سلام وقت بخیر در خانواده ما دو تا خودکشی یک موفق و دیگری ناموفق داشتیم. چه در خونه و چه سرکار من حوصله و توانایی خندیدن و تعریف کردن و اینچیزها اصلا ندارم. کار هم به بقیه ندارم و هرجور راحتن رفتار و زندگی کنن اما اونا با من کار دارن.سرکار فکر میکنن من خودم رو میگیرمیا اداب معاشرت بلد نیستم. چیزی هم بهشون نمیگم منتها مستقیم و غیرمستقیم هر چی حرف بار ما میکنن. چی کارشون کنم؟
10 مهر 1403
پاسخ پزشکان
0
با سلام بهتر هست. حتما با. روانشناس صحبت کنید که این فشار روانی از روی شما برداشته شه
سلام و احترام اتفاقاتی که در زندگی تون افتاده باعث شده بی حوصله و کناره گیر بشین، تمایلی به ارتباط با دیگران ندارید، نمی خندین و یکنواخت زندگی می کنین اگه دچار ناامیدی و پوچی هم شدین حتما به مشاور مراجعه کنید در رابطه با دیگران چنانچه اونها از مشکلات شما اطلاع داشتن این شکلی برخورد نمی کردن
سلام با توجه به اینکه این شرایط بد رو پشت سر گذاشتی حال روحی و خلقی شما نا مساعد است حتمن برای گرفتن کمک و بررسی عوامل زمینه ساز خودکشی در خانواده به روانشناس بالینی مراجعه کنید
سلام، از اینکه شرایط سخت و چالشبرانگیزی که در حال حاضر در زندگی و محل کارتان تجربه میکنید را به اشتراک گذاشتید، قدردانی میکنم. اتفاقاتی مثل خودکشی در خانواده واقعا میتوانند تاثیرات عمیقی بر روان و احساسات فرد بگذارند، و طبیعی است که در چنین شرایطی احساس کنید که انرژی برای خندیدن، ارتباط برقرار کردن و تعاملات اجتماعی را ندارید. همچنین فشار و نقدهای غیرمستقیم از طرف همکارانتان ممکن است وضعیت شما را پیچیدهتر کند. 1؛پرداختن به سوگ و تراژدی خانوادگی اینکه شما دو تجربه خودکشی در خانواده خود داشتهاید (یکی موفق و دیگری ناموفق) میتواند تجربهای بسیار پرتنش و سنگین باشد. سوگ و از دست دادن به خصوص در شرایطی که خودکشی اتفاق افتاده، فرایندی پیچیدهتر است. شما ممکن است علاوه بر غم از دست دادن، احساس گناه، خشم یا سردرگمی را نیز تجربه کنید. لازم است که به خودتان اجازه دهید این احساسات را بپذیرید و پردازش کنید. کمکگرفتن از یک رواندرمانگر یا مشاور میتواند در این مسیر بسیار مؤثر باشد، به خصوص کسی که تخصص در زمینه سوگ و بحرانهای عاطفی دارد. 2 اختلالات مرتبط با اضطراب و افسردگی با توجه به شرحی که دادهاید، ممکن است دچار اختلالات افسردگی یا اضطراب پس از حادثه (PTSD) شده باشید. بیحوصلگی، عدم تمایل به خندیدن یا ارتباطات اجتماعی میتواند از علائم افسردگی باشد. همچنین، احساس مورد قضاوت قرار گرفتن یا واکنشهای اطرافیان در محل کار ممکن است اضطراب شما را تشدید کند. 4 برخورد با واکنشهای همکاران درک میکنم که شما تمایل ندارید وارد درگیریهای مستقیم با همکارانتان شوید، و واقعیت این است که همیشه نمیتوانیم رفتار دیگران را کنترل کنیم. اما شما میتوانید با تعیین مرزهای شخصی و همچنینابراز نیازهای خود به شکلی سالم و محترمانه، فضایی برای خود ایجاد کنید که در آن احساس راحتی بیشتری داشته باشید. اگر احساس میکنید در محیط کار نیاز به حمایت بیشتری دارید، گفتوگوی آرام و بیواسطه با برخی از همکارانتان که ممکن است درک بیشتری داشته باشند، میتواند مفید باشد. گاهی اوقات افراد از حالتهای احساسی شما آگاه نیستند و با یک مکالمه ساده میتوان بسیاری از سوتفاهمها را برطرف کرد. به عنوان مثال، میتوانید به آنها توضیح دهید که در حال حاضر با مسائل شخصی دشواری روبهرو هستید و به همین دلیل رفتار شما ممکن است تغییر کرده باشد، اما قصد شما به هیچ وجه بیاحترامی نیست. این نوع شفافسازی میتواند به کاهش تنش و سوتفاهمها کمک کند. 4 چگونه با این وضعیت کنار بیایید؟ - خودشناسی: اولین گام در برخورد با این وضعیت، این است که نسبت به احساسات خودتان آگاه باشید و آنها را نادیده نگیرید. احساس خستگی، بیحوصلگی یا عدم توانایی در خندیدن نشانههایی هستند که نباید نادیده گرفته شوند. با خودتان مهربان باشید و زمان لازم برای پردازش این احساسات را به خود بدهید. - مرزهای عاطفی: در محیط کار، مرزهای خود را تعیین کنید. اگر دیگران رفتار شما را به گونهای تعبیر میکنند که خودتان را میگیرید یا آداب معاشرت ندارید، این لزوما نشاندهنده اشتباه از طرف شما نیست. گاهی اوقات، توضیح به دیگران یا به نوعی شفافسازی میتواند کمککننده باشد، اما اگر این کار برایتان سخت است، تعیین مرزهای و اضح میتواند به شما کمک کند از فشارهای بیمورد دور بمانید. - درمان حرفهای: مشاوره با یک روانشناس یا روانکاو میتواند به شما کمک کند که به احساسات خود بیشتر بپردازید. این کار نه تنها به شما کمک میکند که علائم افسردگی یا اضطراب را مدیریت کنید، بلکه شما را قادر میسازد که با شرایط محل کار بهتر کنار بیایید. 5 راهکارهای عملی برای مقابله با محیط کار -آموزش مهارتهای ارتباطی: ممکن است مفید باشد که روی تقویت مهارتهای ارتباطی خود تمرکز کنید، بهویژه در شرایطی که احساس میکنید دیگران شما را قضاوت میکنند. یادگیری چگونه ارتباطات مؤثر برقرار کردن بدون اینکه از نظر عاطفی آسیب ببینید، میتواند به شما کمک کند. - تنفس و مراقبه: زمانی که با همکاران خود روبهرو میشوید و حس میکنید تحت فشار هستید، چند لحظه به خودتان فرصت دهید و تنفس عمیق و مراقبه کوتاه انجام دهید. این روشهای ساده میتوانند در کاهش استرس کمککننده باشند. - استفاده از سیستم حمایتی: اگر در محل کار دوستانی دارید که با آنها راحتتر هستید، سعی کنید به آنها نزدیک شوید و ارتباطات کوچک و ساده را آغاز کنید. همین ارتباطات میتواند به شما کمک کند که حس بهتری در محیط کار داشته باشید. نتیجهگیری: شما در حال تجربه یک وضعیت بسیار سخت هستید که با همزمانی مسائل خانوادگی و فشارهای محل کار پیچیده شده است. طبیعی است که این ترکیب بر انرژی روانی و اجتماعی شما تاثیر بگذارد. من به شما توصیه میکنم که در قدم اول به دنبال حمایت حرفهای باشید تا بتوانید احساسات خود را پردازش کنید و در کنار آن به تدریج روی مهارتهای ارتباطی و برخورد با دیگران نیز کار کنید.
با درود؛ بابت تجربه ناخوشایند گذشته متاسفم. اما عزیز من این شاید شاید یک رفتار ضعیف و یا عدم مهارتهای ارتباطی است که باعث می شود در فضای کاری شما فکر کنید در تله افتادید، اگر اینگونه باشد احتمالا انتخاب شما اجتناب از همکاران است، مکانیزمی که باعث میشود شما مسائلتان پیچیده تر شود در اینجا چند فرضیه مطرح می کنم ممکن است خصوص شما صدق کند یا نکند؛ یعنی هم احساس تنهایی، هم انواع ناکامی مثلا از اینکه نتوانستید اوضاع را کنترل کنید و…، شاید احساس ناتوانی و حقارت، همه اینها واکنشهایی را بدنبال دارند که پاسخ عکس دریافت می کنید و احتمالا نا امیدی در این افراد شکل می گیرد (یکی از علتهای خودکشی و یا اقدام به آن نا امیدی و استیصال است)،. همانطور که می دانیم الگوهای رفتاری که فرد معمولا از کودکی از طریق والدین می اموزد دخیل است و نیاز به تغییر الگوهای نادرست، مهارتهای ارتباطی، خودباوری و غیرو است. پیشنهاد می شود در جهت حل مسئله و رشد “خود” از درمانگر کمک بگیرید. اضافه کنم مطالعه، هیچ زمانی مساوی با درمان و حضور در کنار درمانگر نیست زیرا فرایند درمان مجموعه ای از رفتارها را تغییر می دهد، درمانگر یک الگوی رفتاری است، حرف زدن در مورد موضوعاتی که برای افراد سخت است در اطاق درمان در مغز با کمک درمانگر، تغییر ایجاد می کند. از همه مهمتر منطقه پیشانی مغز که محل تصمیم گیری، حل مسئله، خود تنظیمی، و… است فعال می شود.
با سلام با توجه به سابقه خودکشیها در خانواده تان و علایم فعلی تان بهتر است که در اولین فرصت توسط روانپزشکبررسی شوید تا علایمتان پیشرفت بیشتر نکرده اند
سلام. دوست عزیز با توجه به موارد دشواری که در خانواده تجربه کرده اید، نشانههایی از افسردگی در شما دیده می شود. افسردگی باید حتما درمان شود زیرا در صورت عدم درمان مزمن شده و می تواند آسیبهای جدی روانی و جسمی برای شما به همراه داشته باشد. ضروری است که تحت روان درمانی با روانشناس جهت مداخلات روانشناختی باشید. بنابراین توصیه اکید می کنم که حتما به روانشناسمراجعه کنید
سلام -احتمالا مشکل شما افسردگی و فوبیای اجتماعی باشه باید بررسی بشه. می تونی روی افزایش اعتماد به نفس و مهارتهای بین فردی و اجتماعی بیشتر کار کنی ب هه تراپیست مراجعه کت
با سلام خدمت شما. متاسفم برای تجربه اتفاقاتی که افتاده. حتما به روانشناس مراجعه داشته باشید تا در مورد افکار و احساسات ناشی از خودکشی افراد خانواده صحبت کنید. و مسائلی که سرکار دچارش هستید راهکار مناسب دریافت کنید.
با سلام و درود بابت این اتفاقاتی که برای شما رخ داده واقعا متاسف هستم. و شما باید زیر نظر روانشناس باشید تا مشکلات شما مرتفع گردند. به شما پیشنهاد میشود برای بررسی و ارزیابیهای دقیقتر بالینی حتما با مراجعه حضوری به روانشناس مشکل خود را مطرح کنید تا پروتکلهای درمانی ویژه شما انجام گردد.
با سلام و درود خدمت شما کاربر عزیز، به دنبال اتفاقات ناگواری که در خانواده شما رخ داده است، بی شک از لحاظ روانی دچار افت خلق شده اید و تشخیص اینکه مبتلا به افسردگی شده اید یا خیر یا اختلال و سواس فکری پیدا کرده اید یا خیر باید بررسی شود. از آنجایی که تعامل در محیط کار در موفقیت شغلی تاثیر بسزایی دارد، در صورت تمایل میتوانید وقت بگیرید و مراجعه بفرمایید تا با کمک هم به حل این مسئله بپردازیم و شرایط را بهتر نماییم. موفق و پیروز باشید
دوست عزیز به دلیل و قایع سنگینی که شما شاهدش بودین حتما تراپی بگیرید تا به همراهی یک درمانگر دردها شما کمی التیام پیدا کنه و قطعا روابطتون با دیگران هم بهتر می شه.
سلام و نور. اونا رو کاریشون نداشته باش. روی خودت فوکوس کن. حتما لازمه که به روانشناس مراجعه فرمائید تا ارزیابی بالینی دقیقی صورت بگیره. احتمال افسردگی بالاست
در این شرایط حساس، اولین گام مهم تلاش برای گفتگو با افراد گرفتار است. ارتباط با آنها و گوش دادن به مشکلات و نگرانیهایشان میتواند بسیار کمککننده باشد. همچنین تشویق آنها به مشاوره حرفهای و اخذ کمکهای روانشناختی از متخصصین میتواند موثر باشد. برای اطمینان از سلامت روانی خود و دیگران، الزم است به مشکلات برخورد و راهکارهای مشترکی را برای حل آنها پیدا کنید. این مسیر بهبود و درمان نه تنها برای شما بلکه برای تمامی اعضای خانواده موثر و ارزشمند است.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.
پاسخهای این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید.