مشکل با خانواده شوهر و شوهری که تمام کارهاشون با اونا مشوره میکنه؟
شوهرم از روز اول ازدواج وابستگی عجیبی به یکی از حواهرانش داشت همیشه می گفت اون مادر دومم هس اما اون دشمنی عجیبی با من داشت جوری که رابطه منو با همه شون خراب کرد. بخدا این قدر بلا سرم آورده ک وقتی خانواده شوهرم میبینم روزه سکوت میگرم حتی میخام حرفی بزنم دستام و صدام میلرزه که الان یه دعوایی درست نشه .اعتماد به نفسمو کلا از دست دادم غرورم در مقابل این خانواده له شده ممنون میشم راهنمایی کنید؟
11 مرداد 1404