پیشرفت علم پزشکی در اعصاب و روان؟

با سلام.جهت افراد افسرده در اولین اقدام دارو تجویز میشود. ولی متاسفانه دارو پس از مدتی اثر خود را از دست داده و به ناچار یا با افزایش دوز یا جایگزین داروی دیگر مواجه هستیم افزایش دوز نیز موقتی است و به جایی میرسیم که باید مشتی قرص بخوریم .آیا قبول دارید علم پزشکی در حوزه اعصاب و روان پیشرفت قابل توجهی نداشته؟واقعا ما بیماران باید چه کنیم؟تغییر سبک زندگی در این شرایط نشدنی است
0
سلام
وقت بخیر، آیا فردی که فشار خون بالا و دیابت دارد می‌تواند بعد از مدتی، دیگر دارو مصرف نکند؟ در مورد خیلی از بیماری‌ها فرد ممکن است تا آخر عمر نیاز به دارو داشته باشد.
اختلالات روانپزشکی شدت مختلفی دارند.
گاهی فرد با مصرف دارو بصورت کوتاه مدت درمان می‌گردد و گاهی نیاز به چند سال دارو هست و گاهی حتی تا آخر عمر.
اگر در کنار دارو جلسات روانشناسی و ورزش بصورت منظم انجام شود و فرد از طرف خانواده و جامعه مورد حمایت قرار گیرد، احتمال عود اختلال کمتر می‌شود.
به فاکتور‌های متعددی بستگی دارد.
0
سلام
بهتر است برای اثر بخشی بیشتر دارو از تکنیک‌های شناختی رفتاری توسط مراجعه به روانشناس بهره بگیرید
0
سلام.
دوست عزیز دارودرمانی بعد زیستی افسردگی را درمان می کند.
ابعاد فکری، هیجانی، رفتاری و موقعیتی توسط رویکرد‌های روان درمانی مورد ارزیابیودرمان قرار می‌گیرد.
مثال بایستی همش دارو بخورم، این وضعیت قابل تحمل نیست.
نشانگر باور‌های افسردگی زا و رفتاری انفعالی و درماندگی در مقابل حالت‌های افسردگی می باشد.
به عبارتی شما مطابق با خلق و افکار افسردگی رفتار می کنید.
حالم بده و حوصله ندارم.
فردا کارهامو انجام میدم.
نشانگر تسلیم شدن در حالت‌های افسردگی و رفتار‌های اجتنابی و کنارگیری می باشد.
حال برعکس خلق منفی و افکارتون رفتار کنید.
درگیرشدن در فعالیت‌های لذت بخش و کار‌های روزمره باعث افزایش خلق و افکار مثبت می شود.
جلسات روان درمانی را برای تثبیت حال خوب و افکار مثبت و رفتار‌های گرایشی تجربه کنید
0
مسئه ای مثل افسردگی فقط با دارو کنترل نمی‌شود لازمه در کنار دارو از روان درمانی هم کمک دریافت کنید تا باور‌های افسرده ساز شناسایی شود و در جهت تغییر ان باور‌ها گام بردارید .
0
سلام
و ادب
در ارتباط با سوال شما لازم به ذکر است که پیشرفت‌های قابل توجهی در ارتباط با دارو‌های اعصاب روان در طی سال‌های اخیر انفاق افتاده و در این زمینه تحقیقات گسترده ای انجام پذیرفته اما نکته حائز اهمیت این هست که دارو درمانی تنها بخشی از درمان اختلالات روانی است و جهت درمان قطعی فرد با مراجعه به متخصصین روانشناسی بالینی و طی جلسات رواندرمانی یا سایر روش‌های درمان روانشناختی به بهبودی کامل دست خواهد یافت در این زمینه در کنار شما هستیم تا بتوانیم به بهبودی هر چه بیشترتان کمک کنیم.
0
سلام
. تاثیرات دارو فقط در بعد زیستی اختلال کمک می کند و در افراد مختلف با علل زمینه ای اختلال تاثیرات متفاوتی می گذارد به عنوان مثال کسب اختلالش بیشتر با شرایط محیطی یا تروما ایجاد شده و جنبه اجتماعی دارد تاثیر زیادی نمی گذارد حتی در مورد کسانی که زمینه زیستی و ارثی اختلال را دارند دارو در تعدیل هیجان و تنظیم سطوح هورمون‌ها و نوروترنسمیتر‌ها نقش دارد و برای شروع خصوصا در نوع شدید آن اختلال موثر است ولی در ادامه رواندرمانی کار را تمام می کند و به مرور نیازتون به دارو رو کاهش می‌دهد و ممکن است اگر درمانتون خوب پیش بره به دارو نیاز نداشته باشید ولی در مورد کسانی که به هر دلیل از رواندرمانی استفاده نمی‌کنند دارو و روش‌های غیر تهاجمی مثل rtms و نوروفیدبک تا حدودی موثر خواهد بود.
پیروز باشید
0
درود بر شما،
پیشرفت در حوزه افسردگی قابل تامل هست، مساله اینجاست که تنها با مصرف دارو، افسردگی قابل مدیریت نیست و حتما باید از مشاوره‌های روانشناسی استفاده کنید
0
در حوزه اعصاب و روان، پیشرفت‌ها محدود به دارودرمانی نمانده و شامل رواندرمانی‌های مبتنی بر شواهد، تحریک مغزی غیرتهاجمی، درمان‌های ترکیبی و پزشکی فردمحور شده است.
مشکل اغلب در اجرای ناقص درمان جامع است، نه فقدان پیشرفت علمی.
اینستاگرام: rastak.brainclinic
0
این تجربه بسیاری از بیماران افسرده است، اما به معنای «عدم پیشرفت» علم روانپزشکی نیست.
افسردگی یک اختلال پیچیده زیستی روانی اجتماعی است و دارو بهتن‌هایی معمولا کافی نیست.
کاهش اثر دارو بیشتر به دلیل مزمنشدن بیماری، استرس‌های پایدار و درمان تکبعدی رخ می‌دهد، نه ناتوانی کامل علم پزشکی.
راه مؤثر، درمان ترکیبی است: دارو در کنار رواندرمانی علمی، مداخلات غیر دارویی و تنظیم واقعبینانه سبک زندگی به شکل حداقلی.
مسئولیت درمان نباید فقط بر دوش دارو یا بیمار گذاشته شود مسیر درمان، چندبعدی و تدریجی است.
0
سلام
. دوست عزیز سؤال شما قابل درک و تجربه بسیاری از بیماران است، اما مسئله عدم پیشرفت علم نیست؛ بلکه مصرف دارو به تن‌هایی برای درمان مشکلات روانشناختی کافی نیست .زیرا دارو‌ها فقط علائم را می دهند و درمان کننده قطعی نیستند.
چون قادر به درمان ریشه ای و پایدار افسردگی نیستند .، به همین دلیل با گذر زمان نیاز به تغییر یا افزایش دوز پیدا می شود.
پیشرفت واقعی درمان افسردگی از طریق روان درمانی است، چون فقط روان درمانی می‌تواند الگو‌های فکری، هیجانی و زیستی نگه دارنده افسردگی را تغییر دهد.
بدون روان درمانی، بیمار ناچار به چرخش بین دارو‌ها می شود . دوست عزیز درمان موفق افسردگی مستلزم روان درمانی همزمان با دارو درمانی است.
0
با سلام
متاسفانه پیشرفت نسبت به گذشته بهتر شده اما اکنون نه
دارو براساس شرایط وو ضعیت روانی بیمار تجویز می‌شود ممکن شرایط بیمار تغییر کند دارو نیز باید تغییر کندو از طرفی درمان شما ترکیبی از دارو و مداخلات روان شناختی می‌باشد و نیز گاهی افسردگی‌ها مزمن و گاهی نشانه‌های از اختلال دیگر می‌باشد
0
سلام
بله می فهمم که این موضوع شما را نگران کرده اما درمان قطعی مسایل روحی با رواندرمانی و مراجعه با روانشناس امکان پذیر است و دارو در موارد شدید کمک کننده است درمان قطعی نیست.
0
سلام
و ادب
دارو درمانی به تن‌هایی تاثیری در درمان قطعی بیماری‌های روانی نداشته و کنار مصرف دارو باید جلسات رواندرمانی، طرحواره درمانی و یا روش‌های درمان روانشناختی انجام پذیرد
0
سلام
مطالبی که اشاره کردید در همه موارد افسردگی رخ نمی دهد.
خیلی از بیماری‌های مزمن مانند فشار خون و دیابت و مشکلات قلبی یا روماتیسمی هم نیازمند درمان دارویی و مراجعه مکرر به پزشک هستند.
از این لحاظ فرقی میان روانپزشکی با بقیه رشته‌ها وجودی ندارد.
علم روانپزشکی یک علم رو به رشد و مدرن است.
0
سلام
اینکه اگاهی که پیدا کردید بسیار ارزشمنده نکته مهم در درمان اختلالات روانشناختی مثل افسردگی ترکیب دارودرمانی و روان درمانی با هم هست و اگر روان درمانی انجام نشه دارو به تن‌هایی اثربخش نیست و کافی هم نیست، در درمان افسردگی بله خط اول درمان دارو است و اتفاقا در همراهی با رواندرمانی بسیار کارایی داره اما اینکه صرفا دارو مصرف بشه به مرور استانه تحمل تغییر میکنه و نمی‌تونه پاسخگو باشه، رواندرمانگر با افکار، باور‌ها و نگرش مراجع وارد چالش می‌شه و به مرور با تکنیک‌های مناسب باور‌های شما تغییر خواهد کرد و حال بهتری رو تجربه می‌کنید و دارو درمانی هم به مرور کم خواهد شد، درمان افسردگی نیاز به زمان و پیگیری داره و کار راحتی نیست به ویژه برای مراجع، چون این باور اغلب افسردگیهاست،، خوب دارو هم خوردی رواندرمانی هم رفتی آخرش که چی،، و ناامیدی مهم‌ترین و سخت‌ترین احساس مراجع در افسردگی، پس از درمان ناامید نشید و ادامه بدید و به افکار ناشی از افسردگی دامن نزنید چون مانع درمان شما خواهند شد
-1
سلام
در زمینه افسردگی، واقعیت این است که علم پزشکی پیشرفت‌های قابل توجهی داشته اما محدودیت‌هایی نیز وجود دارد:
* دارو‌های ضدافسردگی در بسیاری از بیماران مؤثرند، اما نه همیشه کامل و دائمی؛ پاسخ به دارو بسیار فردی است و برخی افراد نیاز به تغییر دارو یا دوز دارند.
* علم روانپزشکی علاوه بر دارو، رویکرد‌های ترکیبی شامل رواندرمانی، حمایت اجتماعی، ورزش، تغذیه و مدیریت خواب را توصیه می‌کند، چون افسردگی یک بیماری متابولیک و عصبی-شیمیایی پیچیده است.
اگر تغییر سبک زندگی برای شما دشوار است، گزینه‌ها شامل:
* پشتیبانی مستمر روانپزشک یا روانشناس برای مدیریت دارو و علائم
* درمان‌های تکمیلی یا نوین مثل تحریک مغناطیسی (TMS) یا درمان نوروفیدبک
* تمرکز بر اقدامات کوچک و قابل اجرا مثل رعایت خواب منظم یا یک فعالیت کوتاه روزانه
در مجموع، درمان افسردگی غالبا ترکیبی و شخصیسازی شده است و با همراهی تیم درمان می‌توان بهترین تعادل بین دارو و کیفیت زندگی را پیدا کرد.
اگر بخواهید، می‌توانم یک راهنمای عملی برای بیماران با افسردگی مقاوم به دارو آماده کنم که تمرکز روی روش‌های قابل اجرا و بدون فشار سبک زندگی داشته باشد.
آیا مایلید این کار را انجام بدهم؟
هوش مصنوعی دکترهَست هوش مصنوعی ممکن است درک کاملی نداشته باشد؛ نظر پزشک اولویت دارد.
پیشرفت‌های علمی در حوزه اعصاب و روان، به ویژه در درمان افسردگی، بسیار چشمگیر بوده است.
از جمله این پیشرفت‌ها می‌توان به توسعه دارو‌های جدید با کمترین عوارض جانبی، استفاده از روش‌های نوین مانند تحریک مغناطیسی مغز (TMS) و درمان‌های پلاسمایی ژنی اشاره کرد.
این روش‌ها به کاهش و ابستگی به دارو‌های سنتی کمک می‌کنند و می‌توانند اثربخشی بلندمدت‌تری داشته باشند.
مهم است که با یک متخصص اعصاب و روان مشورت کرده و در مورد بهترین گزینه‌های درمانی فردی بحث کنید.
تغییر در سبک زندگی، هرچند دشوار، می‌تواند به کاهش علائم کمک کند.
مشاوره، ورزش منظم، تغذیه مناسب و تکنیک‌های مدیریت استرس مانند مراقبه و یوگا نیز موثر هستند.