پسری دارم 14 ساله بسیار پرخشاگر که رابطه بسیار بدی با مادرش دارد چه باید کرد؟

با سلام پسری دارم ۱۴ ساله که درای اخلاق بسیار پرخشاگر و رابطه رفتاری بسیار بدی با مادرش دارد چطور می شه نسبت به اصلاح رفتار ایشان اقدام نمود؟
1
با سلام
پرخاشگری علل مختلفی دارد باید ابتدا دلایل آنرا پیدا کنید.
برخی دلایل فیزیولوژیکی است مثل پر کاری یا کم کاری تیرویید، ولی اغلب دلایل رفتاری هستند.
مدیریت رفتار و برخورد‌های درست و بجا مانند تقویت و تنبیه‌های مناسب و بموقع می توانند مو جب تنظیم هیجان می شوند.
پیشنهاد می‌کنم برای گرفتن راهکار مناسب با یک روانشناس مشورت کنید
0
بزرگتر‌های خشن و پرخاشگر رفتار‌های خشونتآمیز و پرخاشگرانه می‌توانند در کودک هم ایجاد شوند و یا تشدید گردند.
کافی است با کودکی به شیوهی غیرمنطقی و مستبدانه رفتار کنید؛ مرتب به او امر و نهی کنید و او را ناعادلانه و یا به سختی تنبیه کنید.
اما حتی اگر تلاش‌های کودک مثلا: داشتن یک رفتار مطلوب و مثبت یا نشان ندادن یک رفتار نامطلوب، از چشم والدین دور بماند یا مورد تشویق آنها واقع نشود، ممکن است کودک در پاسخ به این بیتوجهی، رفتار خشنی از خود نشان دهد.
اشکال افراطی و غیرعادی ارتباط در خانواده اغلب به رفتار‌های غیرعادی و افراطی نیز منجر میشوند.
مشاهده خشونت می‌تواند باعث بروز خشونت شود.
والدین الگوی فرزندان خود هستند.
وقتی والدین مرتکب خشونت و پرخاشگری میشوند، یک خشونت دائمی در فرزندشان شکل می‌گیرد.
تنبیه_بدنی اساسا نگرانکننده است.
اما فقط یک سیلی نیست که روی کودک تاثیر میگذارد، بلکه نگرش اصلی والدین نسبت به اعمال زور و خشونت هم بر روی کودک به شدت تاثیر میگذارد و هر چه این حالت زودتر اتفاق بیفتد تاثیر بیشتر و پایدارتری دارد.
ثابت شده است کودکانی که به کرت شاهد خشونت و اعمال زور والدین خویش هستند، خودشان هم به رفتار‌های خشن گرایش پیدا می‌کنند.
از سوی دیگر والدین می‌توانند بدون داشتن رفتار‌های خشونتآمیز برای فرزند خود الگو و سرمشق مثبتی باشند.
به نوع حرف زدن خود با کودک توجه کنید؛ آیا در سخنان شما خشونت وجود دارد؟ آیا در کلامتان از چیز‌هایی مثل تهدید، حملات_زبانی، سرزنش و توبیخ_نابجا، تحقیر و تمسخر پرهیز می‌کنید یا خیر؟ یک بار به عبارات و اصطلاحات زیر خوب بیندیشید:
«همیشه همه چیز را برای خودت میخواهی؟»
«دروغ میگویی، این نمی‌تواند حقیقت داشته باشد!»
«شما دو تا، یک کمی با هم بهتر صحبت کنید، این قدر داد و بیداد نکنید
«حواست باشد که چه کار میکنی‌ها!»
«همهی این‌ها فقط مال تو نیست‌ها!» و.
آیا در این عبارت‌ها خشونت، تهدید یا تحقیر نهفت‌های وجود ندارد؟
بنابراین بزرگتر‌ها باید از به کار بردن جمله‌هایی که با «همیشه یا هرگز» همراهند، بپرهیزید و سعی کنید نه فرزند و نه همسرتان را تحقیر کنید و برنجانید.
