سلام وقت بخیر۲۳سالمه همسرم۳۰ ما۴ساله ازدواج کردیم داخل یک سال اول همسرم خوب بود اما بعدش کنترل گریاش شروع شد تهدیدهاش که اگر چیزی ک من میگم انجام ندی اینجور میکنم حق نداری خونه بیای به حدی رسیده که من حتی نمیتونم تصمیم بگیرم ک کجا برم کجا نرم الانم اومده بودم دیدنی خونه مادرم ایشون خونه بود بحث راه انداخته میگه دیگه خونه نیا رنگتو نبینم موندم چیکار کنم چ کاری درسته موندن یا این ک خودم برم
11 بهمن 1404
پاسخ پزشکان
0
سلام. زندگی مشترک یعنی هردو به اندازه ی هم سهم دارن توی تصمیم گیریها. بهتره با همسرتون به زوج درمانگر مراجعه کنید و اگه ایشون برای مراجعه راضی نشدن خودتون تنهایی مراجعه کتید تا بتونید کمک بگیرید.
سلام گفتید سال اول خوب بودن، ایا اتفاقی افتاده در این سه سال که باعث شده رفتار ایشون تغییر کنه؟ رابطتون در یک سال اول و این سه سال بعد به چه شکل بوده ؟ ایا ازدواجتون بر پایه روابط دوستانه بوده یا سنتی ؟ ایا در دوران آشنایی یا عقد رابطه خوبی داشتید ؟ در دوران آشنایی در مورد خط قرمزها و ارزشهاتون صحبت کردید ؟ نیاز به مراجعه به روانشناس دارید
سلام حرفی که زدی خیلی جدی و مهم است و قبل از هر چیز باید بگویم آنچه تو توصیف میکنی «اختلاف معمول زناشویی» نیست، بلکه الگوی کنترلگری، تهدید و محدود کردن آزادی است. در زوجدرمانی ما این رفتارها را نشانهی رابطهی ناسالم میدانیم، نه نشانهی عشق یا غیرت. اینکه در سال اول همهچیز خوب بوده و بعد کمکم کنترل، تهدید و دستور دادن شروع شده، الگوی شناختهشدهای دارد. معمولا وقتی طرف مقابل احساس میکند میتواند اختیار تصمیمگیری، رفتوآمد و حتی بودن یا نبودن تو را کنترل کند، این رفتارها تشدید میشود. جملههایی مثل «حق نداری بیای خونه»، «اگر فلان کار رو نکنی اینکار رو میکنم» یا «تصمیمگیری از تو گرفته میشود» خط قرمز رابطه سالم هستند. الان سوال اصلی تو این است که «بمانم یا بروم؟» در این مرحله پاسخ حرفهای این نیست که فورا بگویم طلاق بگیر یا حتما بمان. اما یک نکته خیلی روشن است: تو نباید تحت تهدید و ترس تصمیم بگیری. هر تصمیمی که از ترس گرفته شود، معمولا به ضرر تو تمام میشود. در قدم اول، امنیت روانی تو مهمتر از هر چیز است. اگر الان در خانهی مادرت هستی و تهدید میشوی که «برنگرد»، عجله نکن برای برگشتن فقط برای اینکه دعوا نخوابد. این کار پیام اشتباهی میدهد که با تهدید میشود تو را کنترل کرد. فعلا در جای امن بمان، آرام شو و وارد بحث تلفنی یا پیامهای طولانی نشو. قدم بعدی این است که بدانی تو مسئول اصلاح این رفتارها نیستی. کنترلگری و تهدید اگر درمان نشود، معمولا بدتر میشود نه بهتر. شرط ادامهی این زندگی باید روشن باشد: مراجعهی جدی همسرت به روانشناس یا زوجدرمانگر و پذیرش مسئولیت رفتارش. بدون این شرط، ماندن معمولا به فرسودگی، ترس مزمن و از بین رفتن عزتنفس تو منجر میشود. اگر همسرت حاضر به گفتوگوی سالم، بدون تهدید و با حضور درمانگر نیست، آنوقت باید واقعبینانه به آینده نگاه کنی. رابطهای که در آن اجازهی تصمیمگیری، رفتوآمد و ارتباط با خانواده از تو گرفته میشود، بهمرور تو را از خودت خالی میکند. در این مقطع، توصیهی حرفهای این است که فعلا برنگردی تحت فشار، حمایت خانوادهات را داشته باشی و حتما به صورت حضوری با یک زوجدرمانگر یا روانپزشک مشورت کنی تا بر اساس شرایط واقعی زندگیات، تصمیمی گرفته شود که به سلامت روانت آسیب نزند. تو حق داری امنیت، احترام و اختیار داشته باشی، حتی در زندگی مشترک.
سلام مسئله شما کنترل گری ایشان نوعی جنگ قدرت دارین شما احتمالا به. صمیمیت هم آسیب بزند و ایجاد محدویت غیر ضرور داشته باشید به زوج درمانی و روانشناسمراجعه کنید تا ارزیابی و راهکار پیدا گردد
سلام و درود خدمت شما زندگی مشترک یعنی باید در مورد کارهایی که انجام میدهید به همسرتون هم اطلاع دهید اگر با مشورت و اطلاع رسانی به ایشون یعنی یک جور توافق کردن باهم انجام میشود با ایشون وارد مذاکره و گفت وجود بشوید و از احساسهای خودتون در مورد نیاز هاتون بگید به طور مثال: وقتی من میرم دیدن مادرم احساس آرامش و شادی بیشتری برای زندگیمون و تو دارم حتما به مشاوره زوج درمانگر مراجعه شود
سلام، با توجه به اینکه سال اول رفتارهاش خوب بوده، باید دید چه چیزی باعث شده رفتارهاش تغییر کنه، و تبدیل به کنترل گری و خشم و اینها شده، برای بررسی دقیق و کمک به بهبود شرایط سعی کنید تو شرایطی که آرام تر هست و شنونده احساسات و حرفهای شما هست، با ایشون صحبت کنی، درباره احساساتی که تجربه میکنی بگی و ازش بخوای که هردو با هم به زوج درمانگر مراجعه کنید، هم مسائل بینتون عنوان بشه و هم با یادگیری مهارت ارتباط موثر، حل تعارض و مهارتهای دیگه رابطه به روزهای خوبش برگرده
با سلام بهتر است در ابتدا با ایشان به صورت دوستانه صحبت کنید که رفتارهایش موجب موجب ترس و اضطراب در شما میشود اگر که مجددا شما را کنترل یا تهدید کرد، برای مشاوره به زوج درمانگر ابتدا خودتان مراجعه کنید
سلام و احترام ببین گلم این تصمیمی نیست که یک شبه گرفته بشه، چیزی که الان اهمیت داره امنیت تو هست، فعلا در جای امن خونه پدرت بمون تا خشمش فروکش کنه و بتونید باهم مذاکره کنید قبل از هر چیزی دو سوال رو پاسخ بده اینکه ایا همسرت شرایط و روحیه تغییر داره؟ و دوم چقد در کنارش احساس امنیت روانی و استفلال داری برای مشاوره تخصصی حتما به زوج درمانگر بالینی مراجعه بفرمایید
سلام. دوست عزیز ؛ وضعیت شما نشانه خشونت روانی و کنترل شدید همسر است. در چنین شرایطی اولویت حفظ امنیت جسمی و روانی شماست. اگر احساس میکنید تهدید یا آسیب وجود دارد، از خانواده برای بازگشت مطمئن کمک بگیرید. ضمنا مشاوره روان درمانی فردی برای حمایت و تصمیم گیریهای بعدی ضروری است تا بتوانید مرزهای سالم و گزینههای ایمن برای خودتان را مشخص کنید.
در مواجهه با این نوع رفتارها در زندگی مشترک، از جمله کنترل شدید و تهدید به ترک خانه، مهم است که در ابتدا سلامت روان و فیزیکی خود را در اولویت قرار دهید. شرایط توصیف شده میتواند نشانههایی از آزار خانگی باشد که نیازمند توجه جدی و درمانگری است. بسیار مهم است که با یک مشاور یا روانشناسمشورت کنید تا بتوانید از حمایت عاطفی و مشورت تخصصی بهرهمند شوید. علاوه بر این، مشورت با یک و کیل یا مراجعه به مراکز حمایت از قربانیان خشونت خانگی میتواند گزینههای قانونی و حمایتی را برای شما روشن کند. در نهایت، تصمیمگیری برای ماندن یا ترک رابطه باید بر اساس امنیت و رفاه شخصی شما صورت پذیرد.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.
پاسخهای این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید.