من یک سال و نیم عاشقه یکی بودم باهاش رفیق شدم تا دیشب که دیگه اعتراف کردم اون هیچ جوره قبول نکرد و گفت خودتو درست کن رفیق فقط باشیم ولی من دسته خودم نیست یه جوری بهش وابستم که بدونه اون می خوام بمیرم انگار زندگی برام معنایی نداره فقط کمک می خوام مشاورم نمیتونم بگیرم چون خانوادم نباید بفهمن و احساس خفگی دارم انگار واقعا قلبم درد میکنه انگار واقعا شکسته اولین باره تجربه میکنم
16 اردیبهشت 1405 آخرین بروزرسانی: 17 اردیبهشت 1405
پاسخ پزشکان
خلاصه پاسخ پزشکبازبینیشده توسط پزشک تأییدشده
سلام دوره سختی براتون ولی واقعیت اینه ما باید هیجانات و احساسات مون یاد بگیریم مدیریت کنیم و تجربه کنیم چاره ای جز یادگیری نیست ضرورت زندگی و نمی شه عنان اختیار دست احساسات داد چون زمان را ازت می گیرد راه شما ورزش مورد علاقه و مراجعه به روانشناس و وقتی ایشان منفی برخورد میکند و …
سلام مدیریت این احساسات برات خیلی سخت شده و با توجه به اینکه گفته اون نمیخواد این موارد رو بررسی کن: چرا انتخابش کردی؟ چ ویژگی های مثبتی داره؟ چ ویژگی های منفی داره؟ چرا تو این سن میخوای وارد رابطه بشی؟ هدفت از این رابطه چیه؟
سلام، کمی به خودتون زمان بدین تا بتونین برای فقدان رابطهای که نمیتونین داشته باشین دورهی سوگ رو بگذرونین. اگر شخص مورد اعتمادی نزدیکتون هست راجع به احساسات فعلیتون باهاش صحبت کنید. بعد از یرون ریزی احساسی کمی منطقی تر میتونین به پذیرش برسین. این مساله قطعا رمان خواهد برد. باید صبوری کنین. و اگر بتونین از روانشناس به صورت مستمر کمک بگیرین سریع تر از این مرحله گذر میکنین.
سلام دوره سختی براتون ولی واقعیت اینه ما باید هیجانات و احساسات مون یاد بگیریم مدیریت کنیم و تجربه کنیم چاره ای جز یادگیری نیست ضرورت زندگی و نمی شه عنان اختیار دست احساسات داد چون زمان را ازت می گیرد راه شما ورزش مورد علاقه و مراجعه به روانشناس و وقتی ایشان منفی برخورد میکند و نمی خواد به شما آسیب میرسد با ایشان باشی و زمان را از دست میدهی اگر در مدرسه یا دانشگاه هستی هدفهای تحصیلی یا مهارتی روشن پیگیری کنید و با توجه به اینکه احساسات دور نوجوانی ثبات ندارد الان از چیزی، فردی خوشت میاد چهار سال دیگه علاقه تغییر میکند و بدت میاد احساسات نوجوانی مثل آب و هوای بهارند میان و میرند
سلام و وقت بخیر سعی در انکار احساساتتان نداشته باشید بلکه عدم حضور اون شخص را بپذیرید با یک روانشناس تلفنی صحبت بفرمایید و اینکه در جلسات حضوری خانواده شما حضور نخواهند داشت و مشکلات فاش نخواهد شد
ددست عزیر احساسات نوجوانی ثابت نیستن وگذار هستن من متوجه نشدم این کسی که دوسش داری پسره یا ختره اخه جوری حرف زدی که انگار با همجنس خودت رفیق هستی بهر حال سعی کن احساسات خودت رو مدیریت کنی و واقع بین باشی و اینو بپذیری که تو دوران جوانی ممکنه احساسم خطا بره چون چیزی سرجای خودش نیست قطعا چند سال دیگه اگر برگردی به الان به حس الانت میخندی اگر نتونستی احساساتت رو مدیریت کنی به روانشناس بالینی مراجعه کن قطعا کمکت میکنه
سلام و درود به هر حال مساله شما نیاز به ارائه راهکار داره و اگر نمی خواهید حضوری شرکت کنید می تونید از مشاوره تلفنی بهره بگیرید اگر زمان دادید و مساله تون برطرف شد که هیچ در غیر اینصورت مشاوره براتون لازم میشه رویکرد ptc که نوعی روان درمانی عملی محسوب میشه می تونه در مدت زمان کوتاهی با ارائه راهکار عملی به شما کمک بکنه اگر تمایل داشتید من هم مشاوره حضوری هم تلفنی در این زمینه انجام میدم
احتمالاً شما دچار یک واکنش عاطفی شدید به رد شدن و وابستگی یکطرفه هستید. در بیشتر موارد این احساسها موقتی و نشاندهنده آسیب عاطفیاند، نه ضعف؛ نفس عمیق بکشید و بدانید کمک ممکن است. راهکارهای عملی: - تنفس عمیق و آرامسازی: چند دقیقه نفس عمیق شکمی و تمرکز روی بدن انجام دهید تا اضطراب کوتاهمدت کاهش یابد. - فاصلهگذاری موقت: تماس، دنبالکردن در شبکهها و دیدار را محدود کنید تا فرصت التیام پیدا کنید. - بیان احساسات ایمن: نوشتن روزانه یا صحبت با یک دوست قابلاعتماد یا تماس با خط مشاوره ناشناس کمککننده است. - مراقبت جسمی ساده: خواب منظم، غذا و پیادهروی کوتاه روزانه برای بهبود خلق و انرژی مفید است. علائم هشدار: - افکار یا برنامهریزی خودکشی یا گفتن «میخواهم بمیرم». - ناتوانی شدید در انجام امور روزمره، بیخوابی یا پرخوری/بیاشتهایی جدی. - اقدام به آسیب زدن به خود یا رفتارهای خطرناک. تخصص پیشنهادی: روانپزشک
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.
پاسخهای این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید. هویت و پروانه طبابت پزشکان پاسخدهنده از سازمان نظام پزشکی استعلام شده است — فرآیند تأیید هویت پزشکان.