درمان غم و اندوه: چگونه با از دست دادن عزیزان کنار بیاییم؟

سلام شوهرم سه سال بعد از ازدواجمون فوت کرد و الان یکسال و دوماه از فوتش میگذره.من نه میتونم و نه میخوام قبول کنم نبودش رو و هر روز باهم حرف میزنیم،غذاهای مورد علاقش رو درست میکنم ،به سلیقه اون لباس میپوشم،با هم فیلم میبینیم و در کل باهم زندگی میکنیم.خانوادم میگن این رفتارات طبیعی نیست.اصلا من دیوونه چرا دست از سرم برنمیدارن؟چطوری بفهمونم من از زندگیم راضیم و اصلا میخوام غیرطبیعی باشم؟
14 بهمن 1404 آخرین بروزرسانی: 15 بهمن 1404

پاسخ پزشکان

خلاصه پاسخ پزشک بازبینی‌شده توسط پزشک تأییدشده
سلام عزیزم زور نیست ، اجباری هم در کار نیست اما شما در مرحله ی انکار موندین و زندگی برای شما متوقف شده ، همراه خانواده به یک مشاور خانواده خوب مراجعه کنید
— نجمه فراشیانی، روانشناس و مشاور مشاهده پاسخ کامل
1
سلام.
برای. مشاوره. به روانشناس.
مراجعه. کنین. خانواده برای شما نگران هستن
0
سلام
عزیزم زور نیست ، اجباری هم در کار نیست اما شما در مرحله ی انکار موندین و زندگی برای شما متوقف شده ، همراه خانواده به یک مشاور خانواده خوب مراجعه کنید
0
وقت شما بخیر، شما هنوز تو مرحله سوگ موندین، درسته که شما از وضع موجود احتمالا راضی هستی اما خانواده شما بهتون اهمیت میدن و نگران شما هستن.
بنظر شما همسر مرحومت از نپذیرفتن واقعیت توسط شما راضی هست؟
0
سلام
خانم وقت بخیر فقدان خصوصا فردی عزیزی که دلبستگی بعه او دارید رنج اون فقدان در زندگیت اثر گذار شده و تا اینجا طبیعی است
اما نکته اینه که به هر حال مرگ و فقدان در زندگی همه هست و زمانش هم در کنترل هیچکس نیست
ما بایستی برگردیم به زندگی برای برگشتن ما باید با سوگ و فقدان مواجه شویم مثلا عکسی داره نگاه کنید بر سر مزار ایشان بروید یاداشتی ، کتابی داره ببینید هدف اینه شما با سوگ مواجه شوید اما اگر لباس پوشیدن و غذا خوردن به معنای فرار از مواجه باشد که احتمالا اینطوریه نوعی انکار مرگ ایشان به حساب میاد که واقعیت ندارد آنچکه واقعیت دارد فقدان ایشان است و شما باید ابن مسئله را بپذیرید و مواجه شوید
به روانشناس مراجعه کنید تا کمک دریافت کنید
0
فقدانی که تجربه کرده ای بسیار عمیق است.
از دست دادن همسر، آن هم بعد از فقط چند سال زندگی مشترک، یکی از سخت ترین سوگ هایی است که یک انسان می تواند تحمل کند.
معمولا خانواده وقتی نگران می شوند که احساس کنند تو داری خودت را از زندگی محروم میکنی، نه اینکه فکر کنند دیوانه ای.
نگرانی شان اغلب از سر محبت است، حتی اگر شیوه بیانشان آزار دهنده باشد.
وفادار ماندن به همسرت به معنی متوقف کردن زندگی خودت نیست.
عشق سالم معمولا در نهایت به این نقطه می رسد:
او را با خودم حمل میکنم، اما دوباره زندگی هم می کنم.
اگر همسرت الان می توانست تو را ببیند، فکر میکنی دوست داشت همچنان فقط با خاطره او زندگی کنی، یا آرام آرام دوباره شادی و جریان زندگی را تجربه کنی؟ صحبت کردن با درمانگر سوگ میتواند کمک کننده باشد.
0
سلام.
از دست دادن همسر اونم در اوایل ازدواج طبعا فشار روانی زیادی رو برای افراد ایجاد میکند.
بهضیها بنا به ویژگیهای شخصیتی و روانی راحتتر و در طول زمان کمتری با این موضوع کنار میان بعضی ها نیاز به زمان بیشتری دارند و حتما نیاز هست یک درمانگر کنارشون باشد که این دوران را با آسیب روانی کمتری طی کنند.
