من زود عصبی میشم حالم خوبه یهو بد میشه آیا من دوقطبی دارم؟
وقتی مامانم جلوم اسم همکلاسیامو میاره به هم میریزم خیلی اینقد حالم بد میشه ک بهش احترامی میکنم از داداشم بدم میاد دلیلشم اینکه درس نمیخونه ب حرف مامان بابام گوش نمیده و کل روزتا اخر شب تو گوشیشه شاید عجیب باشه ولی ب همین دلیل ازش متنفر شدم مامان بابام غصه میخورن ولی کاری ندارن دیگ بهش ولی من خیلی بحثم میشه نمیدونم اینقد ک برا من مهمه چرا برا بقیه خواهرام مهم نیس مامانم قرصامو ریخته دور چیکا کنم؟
4 خرداد 1405
پاسخ پزشکان
1
با سلام، شما احساسات و هیجانات زیادی مانند: ترس، خشم، اضطراب، افسردگی و موارد دیگر را تجربه میکنید اما چرا ؟ شما یکی از فرزندان میانی در خانواده ای نسبتا پرجمعیت (احتمالا 4 تا 5 خواهر و برادر) هستید و از اوایل کودکی همیشه احساس میکردید به اندازه کافی محبت توجه و حمایت از والدینتان دریافت نمیکنید ! پس برای اینکه نیاز تان به محبت و توجه براورده شود، تبدیل به دختر خوب خانواده شدید و هر چه بزرگترهاگفتند شما چشم بسته، گفتید چشم ! و اطاعت کردید حتی خیلی موارد برخلاف میل باطنی تان خیلی کارها را انجام رادادید اما برعکس متوجه شدید که برادرتان که توجهی به دستورات والدین شما ندارد و به نظر شما هرکاری که دلش بخواهد میکند توجه بیشتری از پدر و مادرتان گرفته و این مورد شما را عصبانی و ناراحت کرده با خودتان میگویید من که این همه کار برای بدست اوردن دل والدینم کردم بی ارزش و بد هستم اما برادرم با کارهای بدش خوب است ! و تفرت و خشمتان از خودتان و پدر و مادرتان بیشتر میشود و از انجا که نشان دادن عصبانیت خودتان به پدرومادرتان برایتان عوارضی دارد و یا میترسید یا هر دلیل دیگری، این خشم سرکوب شده را به طرف برادرتان هدایت کرده و از ایشان متنفر میشوید والبته مقداری از خشم تان هم به طرف خودتان رفته و از خودتان به خاطر خوب بودن زیادتان متنفر میشوید و چون خشم تان خیلی زیاد است، مقداری نیز متوجه مادرتان میشود یعنی وقتی مادرتان نام دوستانتان را برای مقایسه و یا هر دلیل دیگری میگوید شما تمام مسائل گذشته برایتان زنده شده و با توهین به مادرتان انتقام توهین و بدرفتاری ای را که به شما شده، به نظر خودتان میگیرید و احساس ارامش میکنید اما از انجا که هنوز لباس دختر خوب خانه بودن را میپوشید ؛ داشتن این رفتار سبب احساس گناه و عذاب و جدان در شما میشود و چون سایر خواهران و برادران مانند شما نخواستند فرزند خوب و مطیع خانواده باشند چنین احساسی ندارند برای داشتن کنترل هیجانی و بسیاری موارد دیگر به روان شناسمراجعه کنید
با سلام و احترام احساسات شما قابل درک هستش، به خودتون برچسب هر اختلال نزنید، تشخیص اختلال با روانپزشک یا روانشناس بالینی است، با توضیحاتی که مطرح کردید تعارض در خانه وجود دارد، مقایسه کردن دیگران کار صحیحی نیست، هرکس تواناییهای خاص خودشو و شرایط زندگی خودشو دارد، باید مرزهای خانوادگی حفظ بشه، بی احترامی راهکاری ناسازگار است، به جای اون گفتگوی همدلانه داشته باشید، برادر شما نیاز به روان درمانی دارد، شما هم اگر پزشک دارویی تجویز کرده، سر وقت مصرف بفرمایید. در مجموع خانواده شما نیاز به مشاوره دارد. با آرزوی موفقیت
وقت شما بخیر عزیزم. زود عصبانی شدن دلیل اختلال دوقطبی نمیتونه باشه. اختلال 2 قطبی علائم دیگه ای هم داره. باید بررسی بشه چرا میخوای برادرت رو مدیریت کنی و آموزش ببینی هیجاناتت رو مدیریت کنی
سلام عصبیت یا روانرنجوری لزوما به معنای دوقطبی بودن نیست این موضوع ناشی از تفاوتهای فردی شما با دیگران هست که نیاز به بررسی و درمان داره همچنین موقعیتهایی که این عصبانیت اتفاق میفته از این لحاظ که ماشه چکان افکار و باورهای شماست مهم است. توصیه می کنم با روانشناس با رویکرد شناختی - رفتاری مراجعه کنید.
سلام و درود با یک فاکتور عصبانیت نمی تونید روی خودتون برچسب دو قطبی بودن بزنید ولی با توضیحاتی که مطرح کردین قطعا نیاز به درمان فردی در شما احساس میشه رویکرد ptc که نوعی روان درمانی عملی محسوب میشه می تونه با ارزیابی دقیق شما بی نیاز از مصرف دارو در همان جلسه اول درمانی با ارائه راهکار تخصصی به شما کمک بزرگی بکمه اگر تمایل به کمک درمانی داشتید می تونید با بنده تماس بگیرید
احتمالا این واکنشها در بیشتر موارد ناشی از استرس و تعارض خانوادگی یا احساس بیعدالتی و محدود شدن است و لزوما دوقطبی نیست. آرام باشید؛ این حالتها قابل مدیریت و بررسیاند
با سلام و وقت بخیر. توضیحات محدوده و خیلی موارد نیازمند بررسی است. -صرف خشم و یا نوسان خلق گهگاه دلیل (کافی) بر وجود و یا عدم وجود هیچ اختلالی نیست. -ورود تو به حیطه والدینی جای سوال داره وقتی که حتی والدین به اندازه تو درگیر نیستند. -خشم و نفرت تو به دلایلی که گفتی جای سوال داره. -اما باقی ماندن مطلق یک دختر 20 ساله احتمالا به دلیل خویشتنی تحول نیافته و ذوب در هنجارهای خانواده مهمترین علامت سوالی است که باید پاسخ داده شود.
با درود تغییر سریع حال (از خوب به بد)، زودرنجی و درگیر شدن با موضوعات خانوادگی بهتنهایی نشانه «دوقطبی» نیست. اختلال دوقطبی معمولا دورههای مشخص افسردگی و شیدایی/نیمهشیدایی دارد که چند روز تا چند هفته طول میکشند، نه تغییرات لحظهای بر اثر حرف یا موقعیت. آنچه شما توصیف میکنید بیشتر میتواند با اضطراب، حساسیت هیجانی بالا، یا نوسان تنظیم هیجان مرتبط باشد. اینکه با حرفها یا رفتارهای اطرافیان سریع به هم میریزید نشان میدهد سیستم هیجانیتان زود تحریک میشود، که با آموزش مهارتهای تنظیم هیجان و در صورت نیاز درمان روانشناختی قابل بهبود است. در مورد مصرف دارو هم، قطع یا ریختن داروها بدون نظر پزشک میتواند وضعیت را بدتر کند؛ بهتر استحتما با روانپزشک درباره ادامه یا تغییر درمان صحبت شود. همچنین لازم نیست مسئولیت رفتار برادرتان را به دوش بکشید؛ این موضوع بیشتر مربوط به والدین است و درگیر شدن زیاد شما میتواند فشار روانیتان را بیشتر کند.
احتمالاً این واکنشها در بیشتر موارد ناشی از استرس و تعارض خانوادگی یا احساس بیعدالتی و محدود شدن است و لزوماً دوقطبی نیست. آرام باشید؛ این حالتها قابل مدیریت و بررسیاند. راهکارهای عملی: - چند نفس عمیق و شمردن تا ده قبل از واکنش، برای کاهش فوری التهاب عصبی. - چند دقیقه فاصله گرفتن از موقعیت (اتاق یا قدم زدن) تا آرامتر شوید. - نوشتن احساسات روی کاغذ یا پیام کوتاه بدون داد زدن به والدین برای بیان و اضحتر. - اگر دارویی برای شما تجویز شده و والدین آن را دور ریختهاند، با یک بزرگتر مورداعتماد یا پزشک تماس بگیرید؛ هرگز خودسرانه دارو را قطع نکنید. علائم هشدار: - داشتن افکار یا برنامه خودکشی یا قصد آسیب به دیگران. - ناتوانی در کنترل خشم که منجر به پرخاشگری یا صدمه میشود. - افت شدید و پایدار در خواب، اشتها یا عملکرد در مدرسه. تخصص پیشنهادی: روانپزشکی
این پاسخ توسط هوش مصنوعی تولید شده و جایگزین نظر پزشک نیست.
پاسخهای این صفحه صرفاً جنبه آموزشی دارد و جایگزین معاینه و تشخیص پزشک نیست. برای هرگونه اقدام درمانی حتماً با پزشک متخصص مشورت کنید. در مواقع اورژانسی با مراکز درمانی تماس بگیرید.