فقط نمیدونم چطور بااین مشکلات طلاقم رو زودبگیرم.یکی اینکه بیکارم .یکی بچم.یکی ابنکه باید تنها تو خونه ای زندگی کنم میترسم شبا چون پانیک بهم دست میده.میشه کمک کنید از ابن زندگی جهنمی رها شم؟
من در سن پایین تن به ازدواج اجباری دادم.بعد از نه سال زندگی و وجود فرزند ولی واقعا ادامه این زندگی دیونم میکنه.فکرکردم خوب میشه اوضاع یه سال کامل مشاوره گرفتم.دارو برا اضطرابم خوردم.از قیافه وتیپ همسرم بدم میاد طوری که تو اجتماع هیچ وقت نتونستم به کسی معرفیش کنم.قیافش عادیه ولی چون به خودشم نمیرسه بیشتر من آذیتم.محبت وصمیمیت نداره بهم .بیکاره وبی پوله وهمش میگه چکار کنم .میگم تو بمون بچه رو بگیر من کار کنم قبول نمیکنه. بد اخلاق وپرخاشگره وحاضر به درمان نیست؟از لحاظ فکری هم باهم تفاهم نداریم.تو جامعه مث زنی نیستم که شوهر داره.همش انگار منتظرم یکی بیاد وکنارش آروم باشم.میل جنسی هم اصلا بهش ندارم.دلیلی برا کنار هم بودنمون نیست.فقط نمیدونم چطور بااین مشکلات طلاقم رو زودبگیرم.یکی اینکه بیکارم .یکی بچم.یکی ابنکه باید تنها تو خونه ای زندگی کنم میترسم شبا چون پانیک بهم دست میده.میشه کمک کنید از ابن زندگی جهنمی رها شم؟