آنچه در مورد شماست این است که به نظر میاد عدم پذیرش واقعیت برای شما آرامش موقت ایجاد کرده و میخواهید این وضعیت حفظ بشه ولی ممکنه در کارکردهای شخصی و روزمره شما اختلال ایجاد کنه .احتمالا پذیرش این موضوع برای شما احساس ناامنی روانی ایجاد کنه و تخیل به عنوان یک مکانیسم دفاعی عمل کنه که جلو اضطرابتون رو بگیره.
بهتره جهت بررسی دقیقتر به روانشناس مراجعه کنید.
پیروز باشید
0
سلام
. بابت سوگی که تجربه میکنید متاسف شدم ، رفتار شما نشان میده چقدر ازدست دادن همسرتون برای شما سخت و ناباورپذیر بوده ، با شما موافقم که هیچکس نباید و قرار نیست شما رو مجبور به کاری کنه ، و گاهی دیگران ممکن از سر نگرانی رفتارهایی داشته باشند که برای شما آزاردهنده باشه ، بهتره بدونید این میزان از انزوا و خیالپردازی در درازمدت میتونه آسیب های جدی به شما بزن .
0
سوگ هر فرد مسیر خودش را دارد، اما ادامه زندگی بهصورت ارتباط زنده با فرد فوتشده بعد از یک سال میتواند نشانه «سوگ پیچیده» باشد. دیوانگی نیست، ولی برای سلامت روانت نیاز به کمک تخصصی داری.
مراجعه به رواندرمانگر حمایتگرانه توصیه میشود.
0
سلام
متوجه عمق دلتنگی و فشاری که تحمل میکنید هستم.
از نظر علمی و روانشناختی، وضعیت شما را میتوان اینگونه تحلیل کرد:
*سوگ ابراز نشده و مکانیسم دفاعی:* از دست دادن همسر پس از مدت کوتاهی از ازدواج، تروما (ضربه روحی) سنگینی است.
آنچه تجربه میکنید در روانشناسی «انکار فعال» نامیده میشود؛ مغز برای محافظت از شما در برابر درد غیرقابل تحمل واقعیت، یک «واقعیت موازی» ساخته است تا از فروپاشی پیشگیری کند.
*اختلال سوگ طولانیمدت :* وقتی پس از گذشت بیش از یک سال، فرد همچنان در جزئیات روزمره چنان رفتار میکند که گویی متوفی حضور فیزیکی دارد، از نظر علمی «سوگ پیچیده یا مزمن» تلقی میشود.
در این حالت، بخش پاداش در مغز هنوز به حضور فرد وابسته است و پذیرش نبود او را به عنوان یک تهدید حیاتی میبیند.
3 *تفاوت نگاه شما و خانواده:* رضایت شما در این دنیای خیالی، یک تسکین موقت است، اما خانواده نگران «گسست از واقعیت» هستند. از دید علمی، سلامت روان بر پایه «انطباق با واقعیت» تعریف میشود و اصرار بر ادامه این وضعیت میتواند در بلندمدت مانع از ترمیم بافتهای عصبی مرتبط با سازگاری شود.
احساسات شما کاملا معتبر و برخاسته از عشق است، اما برای اینکه این فشار روانی و تداخل افکار بهبود یابد، ضروری است با یک *متخصص روانشناسی بالینی (سوگدرمانگر)* صحبت کنید.
هدف، فراموش کردن همسرتان نیست، بلکه تبدیل این «حضور فیزیکی خیالی» به یک «یادبود درونی آرامبخش» است تا زندگی شما از بنبست خارج شود.
اگر احساس میکنید این فشارها به مرحلهای رسیده که کنترل آن سخت شده، حتما از یک متخصص یا مرکز مشاوره کمک بگیرید تا در فضایی بدون قضاوت، این تروما را برونریزی کنید.
0
سلام.
عزیزم بینش و آگاهی شما درباره مرگ همسر و رفتار کردن براساس تصورات ذهنی نشانگر سلامت روان است،*لیکن تحمل فقدان همسر و ادامه زندگی بدون او برای شما غیر قابل تحمل است.
لازم است علل و ترمیم و افزایش ظرفیت تحمل از طریق جلسات روان تحلیلی مورد ارزیابی و درمان قرار گیرد.
0
سلام
عزیزم متاسفم از غمی که شما رو سوگوار کرده ،عدم همدلی و درک شاید در حال حاضر چیزی باشه که شما رو آزار میده ،برای شنیده شدن و همدلی و گذر از سوگ با روانشناس در ارتباط باشید
0
با سلام
، در اینکه شما سوگ را تجربه کرده اید هیچ شکی نیست امامسئله اینجاست که سوگ مدتهاست برای شما تمام شده ! پس رفتارهایتان برای چیست ؟ شما فردی هستید که دوست دارد جلب توجه کرده مطرح شوددیده شود وهمه درباره اش حرف بزنند واین خیلی برای شما مهم است فوت همسرتان فزصت کافی برای این کار را به شما داد در آعاز وقتی شروع به غذا پختن برای همسر مرحومتان کردید این کار به شما تسلی میدلد اما وقتی اطرافیان دیدند وشروع به دلسوزی برای شما کرده واین کارتان نقل مجالس شد ؛ روان نیازمتد توجه تان به شما گفت بهترین فرصت است وشمایی که میخواستید پرونده هنسرتان را ببتدید ؛ این کار را نکردید وادامه دادید ونگرانی اطرافیان برایتان لذت بخش بود پس ادامه دادید حتی الان هم که سئوالتان را در سایت گذاشته اید دنبال درمان نیستید ! میگوئید که دیوانه هستید یعنی دیوانگی برایتان چون باعث جلب توجه مبشود وبه عاقل کمتر از دیوانه نگاه میشود دوست دارید ! کمک نمیخواهید بلگه بیان میکنید که ما به اطرافیانتان بگوئیم با شما کاری نداشته باشند . شما احتمالا دچار احساس حقارت یا اختلال شخصیت نمایشی هستید .توجه اطرافیان باعث تقویت رفتارتان شده ومیل به ادامه را در شما بیشتر کرده اگر اطرافیانتان به رفتارتان وکارهایتان در این خصوص اهمیتی نداده حرفی نزده وکاری نکنند به احتمال زیاد رفتارتان خاموش میشود شما این کار را به خاطر منافعی که انجامش برایتان دارد انجام میدهد ووقتی منفعت یا سود بعدی شما از بین برود رفتار شما خاموش شده ولی نیاز به درمان احساس حقارت یا اختلال شخصیت نمایشی که شاید داشته باشید هنوز هست
0
بهشدت توصیه میکنم با رواندرمانگر متخصص سوگ (grief therapy) صحبت کنی؛ این درمان برای فراموشکردن نیست، برای ادامهدادن زندگی با حفظ پیوند عاطفی سالمه.
0
با سلام
سوگ شما پیچیده شده است.
حتما به روانشناس برای درمان سوگ مراجعه داشته باشید.
0
سلام
دوست عزیز؛
رفتار شما در مواجهه با غم و فقدان همسر طبیعی است و هر کسی زمان و سبک خاصی برای کنار آمدن با سوگ دارد
نیاز به دفاع و یا نگرانی از قضاوت دیگران نیست ولی در ادامه این روش زندگی ممکن است بتدریج با اضطراب شدید یا اختلال در عملکرد روزانه همراه شود، پس ضروری لست که برلی گذار از مرحله سوگ کمک حرفه ای دریافت کنید.
مراجعه به روانشناس و شروع روان درمانی به شما کمک می کند آرامش و پذیرش واقعی را بدون فشار اجتماعی پیدا کنید

پاسخ هوش مصنوعی دکترهَست

احساس غم و اندوه پس از از دست دادن یک عزیز طبیعی است و هر فردی به شیوه‌ای منحصر به فرد به آن پاسخ می‌دهد.
رفتارهایی که شما توصیف کرده‌اید، مانند برقراری ارتباط مداوم با حضور غیبی شوهرتان، ممکن است بخشی از فرآیند غم‌خواری شما باشند، اما در صورتی که این رفتارها باعث شود که از واقعیت دور شوید یا باعث ناراحتی شما شود، استفاده از مشاوره می‌تواند به شما کمک کند.
درمان‌های رفتاری
- شناختی (CBT) و گروه‌های حمایتی ممکن است روش‌های مفیدی برای کمک به شما در پردازش این دوران باشند.
توصیه می‌شود با یک روانشناس یا مشاور متخصص در امور غم و اندوه مشورت کنید تا بتوانید احساسات خود را درک کنید و راه‌های سالم‌تری برای مواجهه با این دوران پیدا کنید.

این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.

پاسخ‌های این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید. هویت و پروانه طبابت پزشکان پاسخ‌دهنده از سازمان نظام پزشکی استعلام شده است — فرآیند تأیید هویت پزشکان.