همسرم بهم میگه تو دیگه پیر شدی باید چکارکنم؟

سلام
من همونم که گفتم هفت سال ازدواج کردم شما گفتین حلقه مفقودی توی زندگی هست همسرم قبلا معتاد بود الان دوازده سال پاکی داره طبق چیزهایی که از زندگی گذشتش میدونم از رفیقهاش زیاد ضربه دیده خودم احساس میکنم همین این بی اعتمادی رو بوجود اورده چون خودمم یکبار تو زندگیم شکست خوردم دیگه قدرت شکست دوباره رو ندارم خیلی ادم با روحیه شادی بودم ولی اینقدر تلاش کردم که بتونم حرفهامو به همسرم حالی کنم شادی خودمو از دست دادم جوری شده که همسرم بهم میگه تو دیگه پیر شدی
0
با سلام
و وقت بخیر.
چرا فکر می‌کنید (باید) حرف‌های خود را به همسرتان حالی کنید!
تا بحال این مسیری که رفته اید چقدر از نیاز‌های شما و همسر را تامین کرده!
قبل از هر مسیری از خود سوال کنید آیا واقعا این روش کاربردی و مفید است؟
هر دو به دلایل تجربیات گذشته از بی اعتمادی رنج میبرید؛ هر گونه تلاش برای کنترل و یا وارد شدن در مجادله فقط به این بی اعتمادی دامن می‌زند.
انسان‌ها به حرف‌ها توجهی ندارند اما رفتار را فراموش نخواهند کرد.
باید طراحی کنید تا لحظات همراه با اعتماد و تقویت زندگی زوجی شما بیشتر شود؛ برای اینکار باید تمرین کنید و زود هم ناامید نشوید.
به غیر از مراجعه حضوری پیشنهاد مطالعه کتاب زیر را دارم:
زندگی خود را دوباره بیافرینید اثر یانگ ترجمه حمیدپور از نشر ارجمند
-1
سلام
به شما.
قیمت شاد بودن بسیار بالاست و دقت کنید در کجا هزینه می کنید و ما به ازای آن چه چیزی بدست خواهید آورد.
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
احساس پیری در ازدواج می‌تواند ناشی از فشار‌های روانی، تغییرات زندگی و عدم اعتماد به همسر باشد.
ممکن است همسر شما تغییراتی در شما را به عنوان 'پیر شدن' تفسیر کند.
این مشکل زمانی بدتر می‌شود که احساس می‌کنید نمی‌توانید به همسر خود اعتماد کنید یا ضربه‌هایی را در رابطه تجربه کرده‌اید.
مهم است که در این شرایط به دنبال حمایت عاطفی باشید و روی بهبود ارتباط با همسر خود کار کنید.
مشاوره زوجین می‌تواند به شما کمک کند تا احساسات خود را درک کرده و به حل تعارض‌ها بپردازید.
فعالیت‌هایی مانند ورزش مشترک، مسافرت یا داشتن تفریحات مشترک نیز می‌تواند به بازیابی شادی و جوانی در زندگی کمک کند.