علت عادی شدن زندگی و لذت نبردن از آن چیست؟ با سلام،این مسئله ای که عنوان کردید نیاز به بررسی بیشتر داره،و دلایل متعددی ممکنه باعث این حالت بشه یکی ممکنه مقایسه باشه،من خودم و مدام مقایسه میکنم،معیار مقایسه هم غلط،مثلا مدام با بالاتر از خودم مقایسه میکنم،خود این مطلب باعث این حالت میشهنکته بعدی تعیین اهداف و معیارهاست،خودم اهدافم و کارکردهای زندگی خودم رو بی ارزش میکنم،چرا؟چون کمال گرایی ممکنه پشت این داستان پنهان شده باشه.و دلیل دیگه افکاری که من دارم در مورد خودم دنیا و دیگران،وقتی این در بیرون محقق نمیشه من از لحاظ خلقی دچار افت میشم،مثلا انتظار دارم دنیا عدالت داشته باشه.خب وقتی ذات جهان این نیست و فکر من با واقعیت فاصله داره حال من بد میشهمی بینید اصلا به یک عامل نمیشه بسنده کرد پس حتما مراجعه کنید با جلسات تراپی میتونید قفل این موضوع رو به کمک درمان گر باز کنید و به خودتون کمک کنید.. ازمایش خون کامل انجام بدین ازمایش خون کامل انجام بدین. سلام علت رو باید در درون خودتون جستجو کنید لذت های آنی و بیرونی بخش کمی از احساس خوشبختی رو در ما میتونند ایجاد کنند، این انگیزه ی درونی و نیرو و انرژی روانی درون که زمانی که به حرکت در میاد میتونه با کوچکترین مواردی شادی و لذت رو در شما ایجاد کنه حتما به روانشناس مراجعه داشته باشید. عزیزم توصیه می کنم تراپی بگیرید تا باهمراهی یک درمانگر از خودتون و آسیب های احتمالی که باعث این بی انگیزگی در شما شدند آگاهی پیدا کنید و در مسیر درمان حالتون قطعا بهتر می شه. درمان eftرا توصیه می کنم.. درود.گاهی آدم ها در مسیرناکامی ها تغییراتی را در اهداف و زندگی خودشان می دهند که هر چند آن تغییرات مثبت و مشوق هستند ولی خواسته درونی فرد نیستند. ساده تر بگویم این که فرد در زندگی برای رسیدن به کسی یا چیزی با هدفی ناکام نشده است و بعد از آن با ته مانده انگیزه و امید ناکافی و گاها صرفا برای تداوم زندگی اهداف و جهتش را تغییر می دهد و اتفاقا موفق هم می شود ولی خوشحالی لازم را تجربه نمی کند. گاهی نیز به دلایل دیگری ممکن است این اتفاق رخ بدهد آنچه مشخص هست رد پای یک تروما و آسیب هست که همچنان با شما پیشروی می کند. توصیه می کنم برای شرح حال مفصل و بررسی دقیق و درمان حتما به روان شناس مراجعه کنید. مطمانا با ریشه یابی و آسیب شناسی لازم وضعیت شما بهبود پیدا خواهد کرد.. سلام و احترام وقتی از مسائلی که قبلا لذت می بردین دیگه براتون لذت بخش و شادی آور نیست یعنی دچار ملال شدین که اگه ادامه پیدا کنه به افسردگی منجر میشه لطفا به یک مشاور مراجعه کنید تا کاملا بررسی و ریشه یابی بشید تا شادی و معنا به زندگی تون برگرده. سلام و نور. شما دچار افسردگی شده اید.لطفا به روانشناس مراجعه فرمائید. با درود احتمالا این احساس شما به روابط بین فردی شما برگردد نیاز است تمرکز خود را بر روابط بین فردی بگذارید. با یک روانشناس مشاوره داشته باشید. سلام یکی از علائم اصلی افسردگی تنها و فقط یک روانشناس بالینی یا یک روانپزشک میتواند اختلاف روانپزشکی افسردگی ، وسواس ، اضطراب . را درمان کند.. سلام . دوست عزیز احساس بی لذتی و بی انگیزگی می تواند ناشی از افسردگی و یا فشارهای روانی باشد که بر شما تحمیل شده است . این فشارهای روانی ممکن است ریشه در گذشته داشته باشد که در ناخودآگاه شما شکل گرفته است . روان درمانی CBT و طرحواره درمانی کمک می کند که عوامی زمینه ساز و تداوم بخش این وضعیت در شما شناسایی شود . تا زمانی که درمان کامل صورت نگیرد ، لذت بردن از آن چیزهایی که بدست می آوریم یا خیلی زود گذر است و یا اصلا لذتی نخواهیم برد . بنابراین توصیه می کنم حتما به CBT و طرحواره درمانگر مراجعه کنید..

لذت , عادی , آستانه

سلام و عرض ادب
من در آستانه۳۰ سالگی هستم و تقریبا یکی دوسال هست لذت زیادی از پیشرفت ها و دست آوردام ندارم، دیگه ذوق چیزی رو ندارم، همه چیز برام عادی شده
وقتی اولین ماشین خودمو خریدم فکر میکردم خیلی لذت بخش باشه برام ولی در کمال ناباوری هیچ خوشحالی تو دلم نیست،هر چی میخرم برام معمولی شده، در صورتی ک قبلا خیلی پر انرژی و پرشور بودم با کوچک ترین چیزی هم خوشحال میشدم،علت چی هست؟

10
0

علت عادی شدن زندگی و لذت نبردن از آن چیست؟ لذت , عادی , آستانهبا سلام،این مسئله ای که عنوان کردید نیاز به بررسی بیشتر داره،و دلایل متعددی ممکنه باعث این حالت بشه یکی ممکنه مقایسه باشه،من خودم و مدام مقایسه میکنم،معیار مقایسه هم غلط،مثلا مدام با بالاتر از خودم مقایسه میکنم،خود این مطلب باعث این حالت میشهنکته بعدی تعیین اهداف و معیارهاست،خودم اهدافم و کارکردهای زندگی خودم رو بی ارزش میکنم،چرا؟چون کمال گرایی ممکنه پشت این داستان پنهان شده باشه.و دلیل دیگه افکاری که من دارم در مورد خودم دنیا و دیگران،وقتی این در بیرون محقق نمیشه من از لحاظ خلقی دچار افت میشم،مثلا انتظار دارم دنیا عدالت داشته باشه.خب وقتی ذات جهان این نیست و فکر من با واقعیت فاصله داره حال من بد میشهمی بینید اصلا به یک عامل نمیشه بسنده کرد پس حتما مراجعه کنید با جلسات تراپی میتونید قفل این موضوع رو به کمک درمان گر باز کنید و به خودتون کمک کنید.

0

علت عادی شدن زندگی و لذت نبردن از آن چیست؟ لذت , عادی , آستانهازمایش خون کامل انجام بدین ازمایش خون کامل انجام بدین

0

علت عادی شدن زندگی و لذت نبردن از آن چیست؟ لذت , عادی , آستانهسلام علت رو باید در درون خودتون جستجو کنید لذت های آنی و بیرونی بخش کمی از احساس خوشبختی رو در ما میتونند ایجاد کنند، این انگیزه ی درونی و نیرو و انرژی روانی درون که زمانی که به حرکت در میاد میتونه با کوچکترین مواردی شادی و لذت رو در شما ایجاد کنه حتما به روانشناس مراجعه داشته باشید

0

علت عادی شدن زندگی و لذت نبردن از آن چیست؟ لذت , عادی , آستانهعزیزم توصیه می کنم تراپی بگیرید تا باهمراهی یک درمانگر از خودتون و آسیب های احتمالی که باعث این بی انگیزگی در شما شدند آگاهی پیدا کنید و در مسیر درمان حالتون قطعا بهتر می شه. درمان eftرا توصیه می کنم.

0

علت عادی شدن زندگی و لذت نبردن از آن چیست؟ لذت , عادی , آستانهدرود.گاهی آدم ها در مسیرناکامی ها تغییراتی را در اهداف و زندگی خودشان می دهند که هر چند آن تغییرات مثبت و مشوق هستند ولی خواسته درونی فرد نیستند. ساده تر بگویم این که فرد در زندگی برای رسیدن به کسی یا چیزی با هدفی ناکام نشده است و بعد از آن با ته مانده انگیزه و امید ناکافی و گاها صرفا برای تداوم زندگی اهداف و جهتش را تغییر می دهد و اتفاقا موفق هم می شود ولی خوشحالی لازم را تجربه نمی کند. گاهی نیز به دلایل دیگری ممکن است این اتفاق رخ بدهد آنچه مشخص هست رد پای یک تروما و آسیب هست که همچنان با شما پیشروی می کند. توصیه می کنم برای شرح حال مفصل و بررسی دقیق و درمان حتما به روان شناس مراجعه کنید. مطمانا با ریشه یابی و آسیب شناسی لازم وضعیت شما بهبود پیدا خواهد کرد.

0

علت عادی شدن زندگی و لذت نبردن از آن چیست؟ لذت , عادی , آستانهسلام و احترام وقتی از مسائلی که قبلا لذت می بردین دیگه براتون لذت بخش و شادی آور نیست یعنی دچار ملال شدین که اگه ادامه پیدا کنه به افسردگی منجر میشه لطفا به یک مشاور مراجعه کنید تا کاملا بررسی و ریشه یابی بشید تا شادی و معنا به زندگی تون برگرده

0

علت عادی شدن زندگی و لذت نبردن از آن چیست؟ لذت , عادی , آستانهسلام و نور. شما دچار افسردگی شده اید.لطفا به روانشناس مراجعه فرمائید

0

علت عادی شدن زندگی و لذت نبردن از آن چیست؟ لذت , عادی , آستانهبا درود احتمالا این احساس شما به روابط بین فردی شما برگردد نیاز است تمرکز خود را بر روابط بین فردی بگذارید. با یک روانشناس مشاوره داشته باشید

0

علت عادی شدن زندگی و لذت نبردن از آن چیست؟ لذت , عادی , آستانهسلام یکی از علائم اصلی افسردگی تنها و فقط یک روانشناس بالینی یا یک روانپزشک میتواند اختلاف روانپزشکی افسردگی ، وسواس ، اضطراب . را درمان کند.

0

علت عادی شدن زندگی و لذت نبردن از آن چیست؟ لذت , عادی , آستانهسلام . دوست عزیز احساس بی لذتی و بی انگیزگی می تواند ناشی از افسردگی و یا فشارهای روانی باشد که بر شما تحمیل شده است . این فشارهای روانی ممکن است ریشه در گذشته داشته باشد که در ناخودآگاه شما شکل گرفته است . روان درمانی CBT و طرحواره درمانی کمک می کند که عوامی زمینه ساز و تداوم بخش این وضعیت در شما شناسایی شود . تا زمانی که درمان کامل صورت نگیرد ، لذت بردن از آن چیزهایی که بدست می آوریم یا خیلی زود گذر است و یا اصلا لذتی نخواهیم برد . بنابراین توصیه می کنم حتما به CBT و طرحواره درمانگر مراجعه کنید.