با آرامش به دیگران گوش کنید و بگذارید آنها هم نظر خود را بگویند.
از کلمهی جادویی «لطفا» استفاده کنید و اگر لحن صحبت فرزندتان حالت دعوا دارد، نحوه درست صحبت کردن را با او تمرین کنید.
آیا به عنوان والدین توجه داریم که لحن صدای ما حالت امری و دستوری نداشته باشد؟
آیا نظرات و پیشنهادات ما به نفر مقابل فرصت می‌دهد تا او هم نظرش را بگوید و بتواند تصمیم بگیرد؟
آیا گفتوگوی ما به نحوی هست که بتوانیم با هم کار مشترکی انجام دهیم، یا این گفتوگو بین ما فاصله میاندازد؟
آیا ما هم برای گوش کردن به دیگران آماد‌هایم؟
Www.drqasemi.com
0
با سلام
پرخاشگری می تواند هم علل محیطی و هم علل هورمونی داشته باشد.
اول باید ریشه پرخاشگری مشخص بشه و اینکه فرزند شما رابطش با مادر خوب نیست و به مادر خشم دارد بنابراین علت خشم به مادر باید مشخص شود.
فرزندان یا والد پرخاشگر دارن که پرخاشگری رو یاد گرفتن یا انقدر والدین سهل گیرن که بچه مفهوم اقتدار والدین و قوانین رو متوجه نیست و یا والدین در تربیت همسو نیستند، علاوه بر این‌ها نوجوانی سن طوفان و فشاره همانطور که استانلی هال مطرح کرده.:
نظریه دیوید الکایند در مورد خود مرکز بینی نوجوانان:
دیوید الکایند برخی از و یژگی‌های روانی نوجوانان را که حاکی از تفکر خود مرکزبینی آن هاست.
به شرح زیر بیان کرده است.
1-انتقاد از افراد صاحب قدرت:
والدین، معلمان و افراد صاحب قدرتی که در گذشته مورد تحسین بوده اند، در نوجوانی دیگر بی عیب و نقص به شمار نمی آیند.
آرمان گرایی نوجوانان آنها را به سمت ساختن رویا‌های بزرگ دنیای بی نقص، دنیای که در آن بی عدالتی، تبعیض و رفتار مبتذل نباشد هدایت می کند.
آن ها نمی توانند کاستی‌های زندگی روزمره را تحمل کنند اما بزرگسالان که تجربه ی بیشتری دارند، نگرش واقع بینانه تری دارند.
اختلاف بین نگرش بزرگسال و نوجوانان نسبت به دنیا، معمولا« شکاف بین دونسل»نامیده می شود و همین باعث می شود که بین والد و فرزند تنش ایجاد می شود.
اگر والدین این امر را طبیعی و نشانه ای از رشد اخلاقی تلقی کنند، در برخورد با نوجوانان خود موفقترند.
2-تمایل به مجادله:
شرکت کردن در بحث‌های مذهبی، فلسفی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، و…ویکی از و یژگی‌های دوران نوجوانی است.
انا فروید این تمایل نوجوانان را ناشی از«فلسفه بافی»آنان می داند.
توجه آنان که زمانی کودکانی انعطاف پذیر بوده اند، اکنون اهل جر و بحث می شوند و حقایق و عقاید ی را برای ایجاد مرافعه ردیف می کنند.
3-توجه به خود:
الکاین در این زمینه مفهوم «تماشاچی خیالی»را به کاربرده است، به این معنا که نوجوانان همیشه تصور می کنند که دیگران آن ها را زیر ذره بین نگاه می کنند، لذا دائما در مورد ظاهر، پوشش، رفتار اجتماعی، موفقیت‌ها، شکست‌های تحصیلی، و دیگر فعالیت‌های خود نگرانند
او معتقد است که بزرگسالان نباید خصوصیات نوجوانان را در ملا عام مورد سرزنش قرار دهند.
مفهوم تماشاچی خیالی، حساسیت آن ها را نسبت به عیب جویی دیگران توجیه می کند.
4-خود محوری:
بسیاری از نوجوانان در مورد خود یک «افسانه شخصی»دارند که خود را منحصر به فرد تلقی می کنند.
به طور مثال بسیاری از نوجوانان معتقدند که هرگز معتاد نخواهند شد، هرگز تصادف نخواهند کرد و …این و یژگی، عامل خطر پذیری‌های متعدد نوجوانان است.
5-بلا تصمیمی:
نوجوانان در برخورد با انتخاب‌های متعدد دچار دوگانگی‌های شدید می شوند.
مثلا انتخاب همسر، شغل و …
6-دوگانگی در فکر و عمل:
نوجوانان در تفکیک واقعیت از خیال دچار مشکل می شوند، به طوری که افکار خود را عین واقعیت می دانند.
دیوید الکایند در این زمینه معتقد است که بحث و تبادل نظر با دیگران می تواند دررسیدن به افکار سالم تر و روشن تر آن ها کمک کند.
در نهایت، در رابطه با خود آگاهی و تمرکزبرخورد نوجوانان باید بدانیم که تماشاگران خیالی و افسانه شخصی، در دوره ی انتقال به عملیات صوری شدیدتر هستند، اما زمانی که استدلال انتزاعی تثبیت می شود، کاهش می یابد.
با این حال این برداشت‌های تحریف شده از خود، لزوما بیانگر بازگشت به خود محوری نیستند.
بلکه ظاهرا این برداشت‌ها، پیامی پیشرفت در درک دیگران هستند که باعث می شود نوجوانان در مورد آنچه دیگران فکر می کنند، خیلی نگران نباشند.
ضمنا نوجوانان برای چسبیدن به این عقیده که دیگران به ظاهر و رفتار آن ها فکر می کنند، دلایل عاطفی دارند.
انجام این کار به آنها کمک می کند تا هنگام تلاش کردن برای جدا شدن از والدین و ایجاد درک مستقل خود، به روابط مهم پایبند باشند.
0
سلام
به شما.
این رفتار در سنین نوجوانی می تواند علل مختلفی داشته باشد که از جمله این علل ابتلا به افسردگی یا اضطراب است.
توصیه می کنم جهت بررسی بیشتر به یک درمانگر نوجوان مراجعه شود تا اقدامات درمانی لازم تجویز گردد.
-1
با سلام
و وقت بخیر و در تکمیل فرمایشات همکار محترم.
سن 14 سالگی برای فرزندان سنی حساس و به همراه تغییرات مهم؛ بویژه برای نوجوان مذکر است.
پرخاشگری (معمولا) الگویی است که از لجبازی و تمامیت خواهی والدین و عدم توجه به استقلال فرزندان به عاریت گرفته می‌شود.
به شرط؛ عزم جدی والد و فرزند برای تغییر می‌توان با برنامه تقویت متقابل خواسته‌های هر دو طرف را متعادل ساخت!
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
برای اصلاح رفتار پسر 14 ساله پرخشاگر، ابتدا نیاز است تا به دقت علت این رفتار‌ها را شناسایی کنیم.
ممکن است این رفتار‌ها ناشی از مشکلات روانی یا اجتماعی باشند.
برنامه ریزی برای مشاوره خانواده و همچنین مراجعه به متخصصین روانشناسی و روانپزشکی می‌تواند به اصلاح رفتار او کمک کند.
همچنین، برقراری ارتباط با مدرسه و مشاوره با معلمان نیز می‌تواند در این راه مؤثر باشد.
اهمیت ایجاد یک محیط خانوادگی سالم و پذیرایی نیز برای بهبود رفتار فرزند بسیار حائز اهمیت است.
البته تغییرات در رفتار پسر 14 ساله نیازمند صبر، پایداری و مراقبت‌های مستمر است.