با سلام۱۳ سال متاهلم.اوایل بارداریم متوجه اعتیاد همسرم شدم ولی حمایتش کردم.خودم سرکار میرفتم تا محتاج کسی نباشیم .چند بار کمکش کردم ترک کنه با اینکه منو میزد. بعد دو سال پاک بودنش فرزند دومم بدنیا اومد.فکر کردم همه چیز روبراه شده.اما حالا که سالم شده و به خودش میرسه به من خیانت میکنه و مدام از چهره و همه چیز من ایراد میگیره بهانه گیری میکنه و به من تهمت ناروا میزنه .شدیدا دلشکسته شدم و قلبم دردگرفته.تهدید میکنه که میرم.اصلا واسش مهم نیس که جدا بشیم.چکار کنم نه توان موندن دارم نه بیوه شدن؟؟
26 شهریور 1398 آخرین بروزرسانی: 1 آذر 1398
پاسخ پزشکان
خلاصه پاسخ پزشکبازبینیشده توسط پزشک تأییدشده
سلام. بسیار متاسف شدم از شرایطی که شرح دادید. ببینید در حال حاضر رابطه بین شما و همسرتان رابطه سالمی نیست. اینطور که شرح دادید ایشان حاضر به قبول مسئولیت های همسری خودشان نیستند و تنها به خواسته ها و توقعات خودش توجه دارد. مسلما ماندن در این شرایط،، شما را فرسوده میکند.
— دکتر کیانوش عباس آبادی، متخصص اعصاب و روان - روانپزشک مشاهده پاسخ کامل
0
سلام. بسیار متاسف شدم از شرایطی که شرح دادید. ببینید در حال حاضر رابطه بین شما و همسرتان رابطه سالمی نیست. اینطور که شرح دادید ایشان حاضر به قبول مسئولیت های همسری خودشان نیستند و تنها به خواسته ها و توقعات خودش توجه دارد. مسلما ماندن در این شرایط،، شما را فرسوده میکند. در قدم اول باید با ایشان گفتگو کنید و مسئولیتهایش را گوشزد کنید. در صورتی که مجبور شوید تصمیمی مبنی بر جدایی بگیرید، مهم است پشتوانه مالی و نیز عاطفی( از طرف خانواده تان) داشته باشید. توصیه میکنم جهت مشاوره برای گرفتن تصمیم مناسب به رواندرمانگر ( خصوصی یا مراکز دولتی و بهزیستی) مراجعه نمایید
با سلام و وقت بخیر. درک میکنم شرایط سختی دارید؛ اما دقت کنید؛ شما با هوشمندی کامل مشکل و راه حل را خودتان تواما ارائه داده اید. انسانها برای فداکاری طراحی نشده اند؛ حتی زوجین بعد از مدتی گذشت و هزینه نسبت به یکدیگر دارای گارد حمایت یا سلطه؛ متوقع بودن یا احساس قربانی شدن خواهند. برای اینکار باید از فعالیتها و هدفگذاری های کوچک شروع کنید؛ مستقلا اهداف را تا پایان پیگیری کنید و خود را بعد از پیروزیهای کوچک تقویت کنید. این چیزی است که به مرور دیگران هم مشاهده و به آن خو خواهند گرفت؛ هر چند معمولا در ابتدا مقاومتهایی هم وجود خواهد. البته گاهی ممکن است که شناخت ما هم نسبت به این مساله درگیر تحریف باشد که در اینباره میتوانید با یک مشاور ملاقات حضوری داشته باشید.
با سلام همان طور که خودتان هم هوشمندانه اشاره کردید فداکاری یک جانبه یک نفر در زندگی فرسودگی به همراه دارد. قطعا الگوی رابطه شما و همسرتان الگوی درستی نیست و ادامه الگویی که یک نفر مدام برای زندگی تلاش میکند و فرد دیگر فقط گیرنده باشد آن را قوی تر میسازد. این الگو را باید بشکنید ودر این مسیر از زوجدرمانگر کمک بگیرید. و پیش از اینکه تصمیمی در باره رابطه بگیرید لازم هست با روانشناس صحبت کنید و کمی از لحاظ روحی خود را قوی سازید که تصمیم از روی احساس نگیرید.
قدرنشناسی همسر یک مسئله روانشناختی پیچیده است که بسیاری از عوامل اجتماعی و روابطی را در برمیگیرد. این موضوع ممکن است به دلایل مختلفی از جمله نقص اعتماد به نفس یا مشکلات روحی و روانی به وجود بیاید. برای مقابله با قدرنشناسی همسر، مهم است که ابتدا با او درباره مشکلات صحبت کنید و در صورت نیاز به مشاوره روانشناسی متوسل شوید. از مهمترین راهها برای حل این مسئله میتوان به افزایش ارتباط و اعتماد میان شما و همسرتان اشاره کرد. برنامهریزی مشترک برای حل مشکلات و رفع سوءتفاهمها میتواند بهبود قابل توجهی در رابطهتان ایجاد کند. همچنین، اگر همسرتان دارای اعتیاد یا مشکلات روانی است، بهتر است او را به متخصصین مربوطه معرفی کنید تا بتواند از درمانهای مناسبتری بهرهمند شود. اما به هیچعنوان برای خودتان زحمت بکشید و به تهدیدهای او پاسخ ندهید. در صورت لزوم، به حقوق خود پایبند باشید و به دنبال راهحلهای قانونی برای حفظ خودتان و فرزندانتان باشید.
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.
پاسخهای این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید. هویت و پروانه طبابت پزشکان پاسخدهنده از سازمان نظام پزشکی استعلام شده است — فرآیند تأیید هویت پزشکان.