سلام ، ۱۴ سالمه و نزدیک به چند سالی هست که بیش از حد فکر میکنم ، مثلا یه کاری رو میخوام انجام بدم ، به تمام جوانب و صحنه ها فکر میکنم ، با این که الان نهم ام ، فکر کنکور از سرم بیرون نمیره ، سر هرچیزی خیلی فکر میکنم ، مثلا من این حرف رو زدم نکنه طرف ناراحت شده ، این کار رو کردم نکنه این اتفاق بیوفته ، همیشه یک کاری رو وقتی انجام دادم ، افکار منفی میاد سراغم
16 تیر 1405
پاسخ پزشکان
1
با سلام، با توجه به انکه شما در سن نوجوانی هستید و در این سن مسائلی مانند قضاوت اطرافیان در مورد شما، نظراتشان در مورد شما، دیده شدن و مورد توجه بودن یا مطرح شدن، دیدن دستاوردها، کنکور و امادگی برای ان، با توجه به تاثیر نمرات یا معدل سالهای پایانی دبیرستان، فشار خانواده و اطرافیان، اگر باب میل بزرگترها نباشم ؛ خوب و دوست داشتنی نیستم ! بحرانهایی مانند هویت یابی: داری دنبال خودت میگردی که چه کسی هستی، بلوغ و خیلی مسایل دیگر، ذهن نوجوان را درگیر میکند ! بدان این افکار در این سن طبیعی است ! اما اگر در خانواده زمینه اختلالات اضطرابی هست و یا این افکار بقدری زیاد است که مانع عملکرد طبیعی روزمره ات شده به روان شناسمراجعه کن که اضطراب شما را در مرحله اول بدون دارو و اگر شدید بود برای دارو درمانی به روانپزشک ارجاع دهد نگران نباش کارهایی که گفتم انجام بده و بدان سایر نوجوانان همکم و بیش افکاری مانند شما دارند
سلام و درود و احترام به شما نوجوان ارزشمند ظاهرا و سواس فکری و نشخوار فکری در مورد شما مطرح است. کمبود مهارتهای جرات و رزی و مهارت تصمیم گیری و مهارت حل مسئله می تواند منجر به مشکلات شما شود. قطعا کسب این مهارتها کمک بسیار بسیار زیادی به شما می کند. کسب این مهارتها به شما قدرت زندگی آگاهانه و با کیفیت می دهد. با و رود به سن نوجوانی در این عصر تکنولوژی بشدت نیاز به خودشناسی و خودسازی دارید و عدم این مهارتها موجب ضعیف برخورد کردن در زندگی اجتماعی و زندگی تحصیلی و زندگی شغلی می شود. در ضمن سعی کنید برای خود منبع درآمدی ایجاد کنید که به شما حس توانمندی دهد و قدرت مالی شما را بالاببرد. در ضمن ارتباط بیشتری با خالق جهان هستی داشته باشید. و بدانید که تمام آدمها و اتفاقات زندگی حکم معلمی دارند که آمده اند تا به شما درسی دهند و سبب رشد شما شوند. نگاه خود را به زندگی عوض کنید و برای این تغییر نگاه نیاز به مطالع کتابهای سودمند دارید
دوست عزیز، درک میکنم که این حجم از فکر کردن، چقدر میتونه ذهن حساس تو رو خسته کنه، انگار که یک ماشین همیشه روشن تو سرت داری که هیچوقت خاموش نمیشه. اینکه حتی برای کارهای کوچیک هم به همه جوانب فکر میکنی و بعد از انجامش هم افکار منفی به سراغت میان، یعنی مغزت در حالت هشدار دائمی قرار گرفته و این واقعا خسته کننده ست. این نشانهها، مخصوصا در سن تو، میتونن ریشه در اضطراب فراگیر یا کمالگرایی داشته باشن، یعنی مغزت تلاش میکنه با پیش بینی همه احتمالات، از تو محافظت کنه، اما این محافظت، خودش به یه زندانی تبدیل شده. خبر خوب اینه که این الگوی فکری، با تمرین قابل تغییره و تو در سنی هستی که مغزت انعطاف پذیرترین حالت رو داره. چند راهکار عملی که میتونه کمکت کنه: 1 تکنیک «ایست»: وقتی دیدی داری بیش از حد به یه موضوع فکر میکنی، با صدای بلند (یا تو ذهنت) بگو «ایست!» و یه نفس عمیق بکش. این کار به مغزت میگه که دیگه کافیه و میتونه به موضوع دیگه ای فکر کنه. 2نگرانی هات رو بنویس: یه دفترچه مخصوص داشته باش و هر وقت فکرهای منفی اومدن، سریع بنویسشون روی کاغذ. این کار باعث میشه از ذهنت خارج بشن و دیگه مجبور نباشی همیشه اونا رو مرور کنی. 3 به جای فکر به کنکور، روی امروز تمرکز کن: کنکور هنوز دو سال دیگه ست و فکر کردن بهش الان، فقط استرس بیهوده ست. به خودت بگو: «من فقط باید امروز رو خوب درس بخونم، همین.» 4 اگر این افکار مزمن شدن، بهتره با یه روانشناس حرف بزنی تا بتونه بهت تکنیکهای عملی برای مدیریت افکار و سواسی یاد بده، چون در سن 14 سالگی، یادگیری این مهارتها میتونه تا سالها از استرس ای بزرگتر جلوگیری کنه. یادت باشه که این همه فکر کردن، نشون دهنده هوش و حساسیت بالای توست، اما نباید اجازه بدی این و یژگی، تبدیل به دام بشه. تو میتونی با تمرین، ذهنت رو به جای هشداردهنده دائم، به یه ابزار کارآمد تبدیل کنی.
سلام عزیزم علائمی که گفتی توی و سواس فکری هم وجود داره ولی برای تشخیص گذاری نیاز هست ک مراجعه کنید و ارزیابی کامل انجام بدیم. این حد از نشخوار فکری خیلی تایمت رو میگیره و نمیزاره تمرکز کافی روی درست داشته باشی، با اینکه کنکور برات مهمه ولی این حد از فکر کردن باعث میشه ک نتونی درس بخونی و عملا نتیجه عکس میده. اگر ادامه دار بشه برای بحرانهای دیگه زندگی هم بخوای اینقدر فکر کنی لذت زندگی کردن ازت گرفته میشه حتما و هر چ زودتر به روانشناسمتخصص در حوزه اختلال و سواس و نوجوانان مراجعه کن.
احتمالاً مشکل شما نوعی اضطراب همراه با نشخوار فکری است. در بیشتر موارد نوجوانان بهخاطر فشار مدرسه و تغییرات اجتماعی دچار افکار مکرر و نگرانیهای تکرارشونده میشوند. این وضعیت قابل کنترل و درمان است و جای نگرانی بسیار نیست. راهکارهای عملی: - تنفس آرام: چند بار نفس عمیق بکشید (۴ تا ۶ ثانیه دم و بازدم آرام) تا اضطراب کاهش یابد. - «زمان نگرانی» تعیین کنید: روزی ۱۰–۱۵ دقیقه فقط برای فکر کردن به نگرانیها کنار بگذارید و خارج از آن زمان افکار را یادداشت کنید. - نوشتن و دستهبندی: افکار منفی را بنویسید و برای هر کدام بپرسید آیا قابل حل است؛ اگر قابل حل است قدم کوچک مشخص کنید. - خواب و فعالیت بدنی منظم، کاهش کافئین و محدود کردن زمان گوشی قبل از خواب. علائم هشدار: - افکار یا برنامهریزی برای آسیبزدن به خود یا فکر خودکشی. - ناتوانی شدید در انجام کارهای مدرسه یا زندگی روزمره. - حملات اضطرابی بسیار شدید با تنگینفس، سرگیجه یا بیهوشی. تخصص پیشنهادی: روانشناس کودک و نوجوان
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.
پاسخهای این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید.