عدم تمایل به زندگی- افکار خودکشی؟

سلام. من حدود دو ماه هست که به روانپزشک مراجعه کردم و دارو درمانی میشم .در کنار اون به روانشناس هم مراجعه کردم و نسبت به چند ماه قبل خوبترم. ولی باز این احساس تنهایی و مردن رهام نمی کنه. متاهل هستم و دوتا فرزند دارم. تمایل به زندگی ندارم. هیچ دلخوشی و دلبستگی ندارم. راحت می تونم بمیرم. میخوام تنهای تنها باشم. چیکار کنم. انگار بین زمین و آسمان گیر کردم. جایی هم نیست برم تنها بمونم .چیکار کنم؟

1

سلام دوست من روند بهبود در شما خوب بوده. ان شاالله با ادامه درمان تحت نظر روانپزشک و روانشناس علائم باقی مانده نیز به تدریج رفع می شود. امید خود را از دست ندهید . بیشتر درمان های روانپزشکی زمان بر هستند. اگر انرژی کافی دارید مقدرای فعالیت ورزشی نیز به برنامه روزمره اضافه کنید.

دکتر عاطفه ستاری نژاد

متخصص اعصاب و روان ( روانپزشکی )
دکتر عاطفه ستاری نژاد
1

احساساتی که میگویید نشانه افسردگی عمیق است، حتی اگر درمان را شروع کردهاید. مهم است این افکار را فورا با روانپزشکتان در میان بگذارید؛ شاید تنظیم دارو لازم باشد. اگر حس میکنید ممکن است به خودتان آسیب بزنید، فورا با 115 یا روانپزشک خود تماس بگیرید اینستاگرام:rastak.brainclinic

دکتر سحر سعادت

متخصص اعصاب و روان - روانپزشک
دکتر سحر سعادت
1

سلام با شماره 123 تماس بگیرید، کارشناسان اون مرکز در این زمینه کمک خوبی میکنند. به نظر میاد حس میکنید دیده و شنیده نمیشید. شاید فرزندانتون جوان شدند و غرق دنیای خودشون هستند و این موضوع بهتون حس تنهایی میده. خوبه در مورد تک تک افکار و احساستون با مشاورتون صحبت کنید. حتما حالتون بهتر خواهدشد.

نرگس صمدی

روانشناس تربیتیدرمانگر کودک، نوجوان و بزرگسال
 نرگس صمدی
2

اول از همه، باید بگویم که خیلی خوشحالم که شما در حال درمان هستید و نسبت به قبل بهتر شدهاید. این خودش یک قدم بزرگ و نشاندهندهی قدرت شماست. در عین حال، کاملا درک میکنم که آن احساس سنگین تنهایی و بیمیلی به زندگی، حتی در کنار خانواده، چقدر میتواند دردناک و گیجکننده باشد. این احساس بین زمین و آسمان بودن، واقعا طاقتفرساست. این نکته را خیلی جدی با شما در میان بگذارم: این احساسات، بخشی از بیماری شما هستند، نه واقعیت مطلق وجود شما. افسردگی به مغز دروغ میگوید و احساس پوچی و بیارزشی را تزریق میکند. پس لطفا این فکر که راحت میتوانم بمیرم را به عنوان یک علامت هشداردهنده از بیماری ببینید، نه یک راه حل. چند راهکار بهتون پیشنهاد میدم امیدوارم مفید باشه: 1. با روانپزشک خود صادقانه صحبت کنید. در اولین فرصت به او بگویید: با وجود بهبود نسبی، هنوز افکار بیمیلی به زندگی و احساس تنهایی شدید دارم. آیا نیاز به تنظیم دوز دارو یا تغییر آن هست؟ این اطلاعات برای پزشک شما حیاتی است. ممکن است نیاز به اصلاح رژیم دارویی باشد. 2.یک دفترچه بردارید و بدون قضاوت، مثل یک دانشمند که یک پدیده را بررسی میکند، یادداشت کنید: ساعت 3 بعدازظهر: احساس تنهایی. شدت آن از 1 تا 10: عدد 8. در بدنم چه خبر است؟ (مثلا: سنگینی در قفسه سینه). فکرم چه میگوید؟ (مثلا: میگوید هیچکس مرا درک نمیکند). این کار، فاصلهای بین شما و احساسات ایجاد میکند و قدرت آنها را کم میکند. 3.شما گفتید متاهل و دو فرزند دارم. گاهی افسردگی به ما القا میکند که برای خانوادهمان سنگین هستیم و آنها را خوشحال نمیکنیم. لطفا به خودتان یادآوری کنید که بیماری شما، شما را به یک فرد سنگین تبدیل نکرده است. شاید بتوانید یک بار، بدون توضیح زیاد، فقط به همسرتان بگویید: الان دوران سختی را میگذرانم. فقط بغلم کن. یا حتی کنار فرزندتان روی زمین دراز بکشید و سکوت کنید. نقش پدر/مادر یا همسر عالی بودن را کنار بگذارید. فقط بودن در کنار آنها کافی است. آخرین و فوریترین اقدام: اگر این افکار به حدی شدید شدند که احساس کردید ممکن است به خود آسیب برسانید، بدون معطلی با اورژانس اجتماعی (123) یا یک خط بحران (مثل خط 1480) تماس بگیرید. این یک قدم شجاعانه برای محافظت از خود است. شما در حال جنگیدن هستید، حتی اگر احساس ضعف کنید. ادامه درمان و جستجوی راهحل، خودش گواه مقاومت شماست. این روزهای سنگین میتواند کمرنگتر شود. لطفا به فرآیند درمان اعتماد کنید و این احساسات جدید را صادقانه با تیم درمان در میان بگذارید. شما تنها نیستید، حتی اگر بیماری به شما دروغ میگوید.

ماهرخ راستی

روانشناس بالینی
 ماهرخ راستی
1

با سلام و ادب راهکار درمانی شما گسترده ب صورت دارو درمانی و رواندرمانی میباشد در زیر چند راهکار ذهنی به شما پیشنهاد میشود امید است با انجام این تکنیک ها بهبود یابید راهکارهای شناختی و ذهنی (تغییر تفکر) این روشها به شما کمک میکنند تا الگوهای فکری منفی را شناسایی و به چالش بکشید. ثبت افکار (Journaling): هر زمان که یک فکر منفی و انتقادی قوی به سراغتان آمد، آن را بنویسید. سپس، دلایل منطقی که نشان میدهد آن فکر کاملا درست نیست را در مقابلش بنویسید (تکنیک بازسازی شناختی). توقف فکر (Thought Stopping): وقتی متوجه شدید که در چرخه افکار منفی افتادهاید، با صدای بلند بگویید: “ایست!” یا یک کش لاستیکی به دور مچتان بیندازید و آن را بکشید. این کار ذهن شما را مجبور به شکستن الگو میکند. ذهنآگاهی (Mindfulness) و در اخر با روانشناس بالینی در زمینه راهکارهای بیشتر مشورت کنید

ناهید دهقان

روانشناس بالینی
 ناهید دهقان
1

سلام حرفهایی که میزنید نشاندهندهی **رنج عمیق و واقعی** است و لازم است خیلی جدی با آن برخورد شود. این احساس «بیمیلی به زندگی»، «راحت مردن» و «خواست تنها بودن مطلق» معمولا **علامت فعال افسردگی** است، نه یک تصمیم آگاهانه یا واقعیت درونی شما. این یعنی بیماری هنوز کاملا آرام نشده، نه اینکه شما ضعیف باشید یا درمان بیفایده بوده باشد. چند نکتهی بسیار مهم: **1. این وضعیت نیاز به اقدام فوری دارد** وقتی افکار مرگ و نبودن ادامهدار هستند، حتی اگر قصد مشخصی نداشته باشید، باید حتما: * همین امروز با **روانپزشکتان تماس بگیرید** و دقیقا همین جملات را بگویید. * در صورت شدید بودن فشار ذهنی، مراجعه به **اورژانس روانپزشکی** کاملا درست و مسئولانه است. **2. بهتر شدن نسبی، به معنی پایان مسیر نیست** در بسیاری از افراد، دارو طی 6تا8 هفته اول خلق را کمی بهتر میکند، اما **احساس پوچی و افکار مرگ دیرتر از بقیه علائم فروکش میکنند** و اغلب نیاز به: * تنظیم دوز * تغییر دارو * یا اضافه شدن داروی کمکی دارد. این کاملا شایع است. **3. میل به تنهایی = خستگی شدید روانی** این میل معمولا یعنی «ذهنم دیگر توان تحمل هیچ چیز را ندارد»، نه اینکه شما خانوادهتان را دوست ندارید یا مادری/همسری بد باشید. این حالت **قابل درمان است**. **4. کاری که همین الان باید انجام دهید** * تنها نمانید، حتی اگر حرف نزنید. * داروها را منظم مصرف کنید، حتی اگر بیمعنا به نظر میرسد. * افکار مرگ را «علامت بیماری» بدانید، نه حقیقت.

دکتر زهرا سپهری

متخصص بیماریهای داخلیدرمان تخصصی چاقی ،کاهش متابولیسم ، کب...
دکتر زهرا سپهری
0

سلام ، حتما در مورد این افکار با روانپزشکتون صحبت کنید

دکتر زینب عرفان نیا

متخصص اعصاب و روان ( روانپزشک )درمان با دستگاه tdcs
دکتر زینب عرفان نیا
0

با سلام با توجه به افکار خودکشی همراه با ناامیدی و عدم میل به زندگی، احتمال بیماری افسردگی وجود دارد. با توجه به اینکه همسر و فرزند دارید ، لطفا به روانپزشک برای درمان مراجعه کنید. در صورت تمایل مطالعه رایگان مقاله زیر با عنوان “تفاوت بیماری افسردگی در مردان با زنان” از لینک زیر برای شروع درمان کمک کننده است: https://drnedafarzaneh.com/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86/

دکتر ندا فرزانه

متخصص اعصاب و روان - روانپزشکسکس تراپیست ، عضو انجمن ROME FOUNDATI...
دکتر ندا فرزانه
0

احساسی که توصیف میکنی بیشتر شبیه «بیمیلی به زندگی» و کرختی عاطفی ناشی از افسردگی است تا تصمیم یا میل فعال به خودکشی. وقتی آدم مدتی طولانی در فشار روانی، تنهایی یا درماننشدگی میماند، مغز بهجای درد کشیدن، احساسات را خاموش میکند و نتیجهاش این میشود که نه لذتی هست، نه دلبستگی، نه انگیزهای برای ادامه. این حالت با درمان معمولا زمان میبرد تا فروکش کند و دو ماه هنوز بازهای است که خیلیها در آن نوسان دارند. اینکه هنوز درمان را ادامه میدهی و کمک میگیری، نشانه مهمی است که این وضعیت میتواند تغییر کند، حتی اگر الان این را حس نکنی. اما چون گفتهای گاهی فکر مردن میآید و میل به بودن کم شده، مهم است این را جدی بگیری و تنها نمانی. اگر افکار خودکشی یا احساس خطر فوری داری، لازم است همین حالا با پزشکت تماس بگیری یا از یک فرد امن کمک بخواهی؛ در شرایط اورژانسی با خدمات فوریتهای پزشکی تماس بگیر. اگر خطر فوری نیست، حتما این افکار را دقیق و صریح با روانپزشک و درمانگرت در میان بگذار تا درمان تنظیم شود و حمایت بیشتری بگیری. این وضعیت قابل درمان است، ولی عبورش معمولا با همراهی نزدیک حرفهای و انسانی امنتر و سریعتر میشود.

دکتر مهدی قاسمی

متخصص اعصاب و روان - روانپزشک و روانکاو
دکتر مهدی قاسمی
0

بسیار خوب هست که تحت درمان هستید درمان افسردگی نیاز به درمان دارویی و غیر دارویی دارد که روی شناختهای شما هم کار شود.حتما با روانپزشک خود در این مورد صحبت کنید

دکتر سحر غیاثی نژاد

متخصص اعصاب و روان - روانپزشک
دکتر سحر غیاثی نژاد
0

با سلام لطفا درمان خودرا ادامه دهید و اینکه عوامل محافظت کننده مهم بوده شرایط حمایتی و اجتماعی و ازدواج و ودرمان ان طولانی مدت میباشد (روان درمانی)

شاهین کریم پور

روان شناس بالینی و مشاورروان درمانی با رویکرد CBT و ACT ، اسک...
 شاهین کریم پور
0

سلام. با توجه به علائم شدیدی که در افسردگی با آن مواجه بوده اید نیاز هست درمانتان را ادامه دهید، ممکنه روانپزشکتان تغییراتی در دارو یا دوز مصرفی بدهند و رواندرمانی هم معمولا بعد از چند جلسه نتایجش مشخص می سود بهتره در زمان هایی که افکار شدید منفی و بی میلی را تجربه میکنید از مشاوره آنلاین استفاده کنید. پیروز باشید

حسین توکلی طامه

روانشناس بالینی
 حسین توکلی طامه