سلام،از وقتی جنگ شروع شده استرس دارم، حالم خوب نیست،نمی تونم غذا بخورم،پرخاشگر شدم غم عجیبی دارم،مدام نگران عزیزام هستم از تنها گذاشتن مادرم وحشت دارم، احساس میکنم یه وزنه ی سنگین داره به مغزم فشار میاره،کوچکترین صدا قلبمو به طپش میندازه، تبدیل شدم به آدمی که بی حوصله س و ناخودآگاه زل میزنه به یه نقطه،کمکم کنید فقط نگید اخبارو کم کن،نفس عمیق بکش و ورزش کن اینارو می دونم؟
3 تیر 1404
پاسخ پزشکان
0
سلام و وقت بخیر. حتماحتما با پزشک متخصص در ارتباط بوده و از ایشون نظر بگیرید. آرامش خودتونو حفظ کنید. با صبر و حوصله همه چیز درست میشه. ورزش فراموش نشه. گفتگو با دوستان و. یا حق
سلام حتما به روانپزشکمراجعه کنید. روان درمانی هم خیلی کمک کننده هست. در این شرایط بحران داشتن این احساسات طبیعی هست اما نباید اجازه بدید تداوم داشته باشن
با سلام روی چیزهایی که در کنترل خودتان است تمرکز کنید. ممکن است نتوانید شرایط بیرونی را کنترل کنید اما می توانید رفتار، واکنش و فکر خودتان را مدیریت کنید. با خانواده و دوستانتان حرف بزنید و در ارتباط باشید. کارهای کوچک مفید انجام دهید. و حتما به روانشناس یا روانپزشکمراجعه کنید.
احساساتی که داری تجربهشون میکنی، کاملا طبیعی هستن. تو درد رو حس میکنی، چون هنوز انسانی. روانت داره به اتفاقات بیرونی واکنش نشون میده، و این یعنی سالمی، نه ضعیف. در چنین شرایطی، تنها چیزی که میتونه کمی از سنگینی این درد کم کنه، روابط امن با ادمهاست. سعی کن هر روز حتی چند دقیقه با فردی که درکت میکنه و شنوندهی واقعی احساساته، حرف بزنی. نه کسی که بخواد نصیحت کنه، فقط کسی که باشه. همچنین، برای بیرون اومدن از حس درماندگی، هر روز حتی یک کار کوچیک برای خودت یا اطرافیانت انجام بده. کاری که بهت این پیامو بده: من هنوز اثرگذارم، هنوز میتونم.
درود برشما. دوست عزیز بپذیریم در زندگی واقعیتهای ناخوشایندی مانند چنگ بیماری، تصادفات، مرگ و شکست و جدایی وجود دارد که قابل پیش بینی و کنترل کردن نیست. در واقعیت پراسترس خسارت ناشی ار جنگ که قابل پیش بینی و کنترل کردن نیست و همه ما در آن تجربه مشترک داریم بایستی تحمل کنیم و با تحمل و صبوری کردن اضطراب کمتر می شوددرعین حال با حمایتهای همدلانه، دلسوزانه و مراقبت از یکدیگر پاسخگو باشیم. ادامه دادن به روال زندگی و سرگرم شدن به فعالیتهای روزمره به مغز پیام عادی بودن و آرامش را انتقال می دهد. پس زندگی کوتاه یا طولانی بودنش ادامه خواهد داشت. درلحظات حال کنار هم باشیم. نکته مهمتر بسیاری از حشرات مدت زندگیشان ده روز یا کمی بیشتر است. با پذیرش واقعیت به زندگیشان ادامه میدهند. مهم زندگی کردن در زمان حال و اکنون است که چطور از ثانیههای زندگیت برای خود و عزیزانت درآرامش و لذت بردن استفاده کنید.
سلام دوست عزیز؛ نشانههایی که تجربه میکنید، واکنش طبیعی روان به استرس شدید و تجربههای اضطرابی پس از بحران است، اما وقتی این علائم ماندگار و شدید میشوند، نیاز به رواندرمانی حرفهای پیدا میکنند. مراجعه به روانشناس برای شما ضروری است، چون رواندرمانگر میتواند کمک کند افکار فاجعهساز، احساس بیپناهی، و ترسهای عمیقتان را در محیطی امن و علمی پردازش کنید. رواندرمانی فقط شنیدن نیست؛ فرآیندی فعال و تخصصی است برای رهایی از فشار روانی و بازسازی آرامش درونی. شما لازم نیست این سنگینی را تنهایی تحمل کنید. درمان علمی یعنی بازگشت به تعادل و بازیابی توان روانی برای زندگی.
سلام راهکارهایی رو که اشاره کردید راهکارهای مفیدی هستن که برای کاهش اضطراب در همه جای دنیا توصیه میکنن مهم اینه که انجام بشه هر راهکار دیگه ای هم به شماداده بشه اگر انجام ندید در حد بک توصیه باقی خواهد ماند سعی کنید به روتین روزانه خودتو ن برگردید و کارهایی رو هم که تمایل داشتید انجام بدید الان وقت انجامش هست یعنی برای خودتون سرگرمی ایجاد کنید و در اولین فرصت به صورت حضوری و یا آنلاین با روانشناس مشاوره کنید.
درود بر شما دوست عزیز امیدوارم بهتر شده باشید و متاسفم که این فشار رو تجربه کردید، شرایط جنگی اثرات عمیقی روی روان میذاره و چیزی که احساس کردید واکنشی طبیعیه به یک موقعیت غیرطبیعی حالا که جنگ تموم شده بدن هنوز تو حالت آمادهباشه و مغز فرصت نکرده احساس امنیت رو دوباره بسازه برای برگشتن به تعادل نیاز به زمان و مراقبت دارید پیشنهاد میکنم با یک روانشناس صحبت کنید تا این علائم کنترل بشن و به حالت پایدار برسید گاهی فقط شنیده شدن و پردازش این تجربهها باعث کاهش فشار میشه اگه نشانهها ادامهدار شدن یا شدیدتر شدن، ممکنه درمان دارویی کوتاهمدت هم کمککننده باشه بدون قضاوت و عجله به خودتون فضا بدید برای ترمیم
سلام حتما به یک روانشناسمراجعه کنید، و در مورد مواردی که مطرح کردین کمک حرفه ای بگیرید، از طرفی شرایط شما تا حدودی عمومی بوده به این معنا که شامل همه آحاد جامعه می شود لذا برای پیشگیری و پیش روی که میتونه منجر به مشکلات عدیده ای بشه پیشنهاد میکنم به یکی از همکاران متخصص روانشناسیمراجعه کنید. موفق باشید
با سلام بله جنگ ناگهانی میتواند موجب آسیبهای روحی روانی بشوذ چون میتواند موجب فشار روانی مضاعف بشود. بررسی و درمان توسط رانوزشک و روانشناس همزمان در این شرایط کمک کننده است
سلام حسی که توصیف میکنید واکنش طبیعی مغز و روان به تهدید واقعی و مزمن است؛ نه ضعف است، نه اغراق، نه «کنترلنکردن خود». در شرایط جنگ، مغز وارد حالت بقا (Survival Mode) میشود و دقیقا همین علائمی که گفتید رخ میدهد: بیاشتهایی، پرخاشگری، غم عمیق، گوشبهزنگی شدید، خیرهشدن، تپش قلب با صداهای کوچک، و احساس فشار در سر. چند نکته مهم که شاید کمتر بهتان گفته شده: 1. این وضعیت اسم دارد آنچه تجربه میکنید بسیار شبیه اضطراب تروما و استرس پس از تهدید جمعی است. مغز شما فکر میکند خطر «همین حالا» وجود دارد، بنابراین اجازه آرام شدن نمیدهد. دانستن اینکه این یک پاسخ بیولوژیک است، نه ضعف شخصیتی، مهم است. 2. نگرانی افراطی برای عزیزان (بهخصوص مادر) این ترس «جا ماندن» یا «تنها گذاشتن» از عمیقترین ترسهای انسانی است و در بحرانها تشدید میشود. این به معنای پیشبینی واقعیت نیست؛ نشانهی فعال شدن بخش قدیمی مغز (آمیگدالا) است که منطق را موقتا خاموش میکند. 3. چرا نصیحتهای کلی جواب نمیدهد؟ چون وقتی مغز در حالت بقاست، تکنیکهای سطحی آرامسازی کارایی ندارند. اول باید پیام «امنیت نسبی» به مغز برسد، بعد تمرینها اثر میکنند. ### چه کارهایی واقعا کمککنندهترند (غیرکلیشهای): الف) محدودسازی ذهنی، نه فقط خبری بهجای «کمکردن اخبار»، برای مغز بازهی نگرانی تعریف کنید. مثلا روزی 20 دقیقه مشخص فقط اجازه نگرانی فعال دارید (نوشتن، فکر کردن، گریه). خارج از آن زمان، هر فکر مزاحم را به خودتان بگویید: «زمانش بعداست، الان نه.» این کار بهمرور مغز را شرطی میکند. ب) تغذیه حتی اگر میلی ندارید بیاشتهایی در استرس شدید طبیعی است، اما نخوردن غذا اضطراب را چند برابر میکند. لازم نیست غذای کامل بخورید؛ چیزهای نرم و ساده: سوپ، موز، نان و پنیر، شیر گرم. این کمک مستقیم به سیستم عصبی است، نه فقط جسم. ج) خیره شدن و کرختی را قطع نکنید، هدایتش کنید خیرهشدن نشانهی «خاموشی موقت روان» است. بهجای جنگ با آن، در آن لحظه یک محرک ملایم اضافه کنید: صدای آرام، تماس با یک شی سرد یا گرم، یا حتی شمردن اشیای یک رنگ در اتاق. این مغز را آرام به حال برمیگرداند. د) اگر علائم ادامهدار است، کمک حرفهای لازم است این سطح از علائم، اگر چند هفته ادامه پیدا کند، واقعا نیاز به حمایت روانپزشک یا روانشناس دارد و گاهی حتی داروی موقت ضداضطراب یا ضدافسردگی لازم میشود. این نشانه ضعف نیست؛ مثل گچ گرفتن برای شکستگی است. تنها نیستید، و آنچه حس میکنید قابل فهم و قابل کمک است.
در شرایط جنگی، حفظ آرامش میتواند بسیار دشوار باشد، اما رویکردهایی وجود دارد که میتواند به طور خاص کمک کننده باشد. از جمله میتوان به مشاوره با روانشناس یا روانپزشک اشاره کرد. دریافت حمایت حرفهای میتواند به شما کمک کند تا استراتژیهایی برای مقابله با استرس را یاد بگیرید و همچنین میتواند به شما در درمان اختلالات ناشی از استرس پس از ضربه (PTSD) کمک کند. همچنین، به دنبال فعالیتهایی باشید که به شما حس آرامش و امنیت میدهند. هنر درمانی، موسیقی درمانی و نوشتن دفتر خاطرات ممکن است به کاهش اضطراب کمک کنند. تماس منظم با دوستان و خانواده، حتی اگر به صورت دیجیتال باشد، میتواند شما را از نظر عاطفی پشتیبانی کند. در نهایت، تمرین آگاهی و مراقبه میتواند به شما در مدیریت ترس و اضطراب کمک کند. رویکردهای مذهبی و معنوی نیز میتواند یک پشتیبانی قوی ارائه دهد.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.
پاسخهای این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید.